• ورود
  • آدرس‌های جدید دسترسی به Sci-hub ، Libgen، Zlib و Anna’s Archive
  • نویسندگان
  • نویسنده مهمان
  • درباره ما
  • تماس با ما
نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی و سیاستگذاری اجتماعی
  • تحلیل
    • جامعه
    • سیاست‌گذاری اجتماعی
  • رویداد
  • مدرسه
    • سیاستگذاری اجتماعی
    • جامعه شناسی
    • مددکاری اجتماعی
    • فرهنگ نامه
  • کتابخانه
    • مقاله
    • کتاب
    • ژورنال
    • مجله
  • رسانه
    • فیلم
    • عکس اجتماعی
    • اینفوگرافیک
    • صوتی
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی و سیاستگذاری اجتماعی
  • تحلیل
    • جامعه
    • سیاست‌گذاری اجتماعی
  • رویداد
  • مدرسه
    • سیاستگذاری اجتماعی
    • جامعه شناسی
    • مددکاری اجتماعی
    • فرهنگ نامه
  • کتابخانه
    • مقاله
    • کتاب
    • ژورنال
    • مجله
  • رسانه
    • فیلم
    • عکس اجتماعی
    • اینفوگرافیک
    • صوتی
نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی و سیاستگذاری اجتماعی
نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج
تصویرگر: ثنا نصیر (Sana Nasir)

سفیدشویی تکنولوژیک و سیاست فاشیستی

مطالعه‌ای موردی درباره‌ی «ملت استارت‌آپی» اسرائیل

به‌دست کلمان سگال و علیرضا چمن‌زار
۱ خرداد ۱۴۰۵
در جامعه, ویژه
10 دقیقه برای خواندن نیاز دارید
انتشار در توییترانتشار در تلگرامانتشار در واتساپانتشار در لینکدینChatGPT

اسرائیل با موفقیت خود را به‌عنوان «ملت استارت‌آپی» برندسازی کرده و تصویری پر از زرق و برق، مدرن و فناوری‌محور از خویش به نمایش گذاشته است. این استراتژی سفیدشویی تکنولوژیک در خدمت یک دستورکار سیاسی فاشیستی قرار دارد؛ راهبردی که مشروعیت و حمایت بین‌المللی برای استمرار استعمار فلسطین را تأمین می‌کند و در عین حال الهام‌بخش دیگر اقتدارگرایی‌ها و دیستوپیاهای فناورانه در سراسر جهان است.

در اجلاس «هوش مصنوعی برای خیر» سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۵، سایبرتراکِ ایلان ماسک زیر نورافکن‌ها می‌درخشید، حال‌آنکه آبه‌با بیرهانه – یکی از معتبرترین متخصصان اخلاق هوش مصنوعی در جهان – وقتی جرأت کرد همدستی و نقش غول‌های فناوری در نسل‌کشی فلسطین را برزبان آورد، خاموش شد. پیام نمی‌توانست شفاف‌تر از این باشد: نمایشِ نوآوری اهمیتی بیش از انسان‌هایی دارد که از آن آسیب می‌بینند. به سفیدشویی تکنولوژیکی خوش آمدید – هنر استفاده از تصویر پر از زرق و برق نوآوری برای پنهان‌سازی، سفید کردن یا توجیه خشونت.

تکنو‌فاشیسم بر همین منطق استوار است؛ منطقی که پیش‌تر درباره‌اش بسیار نوشته شده است. در اینجا، این اصطلاح را به معنای همگرایی قدرت سرمایه‌دارانه، کنترل نظامی‌شده و اقتدار فناورانه به‌کار می‌برم یعنی نظامی که هنجارهای دموکراتیک را فرسوده می‌سازد، آزادی‌های بنیادین را زیر پا می‌گذارد و گروه‌های اجتماعیِ نژادی‌شده یا حاشیه‌نشین را قربانی می‌کند. این یک اقتصاد سیاسی است که در آن خیال‌پردازی‌های فناوری‌محور درباره‌ی کارایی، امنیت و برهم‌زنندگی به ابزارهای سلطه بدل می‌شوند.

اسرائیل مصداق روشن این الگوست. این کشور که با عنوان «ملت استارت‌آپی» برندسازی شده، خود را آزمایشگاهی از نوآوری، خلاقیت و تاب‌آوری کارآفرینانه معرفی می‌کند. از تل‌آویو تا سیلیکون‌ولی، روایت ملت استارت‌آپی به‌مثابه‌ی یک «فرقه‌ی نوآوری» عمل می‌کند که اقتصادهای جنگ‌محور دائمی، نابرابری‌های فزاینده و خشونت‌های نژادی‌شده را تحت لوای نشانه‌های مدرنیته بازبرندسازی می‌کند. فناوری به مرتبه‌ی امری مثبت یا حتی رهایی‌بخش ارتقا یافته، در حالی که در عمل به معماریِ کنترل و خشونت ساختاری بدل می‌شود: سامانه‌های هدف‌گیری خودکار، ابزارهای پلیسی پیش‌بینانه، فناوری‌های مرزی و نظارت گسترده.

با این حال، برای بسیاری – از دانشجویان مدارس کسب‌وکار گرفته تا بنیان‌گذاران استارت‌آپ، از «پیشروهای» خودخوانده تا لیبرال‌ها – فناوری و استارت‌آپ‌ها هنوز هاله‌ای از پیشرفت، کارایی و جذابیت را با خود دارند. پس از حملات هفتم اکتبر، بیش از ۵۰۰ کارآفرین حوزه‌ی فناوری در فرانسه همبستگی خود را با اسرائیل ابراز کردند: «ما از ارزش‌های فناوری اسرائیل […] که ریشه در «چوتزپا»ی [جسارت] معروف دارد، الهام گرفته و شکل گرفته‌ایم». بیش از ۱۰۰ شرکت آلمانی پشت پیمان «دیگر هرگز، اکنون است» علیه یهودی‌ستیزی متحد شدند، و بیش از ۸۰۰ شرکت سرمایه‌گذاری خطرپذیر «دستاوردهای فناورانه و تعهد اسرائیل به پیشرفت» را ستودند. این بیانیه‌ها نشان می‌دهد که افسانه‌ی ملت استارت‌آپی تا چه اندازه در تخیل سرمایه‌داری غربی نفوذ کرده و اسرائیل را به‌عنوان یک دموکراسی مدرن و نوآور می‌بیند.

این افسانه باید واسازی شود. این مقاله با استفاده از اسرائیل به‌عنوان مطالعه‌ی موردی برجسته می‌سازد که چگونه دستورکارهای نظام‌های اقتدارگرا و راست‌افراطی مدت‌هاست به درخشش مدرنیته‌ی فناورانه، مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های نئولیبرالی افراطی، نظامی‌گری و استعمار شهرک‌نشینان تکیه داشته‌اند. امروز، سفیدشویی تکنولوژیکی راهبرد محوریِ رژیم‌های تکنو‌فاشیستی است و نوآوری و «پیشرفت»، زیرساختِ خشونت دولتی است.

خاستگاه تکنو‌فاشیسم اسرائیلی

صهیونیسم اولیه به‌شدت از ایدئولوژی‌های اروپایی قرن نوزدهمی الهام می‌گرفت: برتری سفیدپوستان، سلسله‌مراتب نژادی، استعمار، دولت‌-ملت، فاشیسم و انجیل‌گرایی مسیحایی. همانند آینده‌نگری ایتالیایی در دوران موسولینی، صهیونیسم نیز پیشرفت، علم و دگرگونی فناورانه را تحسین می‌کرد. این جنبش و دستگاه دولتی نخستین آن عمدتاً به‌دست دانشمندان و تکنوکرات‌ها رهبری می‌شد و اغلب از الگوهای استعماری آلمانی الهام می‌گرفت. نوآوری و فناوری به نیروهای سیاسی مرکزی در شکل‌دهی به حیات جمعی بدل شدند. از مردم یهود دعوت می‌شد که خود را به‌مثابه‌ی نوعی سوژه‌ی نوین بازآفرینی کنند –سوژه‌ای که در مفهوم یهودیت عضلانی (Muscular Judaism) ماکس نوردائو و آرمان صهیونیستیِ «ابرانسان» نیچه‌ای تجسم می‌یافت. بدین‌سان، اسکان‌دهندگان نخستین، نیاکان ایدئولوژیک کارآفرینان امروز اسرائیل بودند.

کتاب دولت یهود اثر تئودور هرتسل به بهترین وجه این دستورکار تکنوکراتیک و تمدنی را بیان می‌کند. او بارها بر نقش علم و مدرنیته تأکید می‌ورزد و اصرار دارد که «تأسیس یک دولت یهودی مستلزم به‌کارگیری روش‌های علمی است». وعده‌ی پایانی این رساله – که «جهان به‌واسطه‌ی آزادی ما رهایی خواهد یافت، با ثروت ما غنی خواهد شد، با عظمت ما سترگ‌تر خواهد گشت… و هر آنچه در آنجا آغاز کنیم، با قدرت و به نفع خیر بشریت بازتاب خواهد یافت» – مأموریتِ تکنوتمدنی در قلب پروژه‌ی صهیونیستی نخستین را به‌خوبی فشرده می‌کند.

استعمار فلسطین، چنان‌که هرتسل برنامه‌ریزی کرده بود، به‌مثابه‌ی پروژه‌ای متمدن‌سازانه قاب‌بندی شد که در آن علم و فناوری اروپایی، اسکان در اسرائیل و آوارگی گسترده‌ی فلسطینیان را توجیه می‌کرد. در رمان سرزمین جدید قدیم هرتسل، تنها شخصیت عرب، رشید بیک، می‌پرسد: «یهودیان ما را شکوفا کرده‌اند؛ چرا باید از آنان در خشم باشیم؟». دستاوردهای کشاورزی، پزشکی و تکنولوژیک – نظیر «شکوفا کردن کویر» – به‌مثابه‌ی نشانه‌ای از حقانیت اخلاقی و سودمند برای هر دو سوی یهودی و جمعیت بومی فلسطینی به تصویر کشیده شد که خشونتِ استعمار را پنهان کرده و سلب مالکیت را به‌‌صورت پیشرفت جلوه می‌داد.

این منطق بازتاب‌دهنده‌ی شیوه‌های استعماری اروپایی است؛ آنجا که ادعای بهبود اقتصادی و زیست‌محیطی، تصاحب زمین و انقیاد جمعیت‌های بومی را توجیه می‌کرد. ریشه‌های ایدئولوژیک و مادیِ روایت ملت استارت‌آپی اسرائیل، دقیقاً در همین تبار تکنوکراتیک-استعماری نهفته است.

آزمایشگاه نوآوری یا «آزمایشگاه کشتار»؟

ساختارهای حکمرانی تکنوکراتیکِ دهه‌ی ۱۹۲۰، پایه‌های ادغام بی‌نقص امروز میان فناوری‌های پیشرفته، نظامی‌گری و سیاست را بنیان نهادند؛ یک «مجتمع نظامی‌-فناوری» که اقتصاد سیاسی اسرائیل را تعریف می‌کند. پس از جنگ ۱۹۶۷ و اشغال کرانه‌ی باختری، غزه، بلندی‌های جولان و بیت‌المقدس شرقی، تکنوکرات‌های نظامی به ساختار اداری غیرنظامی نقل مکان کردند. آنان در تعامل تنگاتنگ با سیاستمداران، سیاست‌هایی را شکل دادند که بخش فناوری پیشرفته را تغذیه می‌کرد: یارانه‌ها، مقررات‌زدایی، مشوق‌هایی برای سرمایه‌گذاران خارجی و کنترل‌های انعطاف‌پذیر صادراتی. حمایت ایالات متحده آمریکا، که همواره اسرائیل را پایگاه امپریالیستی خود در خاورمیانه می‌دانست، تعیین‌کننده بود. واشنگتن با تأسیس بنیاد BIRD در سال ۱۹۷۷، میلیون‌ها دلار به بخش نوپای فناوری اسرائیل سرازیر کرد و درهای بازارهای آمریکا را به روی آن گشود. در دهه‌ی ۱۹۹۰، برنامه‌ی «یوزما» (Yozma) با سرمایه‌گذاری گسترده‌ی مشترک دولتی، صنعت سرمایه‌گذاری خطرپذیر اسرائیل را شتاب بخشید. این بنیان‌ها با اصلاحات گسترده‌ی نولیبرالی از دهه‌ی ۱۹۸۰ و سپس تعمیق آن‌ها در دوره‌ی نتانیاهو تحکیم شد: خصوصی‌سازی دارایی‌های دولتی، کاهش مالیات، آزادسازی بازارها و شتاب‌گیری ورود سرمایه‌ی خارجی.

اسرائیل بدین‌ترتیب به یک قطب جهانی تکنو‌فاشیستی با بیش از ۴۳۰ شرکت چندملیتی دارای دفاتر در این کشور و ۳۵۰ شرکت سرمایه‌گذاری خطرپذیر بدل شد. اسرائیل میزبان حدود ۹٬۰۰۰ استارت‌آپ است و ۱۳۰ شرکت آن در نزدک (NASDAQ) پذیرفته شده‌اند. هم اکنون فناوری‌های پیشرفته تقریباً ۲۰٪ تولید ناخالص داخلی، ۵۶٪ صادرات و ۲۵٪ درآمدهای مالیاتی را تولید می‌کنند.

هزینه‌ی ساختن «ملت استارت‌آپی» چه بود؟ حتی ناظران صهیونیست هم‌اکنون از یک دولت شکست خورده انتقاد می‌کنند: «دولتی یهودی که شهروندانش در فقر، نابرابری یا زندگی‌هایی سرشار از استیصال اقتصادی خاموش به سر می‌برند، در بهترین حالت یک شوخی بسیار تلخ است». اسرائیل از نابرابرترین اعضای سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) به‌شمار می‌رود و ۲۰٪ از جمعیت آن زیر خط فقر زندگی می‌کنند. تل‌آویو یکی از گران‌ترین شهرهای جهان است و این کشور با بحران مسکن عمیقی روبه‌روست (که یکی از دلایل پروژه‌ی شهرک سازی در کرانه‌ی باختری است). افزون بر این، فلسطینی‌های شهروند اسرائیل (فلسطینی‌های ۴۸) نیز آپارتاید اقتصادی را تجربه می‌کنند؛ آپارتایدی که در کمبود زیرساخت‌ها، از جمله نبود پناهگاه‌های ضدموشک، نمایان است.

در حالی که بیشتر سیاستمداران از نیروهای مسلح می‌آمدند، نسل تازه‌ای میان سیاست و فناوری پیشرفته در رفت‌و‌آمد است: نفتالی بنت، نخست‌وزیر پیشین دو شرکت فناوری را پیش از ورود به سیاست با بیش از ۲۵۰ میلیون دلار فروخت؛ ایهود باراک بنیان‌گذار یک استارت‌آپ جاسوس‌افزاری است؛ رئیس‌جمهور آیزاک هرتسوگ یک سرمایه‌گذار فرشته و افسر پیشین واحد یگان ۸۲۰۰ – یگان نخبه‌ی جنگ سایبری اسرائیل – است. خمی پرز، پسر شیمون پرز نیز از چهره‌های برجسته سرمایه‌گذار خطرپذیر است.

در سال ۲۰۲۴، همگام با تشدید حمله‌ی اسرائیل به غزه، بودجه‌ی نظامی این کشور ۶۵٪ افزایش یافت و به ۴۶٫۵ میلیارد دلار، معادل ۸٫۸٪ تولید ناخالص داخلی، رسید و پیش‌بینی می‌شود در سال ۲۰۲۵ نیز ۲۰٪ دیگر افزایش یابد. صادرات نظامی نیز به رکورد ۱۴٫۸ میلیارد دلار رسید. حفظِ یک رژیم شهرک‌نشینِ استعمارگر (مبتنی بر اشغال و سلب مالکیت مداوم)، آزمایشگاهی برای تسلیحات فراهم می‌کند که ابتدا روی فلسطینیان آزموده می‌شوند و سپس به‌عنوان فناوری‌های آزموده شده در میدان نبرد به دموکراسی‌ها و دیکتاتوری‌ها صادر می‌شوند. اسرائیل مدت‌هاست که به درگیری‌ها، کودتاها در آمریکای لاتین و نیروهای نسل‌کش تسلیحات می‌فروشد؛ از جمله به رواندا، که شبه‌نظامیان هوتو از یوزی استفاده می‌کردند و در آفریقای جنوبیِ دوران آپارتاید، که الگوی بانتوستان آن از سوی آریل شارون به‌عنوان قالبی برای رام‌سازی فلسطینیان ستایش می‌شد.

زیست‌بوم گسترده‌ فناوری پیشرفته – شامل هوش مصنوعی، امنیت سایبری، فناوری کشاورزی، سلامت دیجیتال – ستون نفوذ جهانی اسرائیل است. حتی هنگامی‌که در غزه سامانه‌های مبتنی بر هوش مصنوعیِ شرکت‌های بزرگ فناوری به نسل‌کشی یاری می‌رسانند، معاملاتی چون خرید ۳۲ میلیارد دلاری شرکت امنیت سایبری Wiz به‌دست گوگل یا تصاحب ۲۵ میلیارد دلاری CyberArk به‌دست Palo Alto Networks، نشان از پیوندهای عمیق میان بازارهای جهانی و این اقتصاد خشونت دارد. هزاران شرکت جهانی از این اقتصاد نسل‌کشی سود می‌برند. همان‌گونه که در گزارش اخیر گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر در سرزمین‌های اشغالی برجسته شده است.

این «ناو جنگی اقتصاد اسرائیل» باید برچیده شود. تحریم شرکت‌های تسلیحاتی یا بنگاه‌هایی که مستقیماً از شهرک‌‌سازی‌های غیرقانونی سود می‌برند کافی نیست: کل زیست‌بوم استارت‌آپی، شالوده‌ی دولتِ فناورانه‌ی اتنوفاشیستیِ (قوم‌-ملی‌گرای فاشیستی) اسرائیل را شکل می‌دهد. اقتصاددانان سیاسی چون شیر هِور یادآور می‌شوند که وابستگی شدید اسرائیل به یک بخش فناوریِ نظامی‌شده که تنها ۱۰٪ نیروی کار را به‌کار می‌گیرد، حبابی پدید آورده که می‌تواند بقای بلندمدت دولت را تهدید کند. با افزایش هزینه‌های اشغال دائمی، نظامی‌گری و عمیق‌تر شدن پوپولیسمِ نولیبرالِ فاشیستی – به‌ویژه پس از هفتم اکتبر – نمای ظاهری «ملت استارت‌آپی» در حال ترک خوردن است.

حمله‌ی مرگبار حماس در هفتم اکتبر به قلب نخبگان فناوری ضربه زد، از جمله پسر یک وزیر سابق و دختر یک میلیاردر فناوری اسرائیلی که زمانی در اسرائیل به‌خاطر ترویج «صلح» از طریق به‌کارگیری فلسطینیان ستوده می‌شد. این حمله محدودیت‌های غرور فناورانه‌ی اسرائیل را آشکار ساخت: ملت استارتاپی به دست ابزارهای کم هزینه با تکنولوژی‌های کم از پا درآمد، در حالی‌که یگان ۸۲۰۰ ماه‌ها هشدار دریافت کرده بود اما اقدامی نکرد. در مقابل، واکنش اسرائیل افراط تکنولوژیک بود: سامانه‌های هدف‌گیری مبتنی بر هوش مصنوعی نظیر لاوندر (Lavender) و جنگ‌افزارهای خودکار مانند گاسپل (Gospel).

اگرچه برخی پیش‌بینی می‌کنند اسرائیل به دولتی شکست خورده بدل خواهد شد، اما نباید منتظر فروپاشی احتمالی اسرائیل بمانیم. جامعه‌ی مدنی باید اسطوره‌ی اسرائیل به‌مثابه‌ی یک «دژ» فناورانه‌ی پیشرو و تسخیرناپذیر را فرو بپاشد. این کار از آن جا آغاز می‌شود که رهبران کسب‌وکار، کارگران فناوری، دانشجویان مدارس کسب‌وکار و فناوری‌خواهانِ خوش‌بین درک کنند که اسرائیل الگوی نوآوری در خدمت بشریت نیست، بلکه دولتی است که بخش فناوری پیشرفته‌اش، اشغال مستمر و قوم‌-ملی‌گرایی (اتنوناسیونالیسم) را تأمین می‌کند. تنها با به چالش کشیدن تصور «ملت استارت‌آپی» می‌توان بر سیاستمداران فشار هماهنگ وارد کرد، تحریم‌ها را پیش برد و تغییرات ساختاری را ممکن ساخت.

واکاوی مفهوم «ملت استارت‌آپی» اسرائیل: یک ساختۀ بازاریابی

ایده‌ی اسرائیل مدرن و پیشرو حاصل یک کارزار بازبرندسازیِ عامدانه با حمایت دولتی است. گفتمان ملت استارت‌آپی، اسرائیل را به‌عنوان جامعه‌ای آزاد، خلاق، سکولار و غربی به نمایش می‌گذارد و واقعیت‌های سیاسیِ اشغال را به‌صورت راهبردی پنهان می‌کند.

انتفاضه دوم (۲۰۰۰–۲۰۰۵) تصویر جهانی اسرائیل را به‌ویژه در نسل‌های جوان‌تر خدشه‌دار کرد؛ نسلی که این کشور را به‌جای دموکراسی یا پیشرفت با استعمار، خشونت و ملی‌گراییِ دینی پیوند می‌داد. در این بستر، ایدو آهارونی که در ۲۰۰۲ به وزارت امور خارجه پیوست، «برندسازی ملی» را به‌عنوان شکل تازه‌ای از دیپلماسی عمومی پیش برد. او گروه برند اسرائیل را بنیان نهاد و راهبردی را پایه‌گذاری کرد که توجه بین‌المللی را از مناقشه دور و به‌سوی یک مجموعه‌ی به‌دقت گزینش شده از روایت‌های «مثبت» سوق دهد.

با پشتوانه‌ی بودجه‌ی هنگفت دولتی و حمایت چهره‌هایی نظیر شیمون پرز، آریل شارون و آویگدور لیبرمن، تیم آهارونی با شرکت‌های جهانی روابط عمومی و بازاریابی همکاری کرد. فرض آنان ساده بود: از آنجا که بیشتر مخاطبان بین‌المللی نسبت به مناقشه بی‌تفاوت‌اند، مؤثرترین تاکتیک نه اقناع و متقاعدسازی، بلکه منحرف کردن توجه‌ است. روایت تازه درباره‌ی اسرائیل بر پویایی، نوآوری، آشپزی، شراب، فرهنگ، انرژی تجدیدپذیر، فناوری‌های آب، ورزش و تل‌آویوِ دوستدار جامعه LGBT متمرکز شد.

این راهبرد به شیوه‌های گوناگونی از پاک‌سازی تصویری انجامید: صورتی‌شویی (pinkwashing)، معرفی اسرائیل به‌عنوان پناه‌گاهی دوستدار دگرباشان جنسی؛ سبزشویی (greenwashing) با برجسته‌سازی فناوری‌های محیط‌زیستی و روایت شکوفا کردن صحرا؛ وگان‌شویی (ٰVeganWashing)، وگن‌ترین ارتش جهان و البته سفیدشویی تکنولوژیکی (TechWashing)، که اسرائیل را «ملت استارت‌آپی» معرفی می‌کند. کارزار «انرژی خلاق» که در ۲۰۱۰ راه افتاد، این منطق را به‌خوبی خلاصه می‌کرد و اسرائیل را به‌عنوان «جایی پویا و پُرانرژی؛ جایی که جوهرش ساختن آینده‌ای بهتر و شور کارآفرینانه است» برندسازی می‌کرد:

«هدف جایگزین کردن مناقشه نیست، بلکه تبدیل شدن به یک برند چندبُعدی است. می‌خواهم در موقعیتی باشم که کسی بگوید: «با سیاست‌های شما در قبال فلسطینی‌ها موافق نیستم، اما شما این دوربین پزشکی را اختراع کردید که جان مادر مرا نجات داد – و این را قدر می‌دانم.»

ایدو آهارونی به نقل از امیر رشف گیسین (مدیر سابق دپارتمان هاسبارا)

برای هاسبارا، دستگاه تبلیغاتی دولت، هدف تازه این بود که اسرائیل را در آمریکا و اروپا، در تقابل با ملت‌های اسلامیِ پیرامون که گویا «عقب‌مانده، سرکوبگر و همجنس‌گراهراس» تصویر می‌شدند، جهانی، پیشرو، غربی و دموکراتیک معرفی کند. این روایت، به نوبه‌ی خود، این ایده را تقویت می‌کرد که تجاوزگری اسرائیل، نه امپریالیسم، بلکه دفاع از دموکراسی و آزادی است. اسرائیل قرار بود کم‌تر با ایست‌های بازرسی و بیشتر با اپلیکیشن‌های موبایلی، تجهیزات پزشکی، صادرات شراب و رژه‌های افتخار همجنس‌گرایان شناخته شود. پیامدهای راهبردی روشن بود: اگر فناوری اسرائیلی برای سرمایه‌داری جهانی اجتناب‌ناپذیر شود، تحریم تقریباً غیرممکن خواهد بود. این همان منطقی است که در ویدئوهای ضدبایکوتِ سفیران هاسبارا، یوسف حداد و امیلی شِردر، طنین‌انداز است. تبدیل شدن به «ملت استارت‌آپی» نه‌فقط برای کسب اعتبار، که برای دفاعی ساختاری در برابر جنبش بایکوت، عدم سرمایه‌گذاری و تحریم (BDS) – که در ۲۰۰۵ راه افتاد – بود؛ تا اطمینان حاصل شود که رسانه‌ها، نخبگان سیاسی و بالاتر از همه رهبران اقتصادی، اسرائیل را شریکی حیاتی بپندارند. این منطق در کنفرانس هرتزلیای ۲۰۱۰ که از سوی مؤسسه‌ی روت با عنوان «برنده شدن در نبرد روایت» برگزار شد، ارائه گردید. این کنفرانس وزارت امور خارجه، اتحادیه‌ی ضدافترا (Anti-Defamation League)، NGO Monitor و مرکز تحقیقات و ارتباطات بریتانیا-اسرائیل (BICOM) را گرد هم آورد و در پی «راه‌حل‌های خلاقانه، مؤثر و ثمربخش» برای مواجهه با بلای BDS بود. وظیفه، به تعبیر آنان، نه‌تنها «دفاع» از اعتبار اسرائیل، بلکه رفتن به موضع تهاجمی بود؛ ساختن داستان‌هایی که در آن، انتقاد از اسرائیل در حاشیه قرار گیرد و روایت‌های نوآوری و پیشرفت بر آن سایه بیفکند.

ملت استارت‌آپی

«کتاب ما، ملت استارت‌آپی، نشان داد که هر گفت‌وگو درباره‌ی اسرائیل لازم نیست به شهرک‌سازی‌ها ختم شود.»

دن سنور، نویسنده‌ی همراه

ملت استارت‌آپی با کتاب پرفروش دن سنور و سال سینگر در ۲۰۰۹، «ملت استارت‌آپ: داستان معجزه‌ی اقتصادی اسرائیل۱»، عمومیت یافت. این کتاب از بسیاری جهات بیش از هر کارزار رسمی دولتی برای برندسازی این کشوراثرگذار بود. امروز یک جست‌وجوی گوگل برای «Start-up Nation» بی‌درنگ به اسرائیل ارجاع می‌دهد. کتاب با فروش بیش از یک میلیون نسخه و واگذاری حقوقش به بیش از ۳۰ کشور، به ابزار قدرتمند تبلیغاتی بدل شد؛ دقیقاً به این دلیل که ظاهراً مستقل به‌نظر می‌رسید و روایتی «عینی» از معجزهٔ اقتصادی اسرائیل ارائه می‌کرد.

اما این کتاب به‌هیچ‌وجه بی‌طرف نیست. این اثر زیر چتر شورای روابط خارجی مستقر در واشنگتن منتشر شد؛ اندیشکده‌ای قدرتمند، محافظه‌کار و حامی اسرائیل. سنور مشاور پیشین جورج دبلیو بوش بود و در عراقِ پس از اشغال سمت ارشد داشت. سینگر نیز روزنامه‌نگار جروزالم پست و مشاور پیشین کنگره‌ی آمریکا بود. این دو با مدیران شرکت‌های بزرگ آمریکایی، رهبران ارشد اسرائیل و کارآفرینان مصاحبه کردند. پیشگفتار کتاب را شیمون پرز نوشته است و کتاب شامل گفت‌وگوهایی با بنیامین نتانیاهو و سپاسگزاری از «بی‌بی» است که نشان از آگاهی آنان به ظرفیت کتاب در شکل‌دهی به ادراک جهانی نسبت به اسرائیل دارد.

کتاب ملت استارت‌آپی نوعی نظامی‌سازی و اقتصاد جنگی را می‌ستاید که در پوشش زبان اقتصاد نولیبرال عرضه شده است. خدمت نظامی به‌عنوان سکوی پرتابی برای فناوری‌خواهان جوان معرفی می‌شود؛ جایی که سربازان به «کارآفرینان میدان نبرد» (عنوان فصل دوم) بدل می‌شوند. در هیچ‌جای کتاب اشاره‌ای به ۳.۸ میلیارد دلار کمک سالانهٔ آمریکا که ستون اقتصاد اسرائیل است یا مجموع ۳۱۰ میلیارد دلار کمک اقتصادی و نظامی آمریکا از سال ۱۹۴۸ (با احتساب تورم) نمی‌شود. هیچ ارجاعی به اشغال نیز در کل کتاب نیست؛ حتی یک کلمه. نویسندگان حتی جنگ شش‌روزه را به‌عنوان یک فرصت طلایی برای توسعهٔ زیرساخت و فناوری معرفی می‌کنند. خلاصه آن‌که ملت استارت‌آپی یک مانیفست طرفدار اسرائیل است که در قالب تحلیل کسب‌وکار بسته‌بندی شده. این کتاب اسطوره‌ای دست‌چین‌شده ارائه می‌دهد که رهبران اسرائیل و متحدان خارجی‌شان را می‌نوازد. آن‌گونه که سنور می‌گوید: «می‌توان استدلال کرد که پادزهر نهایی برای مشروعیت‌زدایی، انزوا و عدم سرمایه‌گذاری، مشروعیت‌بخشی، یکپارچه‌سازی و سرمایه‌گذاری است.»

از پرفروش به بوروکراسی: نوآوری به‌مثابه‌ی هنر دولت‌داری

روایت «ملت استارت‌آپی» به‌سرعت نهادینه شد. تنها چند سال پس از انتشار کتاب، Startup Nation Central (SNC) در تل‌آویو تأسیس شد؛ نهادی که ظاهراً یک «سازمان غیردولتی مستقل و غیرسیاسی» است و هدفش ترویج اکوسیستم فناوری اسرائیل در سراسر جهان معرفی می‌شود. اما در واقع، ۹۵٪ بودجه‌ی SNC را میلیاردر آمریکایی پل سینگر تأمین می‌کند؛ چهره‌ای کلیدی در محافل نئومحافظه‌کار، از بزرگ‌ترین حامیان جمهوری‌خواهان، متحد نزدیک نتانیاهو، و کارفرمای سابق دن سنور (هم‌نویسندهٔ کتاب) در صندوق سرمایه‌گذاری الیوت، سینگر، سنور و رون درمر – که اخیراً از سمت وزیر امور راهبردی اسرائیل کناره‌گیری کرد، حلقه‌ای بسته از اولترا‌محافظه‌کاران جمهوری‌خواهِ طرفدار نتانیاهو را می‌سازند؛ حلقه‌ای که با کارزار ریاست‌جمهوری ۲۰۱۲ میت رامنی پیوند داشتند و آشکارا با تشکیل دولت فلسطینی مخالف‌اند.

استدلال این است: استارت‌آپ‌های اسرائیل هر روز به بشریت خدمت می‌کنند، از آب گرفته تا کشاورزی و پزشکی. اگر اسرائیل را تحریم کنید، اساساً بشریت را تحریم کرده‌اید.

پل سینگر، مدیرعامل Eliott Management

نویسندگان ملت استارت‌آپ روایت را شکل دادند و سپس نهادی را برپا کردند که آن را ابدی می‌سازد: هر دو در تأسیس SNC مشارکت داشتند و سال‌ها در هیئت‌مدیره‌ی آن باقی ماندند. وندی سنور-سینگر خواهر دن سنور و همسر سال سینگر است. او پس از ۱۷ سال کار در کمیته‌ی روابط عمومی آمریکا و اسرائیل (AIPAC) – لابی اصلی طرفدار اسرائیل در آمریکا – نخستین مدیر SNC از ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۲ شد و در کنار یوجین کندل، مشاور اقتصادی پیشین نتانیاهو، فعالیت می‌کرد. این روابط درهم‌تنیده، بیش از یک سازمان جامعه‌ی مدنی مستقل، یک شبکه‌ی خانواده‌ی سیاسی را آشکار می‌سازد.

این سازمان غیردولتی بیش از ۱۰۰ کارمند دارد، از جمله دیپلمات‌های پیشین و مأموران اطلاعاتی یگان ۸۲۰۰. در حقیقت، SNC نه‌تنها برای مقابله با BDS، بلکه برای پیشبرد راهبرد نتانیاهو در ادغام مجتمع نظامی-فناوری اسرائیل با بازارهای جهانی ایجاد شد؛ به‌ویژه با گماردن افسران سابق نظامی و اطلاعاتی در پست‌های کلیدی شرکت‌های بزرگ فناوری، تا تحریم‌ها از نظر ساختاری ناممکن شوند. این تاکتیک در پژوهش‌های MintPress و اخیراً در Drop Site که استخدام نظام‌مند فارغ‌التحصیلان یگان ۸۲۰۰ توسط غول‌های فناوری را پی گرفته است ، مستند شده است.

«[صادرات فناوری] دقیقاً برنامه‌ی من است. آنچه در نهایت کردم این بود که بخش عمومی را کوچک کنم، به بخش خصوصی کمک کنم و موانع رقابت را بردارم. من با مقررات با ساطور می‌جنگم […] چون پس از اصلاح اقتصاد اسرائیل، توانمندی پیشرفت فناورانه را به‌دست آوردیم […] این یک مثلث است. قدرت اقتصادی و قدرت امنیتی، قدرت دیپلماتیک به شما می‌دهد.» — بنیامین نتانیاهو (در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز در ۲۰۱۸)

امروز SNC در قلب راهبرد سفیدشویی تکنولوژیکی اسرائیل قرار دارد: اسرائیل یک «دفترچه‌ی تبلیغات نوآوری» را صادر می‌کند تا سرمایه‌گذاران، شرکت‌ها و دولت‌ها را جذب کند. مانند هر ارائه استارتاپی، تصویر بر ماده مقدم می‌شود و روایت به منبعی خودبسنده از مشروعیت بدل می‌گردد. SNC تنها یک ابزار تبلیغاتی نیست؛ میزبان سیاست‌گذاران است، تورهایی برای هیأت‌های شرکتی برگزار می‌کند، کارآفرینان را به خارج می‌فرستد و معاملات کسب‌وکار را می‌بندد که نوآوری را با دیپلماسی می‌آمیزد و «معجزه‌ی» فناوری اسرائیل را به سپری ژئوپلیتیک بدل می‌کند. حتی در میانه‌ی نسل‌کشی، استارت‌آپ‌های اسرائیلی زیر چتر SNC در امارات متحده‌ی عربی فعال بوده‌اند.

می‌خواهم فرانسه یک ملت استارت‌آپی باشد؛ ملتی که با استارت‌آپ‌ها کار می‌کند و مانند آن‌ها فکر و عمل می‌کند.

امانوئل ماکرون، در سخنرانی ۲۰۱۷ در ویواتک

اسرائیل در زیر بیرق «دیپلماسی نوآوری» اکوسیستم فناوری پیشرفته‌ی خود را به ابزاری از سیاست خارجی بدل کرده است: راهی برای مقابله با فشار BDS، تقویت اتحادها و گسترش گستره‌ی ژئوپلیتیک در دموکراسی‌های لیبرال و رژیم‌های اقتدارگرا به‌طور یکسان. روایت «ملت استارت‌آپی» الهام‌بخش دولت‌های سراسر جهان بوده است: از French Tech در سفر ۲۰۱۵ ماکرون به اسرائیل، تا کشورهای حوزه‌ی بالتیک و مشارکت‌های امنیت سایبری رومانی. در آفریقا، پیوند میان فناوری، کمک‌های توسعه‌ای و نظامی‌گری حتی آشکارتر است: اسرائیل توافق‌های همکاری با کنیا و رواندا امضا کرده است، در حالی‌که شرکت‌هایی چون نتافیم (کشاورزی) و مکوروت (آب) عملاً بازوهای سیاست خارجی اسرائیل هستند. پروژه‌هایی که به‌عنوان نوآوری بشردوستانه قاب‌بندی شده‌اند، نظیر طرح Green Horizon در سودان جنوبی، در عمل پوششی برای معاملات تسلیحاتی به ارزش ۱۵۰ میلیون دلار به هر دو طرف جنگ داخلی بوده‌اند، علی‌رغم تحریم‌های بین‌المللی. در همین حال، «دیپلماسی جاسوس‌افزاری» اسرائیل راه را برای عادی‌سازی روابط با کشورهای آفریقایی و دولت‌های عربی از طریق پیمان ابراهیم هموار کرد: نرم‌افزار پگاسوسِ گروه NSO به دولت‌هایی از مراکش تا غنا، مصر، امارات و عربستان سعودی فروخته شد و به سرکوب جهانی روزنامه‌نگاران و مدافعان حقوق بشر کمک کرد.

ملت استارت‌آپ و نهاد SNC دو ستون از راهبرد سفیدشویی تکنولوژیکی هستند که اسطوره و ماشین را به‌طور متقابل تقویت می‌کنند و تصویر اسرائیل را به‌عنوان دژ نوآوری می‌سازند. این راهبرد با زبان «پیشرفت»، دفترچه‌ای تکرارپذیر برای مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های نولیبرال افراطی، نظامی‌گری و استعماری شهرک‌نشین‌ها فراهم می‌کند.

در جهانی که در پی کلید نوآوری است، اسرائیل مکانی طبیعی برای جست‌وجوست. غرب به نوآوری نیاز دارد؛ اسرائیل آن را دارد.

ملت استارت‌آپ (مقدمه، ص. ۲۰)

این روایت دژ فناورانه، جدایی‌ناپذیر از یک ایدئولوژی گسترده‌تر استثناگرایی و شرق‌شناسی است. ملت استارت‌آپ این روایت‌سازی از ویژگی‌های اسرائیلی‌ای چون چوتزپا (chutzpah) یا بیتزویسم (bitzuism) (کار را به سرانجام رساندن) را به‌عنوان عوامل موفقیت برجسته می‌کند، در حالی‌که اعراب همسایه را عقب‌مانده یا متخاصم به تصویر می‌کشد. در این چارچوب، اسرائیل نه صرفاً یک ملت، بلکه خود یک استارت‌آپ می‌شود: آخرین دژ تمدن و پیشرفت غرب در برابر شرقی به‌گمان واپس‌گرا؛ بازتابی خطرناک از تز جنجالی «برخورد تمدن‌ها»ی ساموئل هانتینگتون که در کتاب مقدس نوآوری اسرائیل ستوده و نقل شده است. تحقیقات متعدد نشان داده‌اند که چگونه محافظه‌کاران دست‌راستی، نظیر شلدون اَدلسون (یکی از نخستین حامیان ترامپ)، پل سینگر (حامی مالی SNC)، اروینگ موسکوویتز و برنارد مارکوس و دیگران، اندیشکده‌های اسلام‌هراسِ غربی و نیز سازمان‌های صهیونیستیِ حامی شهرک‌سازی را تأمین مالی می‌کنند، که خود گواه دستورکار تمدنی است. اسرائیل همچنین نقشی مهم در گسترش نظریهٔ «جایگزینی بزرگ» داشته است، به‌ویژه از طریق توطئه‌های اسلام‌هراسانهٔ «بات یئور» دربارهٔ «اورابیا» که مدعی بود پس از بحران ۱۹۷۳، اعراب غرب را برای پذیرش مهاجرت گسترده و «اسلامی‌سازی اروپا» باج‌گیری کردند. این روایت یادآور تبلیغات اسرائیل پس از ۷ اکتبر است: «غرب بعدی است» (The West is Next)؛ هشتگی که از حساب‌های رسمی صهیونیستی به‌طور گسترده منتشر شد.

Israel is on the frontline but the West is next2 سفیدشویی تکنولوژیک و سیاست فاشیستی
Israel is on the frontline but the West is next1 سفیدشویی تکنولوژیک و سیاست فاشیستی

رم و اورشلیم هر دو هدف اسلام رادیکال‌اند: اسرائیل در خط مقدم است، اما غرب نفر بعدی است.

امانوئل ناوون، مدیرعامل ELNET اسرائیل.
منبع:
https://www.instagram.com/westisnext/reels/
https://x.com/LTurkishdizi/status/1721566468049928353?s=20

ELNET: تجسم سفیدشویی تکنولوژیکی و روایت تمدنی

بررسی شبکهٔ رهبری اروپایی، ۲ELNET، ضروری است؛ نهادی که در اروپا نقش مشابه AIPAC در آمریکا را ایفا می‌کند. این سازمان که خود را «غیردولتی و غیرحزبی» معرفی می‌کند و هدفش را «تقویت روابط اروپا و اسرائیل بر پایهٔ ارزش‌های دموکراتیک مشترک و منافع راهبردی متقابل» می‌داند، در عمل پل‌های فناورانه میان اتحادیهٔ اروپا و اسرائیل می‌سازد و هم‌زمان ائتلاف‌های سیاسی علیه اسلام(گرایی) را زیر نام سکولاریسم و پیشرفت تقویت می‌کند.در رویدادی ۴٬۰۰۰ نفری که ELNET در مارس ۲۰۲۵ در پاریس برگزار کرد، وزیر کشور فرانسه، برونو رِته‌یو، علناً اعلام کرد: «مرگ بر حجاب»، و پوشش زنان مسلمان را با افراط‌گرایی یکی پنداشت.

پیشرفت فناورانه دستورکار تمدنی اسرائیل را بیشتر تقویت می‌کند و این کشور را به‌عنوان مَنبع مدرنیته و دژ غربی در منطقه‌ای اسلامیِ و به‌اصطلاح «عقب‌مانده» معرفی می‌کند. ELNET به‌طور تنگاتنگ با SNC کار می‌کند. در ۲۰۲۰، آنان شبکه‌ی استارت‌آپ‌ها و میت‌اشتاندِ آلمان-اسرائیل (GINSUM) را بنیان نهادند که استارت‌آپ‌های اسرائیلی را با شرکت‌های متوسط آلمانی و با تأمین مالی مشترک دولتی پیوند می‌دهد. در حالی که SNC هیأت‌های تجاری را به خارج می‌فرستد تا قراردادها را ببندد، ELNET سیاست‌گذاران و سیاستمداران اروپایی را به اسرائیل می‌برد تا روایتی مثبت بسازند و نوآوری را به‌مثابه‌ی ابزار قدرت نرم به نمایش گذارد. برنامه‌ی این هیأت‌ها بازدیدهای احساس‌برانگیز از مکان‌هایی نظیر یاد واشم یا جشنواره‌ی نووا را با تورهای استارت‌آپ‌ها و مراکز پژوهشی اسرائیل ترکیب می‌کند و پروژه‌های تأمین‌شده با Horizon Europe را برجسته می‌سازد. این راهبرد دوگانه اسرائیل را در سطح بین‌المللی مشروعیت می‌بخشد و پیوندهای اتحادیه‌ی اروپا و اسرائیل را عمق می‌دهد.

به‌اختصار، SNC و ELNET نظامی مکمل را تشکیل می‌دهند. SNC نوآوری، پیشرفت و فرصت‌های کسب‌وکار اسرائیل را به جهان عرضه می‌کند و روایتی از رستگاری فناورانه فرافکنی می‌نماید؛ در حالی‌که ELNET برای همکاری نزدیک‌تر اروپایی پیکار می‌کند، حمایت دیپلماتیک و سیاسی را پرورش می‌دهد و اسطوره‌ی تمدنی اسرائیل را تقویت می‌کند و آن را به‌عنوان شریکی ناگزیر معرفی می‌نماید. این دو با هم روایتی را نهادینه می‌کنند که دیپلماسی فناوری و نفوذ سیاسی را در می‌آمیزد و موقعیت جهانی اسرائیل را هم به‌عنوان مرکز استارت‌آپی و هم بازیگر راهبردی در روابط بین‌الملل تضمین می‌کند.

صهیونیسمِ فناوری پیشرفته و رمزارز غزه

کارآفرینی و فناوری پیشرفته، در مرکز دولت‌سازی و هویت ملی اسرائیل قرار دارند و نوآوری به‌مثابه‌ی پروژه‌ای سیاسی قاب‌بندی می‌شود. این سازوکار شهروندان یا سوژه‌ها را مدیریت می‌کند، زیرساخت ملی‌گرایانه را پایدار می‌سازد و و قدرت را به خارج از مرزها می‌فرستد. فناوری خود صهیونیسم را تقویت می‌کند و تعلق به پروژه‌ی فراملی اسرائیل را عمق می‌بخشد. من این پیوند فناوری و دولت‌داری را صهیونیسم فناوری پیشرفته (High-Tech Zionism) می‌نامم. دولت فعالانه شهروندان را به‌عنوان کارآفرینان فناوری پیشرفته پرورش می‌دهد که توسعه‌ی ملی را پیش می‌برند و به سفیران ملت استارت‌آپی بدل می‌شوند. هم‌زمان، مشارکت مدنی از طریق راهبرد رسانه‌های اجتماعیِ هدایت‌شده توسط دولت بسیج و هدایت می‌شود تا از اسرائیل در فضای آنلاین دفاع کند.

صهیونیسم فناوری پیشرفته همچنین خصوصی‌سازی کارکردهای دولتی را زیر پوشش مشارکتی «ناسیاسی» تسهیل می‌کند. «صلح‌سازی» به ابتکارهای مردم‌نهاد چون Tech2Peace برون‌سپاری می‌شود، یا در مرکز شیمون پرز برای صلح و نوآوری برای «گرد آوردن مردمان» تجسم می‌یابد؛ نظارت و جاسوسی سایبری به شرکت‌های خصوصی‌ای چون NSO Group یا Toka (تأسیس‌شده توسط نخست‌وزیر سابق ایهود باراک) واگذار می‌شود؛ پروژه‌های توسعه‌ی بین‌المللی از طریق سازمان‌های غیرانتفاعی‌ای چون Nura Global Innovation Lab یا Innovation:Africa – که ویدئوی معرفی‌اش آشکارا نواستعماری است، جاری می‌گردد و دیپلماسی از مجرای بازیگران نهادی چون SNC یا گروه‌های لابی‌ای چون ELNET می‌گذرد.

صهیونیسم فناوری پیشرفته ذاتاً فراملی است. «هویت فناوری پیشرفته‌ی اسرائیلی» قابل صدور است: استارت‌آپ‌ها و شبکه‌های جهانی‌شان ارزش‌های دولت را به خارج منتقل می‌کنند و اقدامات اسرائیل را زیر پرچم پیشرفت، نوآوری و سرمایه‌داری کارآفرینانه مشروعیت می‌بخشند.این روایت، به‌ویژه در سیلیکون‌ولی طنین دارد.

بالاجی سرینیواسان، شریک پیشین صندوق سرمایه‌گذاری بزرگ Andreessen-Horowitz (که بنیان‌گذارانش به‌تازگی از دونالد ترامپ حمایت کرده‌اند) و مدیر فناوری پیشین Coinbase، طرفدار پایان دولت‌-ملت‌ها و دموکراسی است و به جای آن دولت‌های شبکه‌ای (Network States) را پیشنهاد می‌دهد؛ قلمروهای فناورانه‌ی مستقل. «آنچه واقعاً برایش فریاد می‌زنم چیزی شبیه به صهیونیسم تکنولوژیک است (Tech Zionism)»: تصاحب قلمرو برای ساخت چهل‌تکه‌ای از جوامع استارت‌آپی که نه بر دموکراسی، بلکه بر سرمایه استوارند. پروژه‌هایی نظیر Prospera در هندوراس، Praxis Nation یا AfroPolitan در حال سر برآوردن‌اند. نظریه‌پرداز تکنوفاشیست، کرتیس یاروین، این مدل را از ۲۰۰۸ در مقالات Patchwork طرح کرده و اکنون آشکارا خواستار جایگزینی دموکراسی با دیکتاتوری تکنولوژیک–شرکتی است. او در وبلاگ خود، Gray Mirror، حتی پیشنهاد کرد یک رمزارز به نام GAZA به‌عنوان «راه‌حل» برای مناقشه پیشنهاد کرده است که نشان می‌دهد «حکمرانی دولت شبکه‌ای» پس از نسل‌کشی در غزه چگونه تصور می‌شود.

ترامپ ممکن است نظریه‌ی پشت دولت شبکه‌ای را درک نکند. اما او آن را تجسم می‌بخشد: اقتدارگرایی در پوشش نوآوری. حاکمیتی فروخته‌شده به بالاترین پیشنهاددهنده. سرمایه‌داری بدون قید و بند. فاشیسم- شاید با ماشین‌های پرنده.

گیل دوران
Gaza Reconstruction سفیدشویی تکنولوژیک و سیاست فاشیستی
تصویر ساخته شده با هوش مصنوعی که در طرح از بحران تا شکوفایی برای غزهٔ پساجنگ آمده است.

تحقیقات فایننشال تایمز و یک طرح کسب‌وکار درزکرده در واشنگتن پست جزئیات GREAT Trust (بازسازی، تسریع اقتصادی و تحول غزه) را آشکار می‌کنند: یک برنامه‌ی ده‌ساله‌ی بازسازی غزه با توسط آمریکا مدیریت می‌شود، غزه را به «ریویِرای تکنولوژیک» تبدیل می‌کنند و «جابجایی داوطلبانه» همهٔ غزه‌ای‌ها را تبلیغ می‌کنند که در واقع نام مستعار استعمار نو و پاکسازی قومی است. پروژه‌ی غزه شامل گروه مشاوره‌ی بوستون، مؤسسه‌ی تونی بلر (که از سوی لری اِلیسون، مالک اوراکل، تأمین مالی می‌شود)، غول‌های املاک نظیر استیون ویتکوف، سرمایه‌گذاران خطرپذیر اسرائیلی-آمریکایی نظیر مایکل آیزنبرگ و فارغ‌التحصیل پیشین یگان ۸۲۰۰ ارتش اسرائیل، لیران تَنکمن، در میان دیگران است. این تکنو-آرمان‌شهر که با آب‌شیرین‌کن‌ها، انرژی خورشیدی و تولید فناورانه نیرو می‌گیرد، برای برخی «رونق» و برای دیگران یک دیستوپیای هولناک اما محتمل است: تعریف واقعی سفیدشویی تکنولوژیکی.

سفیدشویی تکنولوژیکی جهانی‌شده در برابر هر انتفاضه‌ای

«ملت استارت‌آپی» و روایت پیشرو بودن اسرائیل، بیش از آن‌که داستان نبوغ کارآفرینانه باشد، افسانه‌ای مهندسی‌شده است که هدفش مشروعیت‌بخشی به نظامی‌گری اقتدارگرایانه و سیاست‌های اقتصادی نولیبرال است. اما سفیدشویی تکنولوژیکی ویژه‌ی اسرائیل نیست، بلکه راهبردی جهانی است. پروژه‌ی ۵۰۰ میلیارد دلاری NEOM در عربستان سعودی را در نظر بگیرید که به‌عنوان یک شهر زیست‌محیطیِ آینده‌گرا و چراغ نوآوری برندسازی شده است. در پسِ بازاریابی پر زرق و برق آن، آوارگی گسترده و مرگ ده‌ها هزار کارگر مهاجر نهفته است: پیشرفتی که بر پایه‌ی استثمار و سرکوب بنا شده. یا السالوادور، که در آن رئیس‌جمهور نایب بوکله، با وجود ممنوعیت قانون اساسی، اخیراً بازانتخاب شد چون نخستین «شهر بیت‌کوین» است. «ملت استارت‌آپی» و روایت پیشرو بودن اسرائیل، بیش از آن‌که داستان نبوغ کارآفرینانه باشد، افسانه‌ای مهندسی‌شده است که هدفش مشروعیت‌بخشی به نظامی‌گری اقتدارگرایانه و سیاست‌های اقتصادی نولیبرال است. اما سفیدشویی تکنولوژیکی ویژه‌ی اسرائیل نیست، بلکه راهبردی جهانی است. پروژه‌ی ۵۰۰ میلیارد دلاری NEOM در عربستان سعودی را در نظر بگیرید که به‌عنوان یک شهر زیست‌محیطیِ آینده‌گرا و چراغ نوآوری برندسازی شده است. در پسِ بازاریابی پر زرق و برق آن، آوارگی گسترده و مرگ ده‌ها هزار کارگر مهاجر نهفته است: پیشرفتی که بر پایه‌ی استثمار و سرکوب بنا شده است. یا السالوادور، که در آن رئیس‌جمهور نایب بوکله، با وجود ممنوعیت قانون اساسی، همزمان با پیشبرد پروژه نخستین «شهر بیت‌کوین»، بار دیگر انتخاب شد. در حالی که در بازداشت‌های گسترده نزدیک به ۱۰۰ هزار نفر را زندانی کرده است و با افتخار خود را «باحال‌ترین دیکتاتور جهان» می‌نامد. مَکس کِیسر، مشاور رمزارز بوکله، گفته است: «مدل حکمرانی السالوادور از بیت‌کوین پیروی می‌کند. اینجا دموکراسی نیست؛ یک ملت استارت‌آپی است» اینجا چرخش اقتدارگرایانه‌ی فناوری‌محور تماماً نمایان است: یک آرمان‌شهر دیجیتال که سرکوب وحشیانه را پنهان می‌کند.

مَکس کِیسر، مشاور رمزارز بوکله، گفته است: «مدل حکمرانی السالوادور از بیت‌کوین پیروی می‌کند. اینجا دموکراسی نیست؛ یک ملت استارت‌آپی است» اینجا چرخش اقتدارگرایانه‌ی فناوری‌محور تماماً نمایان است: یک آرمان‌شهر دیجیتال که سرکوب وحشیانه را پنهان می‌کند.

حتی در کشورهایی که به سنت‌های لیبرال خود می‌بالند، نظیر فرانسه، نولیبرالیسم محور سنتی چپ-راست سیاسی را برچیده است. همان‌طور که طارق علی در مرکز افراطی هشدار داده است، این خلأ به سکوی پرشی برای اقتدارگرایی بدل می‌شود. اینجا هم، پیشرفت‌ فناوری‌محور منافع مادی را مبهم می‌سازد و اتحادهای خطرناک میان سرمایه و راست افراطی را ممکن می‌کند. یک نمونه‌ی برجسته، پی‌یر-ادوار استرَن، میلیاردری مسیحی-افراط‌گرا و فراری مالیاتی است که از سویی ملت استارت‌آپی ماکرون را تأمین مالی می‌کند، در سراسر اروپا صدها میلیون از طریق صندوق‌های VC سرمایه‌گذاری می‌نماید و از سوی دیگر ۱۵۰ میلیون یورو در طرح «پریکلِس» خود برای رساندن راست افراطی به قدرت می‌ریزد. الگوی او؟ ایالات متحده، جایی که سیلیکون‌ولی مدت‌هاست افسانه‌سازی کارآفرینانه را با سیاست واپس‌گرایانه در آمیخته است. آنچه او در سر دارد چیزی کمتر از یک «ایلان ماسک فرانسوی» نیست – یک کارآفرین مسیحایی که سود، رشد و ارزش‌های ادعایی مسیحی را تجسم می‌بخشد. این اوج زیبایی‌شناسی تکنو-آرمان‌شهری در پیوند با سیاست ارتجاعی است.

نوآوری در این چارچوب، هم وسیله و هم هدف احیای اقتدارگرایانه‌ی جهانی می‌شود. فناوری بی‌طرف نیست: پروژه‌ای سیاسی است که از سرمایه‌داری، نظامی‌گری و قوم‌-ملی‌گرایی (اتنوناسیونالیسم) جدایی‌ناپذیر است. فلسطین دیرزمانی است قطب‌نمای مبارزات عدالت‌خواهانه بوده است. «ملت استارت‌آپی» اسرائیل صرفاً واضح‌ترین مطالعه‌ی موردی از این است که فناوری چگونه می‌تواند برای سفیدشویی خشونت دولتی، منحرف کردن انتقادها و تحکیم اتحادهای فراملی فاشیستی و راست افراطی به کار رود. با گشودن این پرسش که چگونه «پیشرفت» سلاح می‌شود، می‌توانیم در برابر جذابیت فریبندهٔ سفیدشویی آن مقاومت کنیم و آنچه پشت این سطح پر از زرق و برق پنهان شده را آشکار سازیم.

فناوری نوعی از جامعه‌ی توده‌ای می‌آفریند که یادآور تعریف فاشیسم است؛ جهانی که در آن شهروندان توسط یک گفتمان امنیت‌گراییِ افراطی و راه‌حل‌محوریِ فناورانه‌ی همه‌جا حاضر، بلعیده و تقریباً بی‌حس می‌شوند. مردم نه‌تنها این سیستم را تحمل می‌کنند، بلکه در آن مشارکت می‌کنند و فناوری را به‌عنوان پروژه‌ای فراگیر و عمیقاً سیاسی می‌پذیرند. این پرده‌ی فناوری‌دوست هم کنش‌های غول‌های فناوری و هم سیاست‌های اقتدارگرایانه را مشروعیت می‌بخشد. پیشرفت و نوآوری روکش‌هایی پر از زرق و برقند و در همان حال حقوق بشر هرچه بیشتر به حاشیه رانده می‌شود.

آنچه نیاز داریم، بیدارباشی جمعی در سراسر جامعهٔ مدنی و جنبش‌های عدالت‌خواهانه است و از همه ضروری‌تر، در خود بخش فناوری، کارگران و کاربران فناوری باید ارتباط خود را با شرکت‌های اسرائیلی و هر شرکتی که در نسل‌کشی شریک است قطع کنند و وعدهٔ رهایی‌بخش فناوری را با بازگشت به ریشه‌هایش بازپس گیرند: متن‌باز، غیرمتمرکز، متعهد به آزادی و برابری — نه در خدمت رژیم‌هایی که از آن برای تحکیم سلطه و استعمار استفاده می‌کنند. جنبش‌ها همین حالا مسیر را نشان می‌دهند: Tech for Palestine، No Tech for Apartheid، No Azure for Apartheid، No Tech for Tyrants در بریتانیا، Tech Workers Coalition در آمریکا و آلمان، و Tribe X در فرانسه. مبارزهٔ آن‌ها آینده را ترسیم می‌کند. وظیفهٔ ما پیوستن به آن است.

  1. Start-up Nation: The Story of Israel’s Economic Miracle ↩︎
  2. European Leadership Network ↩︎

کلِمان سِگال یک کارگر سابق حوزهٔ فناوری است که به دانشگاه بازگشت و اکنون برای «شبکهٔ اروپایی مقابله با نژادپرستی» کار می‌کند. کار او حوزه‌های پژوهش، نویسندگی و سازمان‌دهی سیاسی را در بر می‌گیرد. او خود را از خلال سه هویت اصلی تعریف می‌کند:
به‌عنوان یک یهودی ضدصهیونیست که به‌عنوان عرب نژادی‌سازی شده است؛
به‌عنوان یک اروپایی، فرانسوی–اتریشی، متولد آلمان؛
و به‌عنوان یک چپ‌گرا متعهد به استعمارزدایی و عدالت اجتماعی.
این مقاله بر پایهٔ پایان‌نامهٔ کارشناسی ارشد او، با عنوان «واکاوی ملت استارت‌آپی اسرائیل» نوشته شده است.

منبع: tni
توییتاشتراکفرستادناشتراکSummarizeSummarize

نوشته‌های مرتبط

جوون این‌قدر بی‌تربیت!
جامعه

جوون این‌قدر بی‌تربیت!

به‌دست فردین علیخواه

در کلاس جامعه‌شناسی شهری با دانشجویانم درباره ارتباط مفهوم « احترام» و معماری خانه‌های ایرانی حرف می‌زدیم. به دانشجویانم می‌گفتم؛...

بیشتر بخوانید Details
فاشیسم ابدی | اومبرتو اکو

فاشیسم ابدی | اومبرتو اکو

فاشیسم ابدی | اومبرتو اکو

خواندن هانا آرنت کافی نیست

دربارهٔ آزادی

دربارهٔ آزادی

یادداشت بعدی
آدرس‌های جدید دسترسی به Sci-hub ، Libgen، Zlib و Annas Archive

آدرس‌های جدید دسترسی به Sci-hub ، Libgen، Zlib و Annas Archive

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • تحلیل
  • رویداد
  • مدرسه
  • کتابخانه
  • رسانه
تماس با ما

© از ۱۳۹۷ تا الان | Engare.net - انتشار محتوای انگاره آزاد است. در صورت امکان، به منبع پیوند دهید.

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج
  • تحلیل
    • جامعه
    • سیاست‌گذاری اجتماعی
  • رویداد
  • مدرسه
    • سیاستگذاری اجتماعی
    • جامعه شناسی
    • مددکاری اجتماعی
    • فرهنگ نامه
  • کتابخانه
    • مقاله
    • کتاب
    • ژورنال
    • مجله
  • رسانه
    • فیلم
    • عکس اجتماعی
    • اینفوگرافیک
    • صوتی

© از ۱۳۹۷ تا الان | Engare.net - انتشار محتوای انگاره آزاد است. در صورت امکان، به منبع پیوند دهید.