• ورود
  • آدرس‌های جدید دسترسی به Sci-hub ، Libgen، Zlib و Anna’s Archive
  • نویسندگان
  • نویسنده مهمان
  • درباره ما
  • تماس با ما
نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی و سیاستگذاری اجتماعی
  • یادداشت‌ها
    • جامعه
    • سیاست‌گذاری اجتماعی
    • اقتصاد سیاسی
    • اندیشه
    • فناوری
    • نقد
  • مدرسه علوم اجتماعی
    • روش‌شناسی
    • ابزار
    • فرهنگ
  • کتابخانه
    • کتاب
    • مقاله
    • مجله
  • رسانه
    • فیلم
    • عکس اجتماعی
    • اینفوگرافیک
    • صوتی
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی و سیاستگذاری اجتماعی
  • یادداشت‌ها
    • جامعه
    • سیاست‌گذاری اجتماعی
    • اقتصاد سیاسی
    • اندیشه
    • فناوری
    • نقد
  • مدرسه علوم اجتماعی
    • روش‌شناسی
    • ابزار
    • فرهنگ
  • کتابخانه
    • کتاب
    • مقاله
    • مجله
  • رسانه
    • فیلم
    • عکس اجتماعی
    • اینفوگرافیک
    • صوتی
نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی و سیاستگذاری اجتماعی
نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج
خانه مدرسه فرهنگ

فمینیسم

feminism

به‌دست انگاره
۱۵ مرداد ۱۴۰۵
Credit: The New York Historical Society

Credit: The New York Historical Society

فمینیسم را می‌توان هم یک سنت فکری و هم جنبشی سیاسی دانست که هدف آن شناخت و برچیدن ستم مبتنی بر جنسیت است. این تعریف از برابری حقوقی فراتر می‌رود: پرسش فمینیستی فقط این نیست که آیا قانون، زن و مرد را برابر می‌شناسد؛ بلکه می‌پرسد چه کسی قدرت، ثروت، امنیت، فراغت، اعتبار اجتماعی و حق سخن‌گفتن بیشتری دارد و این نابرابری چگونه بازتولید می‌شود. دانشنامه فلسفه استنفورد نیز فمینیسم را تعهدی فکری و جنبشی سیاسی برای پایان‌دادن به ستم جنسیتی معرفی می‌کند، درحالی‌که تعریف عمومی‌تر آن بر برابری اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تأکید دارد.[1]

بیش از برابری صوری

تعریف مشهور بل هوکس، نویسنده و نظریه‌پرداز فمینیست سیاه‌پوست، نقطه شروع روشنی به دست می‌دهد: فمینیسم «جنبشی برای پایان‌دادن به تبعیض جنسیتی، بهره‌کشی جنسیت‌زده و ستم» است. اهمیت این تعریف در آن است که مردان را ذاتاً «دشمن» معرفی نمی‌کند؛ مسئله، نظامی از باورها، مناسبات و نهادهاست که مردانگی را معیار برتر می‌گیرد و نقش‌ها و فرصت‌ها را به‌صورت نابرابر توزیع می‌کند. زنان نیز ممکن است هنجارهای جنسیت‌زده را بازتولید کنند و مردان نیز، هرچند معمولاً از نظم مردسالار امتیاز می‌گیرند، می‌توانند از قالب‌های تحمیلی مردانگی آسیب ببینند.[3]

ازاین‌رو، فمینیسم با این ادعای ساده که «زن و مرد انسان‌اند و باید حقوق برابر داشته باشند» آغاز می‌شود، اما همان‌جا متوقف نمی‌ماند. برابری صوری ممکن است حق تحصیل، رأی یا اشتغال را به رسمیت بشناسد، ولی اگر مراقبت از کودک و سالمند عمدتاً بر دوش زنان باشد، بازار کار آنان را به‌سبب مادری تنبیه کند، یا خشونت و کنترل جنسی آزادی واقعی‌شان را محدود سازد، فرصت برابر هنوز تحقق نیافته است. سازمان بین‌المللی کار برآورد کرده است که در سال ۲۰۲۳ حدود ۷۰۸ میلیون زن به‌دلیل مسئولیت‌های مراقبتی خارج از نیروی کار بوده‌اند؛ نمونه‌ای روشن از اینکه امر ظاهراً «خصوصی» چگونه پیامدی عمومی و اقتصادی پیدا می‌کند.[4]

جنسیت به‌مثابه قدرت

نگاه فمینیستی، جنسیت را صرفاً تفاوت زیستی یا هویت فردی نمی‌بیند؛ جنسیت همچنین سازوکاری برای سازمان‌دادن قدرت است. جامعه از راه خانواده، آموزش، رسانه، دین، قانون، بازار کار و زبان تعیین می‌کند چه رفتاری «زنانه» یا «مردانه» شمرده شود، چه کسی مراقبت کند، چه کسی تصمیم بگیرد و صدای چه کسی معتبر باشد. سیلویا والبی مردسالاری را مجموعه‌ای از ساختارها و رویه‌های اجتماعی می‌داند که در آن مردان بر زنان سلطه می‌یابند و آنان را تحت ستم و بهره‌کشی قرار می‌دهند؛ او این مناسبات را در کار خانگی، اشتغال مزدی، دولت، خشونت، روابط جنسی و نهادهای فرهنگی پی می‌گیرد.[5][6]

این تحلیل به معنای آن نیست که هر مرد در همه موقعیت‌ها قدرتمندتر از هر زن است یا همه زنان تجربه‌ای واحد دارند. مقصود، شناسایی الگوهای پایدار نهادی است، نه صدور حکم اخلاقی درباره تک‌تک افراد. تمایز میان ساختار و فرد اهمیت دارد: ممکن است مدیری زن سیاستی تبعیض‌آمیز اجرا کند یا مردی در موقعیتی فرودست باشد، اما این موارد به‌تنهایی الگوی کلی توزیع قدرت جنسیتی را نه اثبات می‌کنند و نه ابطال.

فمینیسم‌ها، نه یک فمینیسم

فمینیسم مکتبی یکپارچه با کتاب مقدس، رهبر واحد یا برنامه‌ای ثابت نیست. فمینیسم لیبرال بیشتر بر حقوق برابر، اصلاح قانون و دسترسی زنان به آموزش، شغل و قدرت سیاسی تأکید می‌کند؛ فمینیسم رادیکال مردسالاری و کنترل بدن و جنسیت را بنیادی می‌بیند؛ فمینیسم مارکسیستی و سوسیالیستی رابطه جنسیت با مالکیت، طبقه، کار مزدی و کار بازتولیدی را بررسی می‌کند؛ و رویکردهای پسااستعماری، سیاه و تقاطعی مرکزیت تجربه زن سفیدپوست و طبقه متوسط غربی را نقد می‌کنند. همین اختلاف‌ها نشان می‌دهد فمینیسم بیشتر میدان مناقشه‌ای زنده درباره عدالت است تا مجموعه‌ای از پاسخ‌های نهایی.[7][2]

مفهوم «تقاطع‌مندی» در این میان اصلاحی اساسی است. کیمبرلی کرنشاو نشان داد که اگر نژاد و جنسیت جداگانه تحلیل شوند، تجربه زنانی که هم‌زمان در محل تلاقی چند رابطه قدرت قرار دارند نامرئی می‌شود. در کاربرد گسترده‌تر، جنسیت با طبقه، قومیت، مهاجرت، معلولیت، سن، گرایش جنسی، محل زندگی و نظام سیاسی درهم می‌آمیزد؛ بنابراین «زنان» گروهی همگن نیستند و سیاست واحد ممکن است برای زن برخوردار سودمند و برای زن فقیر، مهاجر یا دارای معلولیت ناکافی باشد. تقاطع‌مندی صرفاً افزودن فهرستی از هویت‌ها نیست؛ روشی برای تحلیل چگونگی پیوند ساختارهای قدرت است.[8]]9][10][11]

مسئله اقتصاد و فرهنگ

یکی از ضعف‌های برخی روایت‌های رایج این است که فمینیسم را به موفقیت فردی زنان، حضور چند زن در مدیریت یا تغییر زبان تقلیل می‌دهند. شکستن سقف شیشه‌ای مهم است، اما اگر تنها به صعود شمار محدودی از زنان ممتاز در همان ساختار نابرابر بینجامد، رهایی جمعی حاصل نشده است. نانسی فریزر استدلال می‌کند که بی‌عدالتی جنسیتی هم اقتصادی است و هم فرهنگی؛ بنابراین هم به بازتوزیع منابع و سازمان‌دهی دوباره کار نیاز دارد و هم به به‌رسمیت‌شناسی برابر و تغییر ارزش‌هایی که مردانگی را برتر می‌نشانند.[12]

این نقد متوجه نوعی «فمینیسم بازارپسند» نیز هست که آزادی را به انتخاب مصرفی، پیشرفت شغلی فردی یا اعتمادبه‌نفس فرو می‌کاهد. انتخاب مهم است، اما هر انتخابی صرفاً به‌دلیل آنکه زنی انجامش داده، فمینیستی نیست. باید پرسید انتخاب در چه شرایطی صورت گرفته، چه کسانی هزینه آن را می‌پردازند، آیا به استثمار زنان کم‌درآمد یا کارگران مراقبتی متکی است، و آیا روابط نابرابر را تغییر می‌دهد یا فقط با آن سازگار می‌شود. سیاست فمینیستی بدون نقد طبقه و اقتصاد سیاسی ممکن است نابرابری میان خود زنان را پنهان کند.

بدن، آزادی و مراقبت

کنترل بر بدن یکی از محورهای مرکزی فمینیسم است: حق برخورداری از امنیت، سلامت، رضایت جنسی، تصمیم‌گیری درباره باروری و رهایی از خشونت. اما خودمختاری بدنی را نباید به فردگرایی مطلق تقلیل داد. انسان‌ها وابسته به مراقبت‌اند؛ کودک، بیمار، سالمند و حتی بزرگسال سالم بدون شبکه‌های مراقبتی نمی‌تواند زندگی کند. مسئله فمینیستی حذف وابستگی نیست، بلکه عادلانه‌کردن مسئولیت، هزینه و اعتبار مراقبت است. داده‌های سازمان بین‌المللی کار نشان می‌دهد زنان در جهان بیش از سه‌چهارم ساعات کار مراقبتی بدون مزد را انجام می‌دهند.[14]

بنابراین سیاست فمینیستی فقط ممنوع‌کردن تبعیض نیست؛ به خدمات عمومی مراقبت، مرخصی والدینی عادلانه، دستمزد مناسب برای کارکنان مراقبتی، امنیت شغلی، آموزش جنسی مسئولانه و سازوکارهای مؤثر مقابله با خشونت نیاز دارد. آزادی واقعی هنگامی شکل می‌گیرد که فرد برای استفاده از حق قانونی خود، منابع مادی، زمان، امنیت و قدرت چانه‌زنی نیز داشته باشد.

سوءتفاهم‌های رایج

فمینیسم ضد مرد نیست، خواهان برتری زنان نیست و تفاوت‌های انسانی را انکار نمی‌کند. برابری به معنای یکسان‌سازی نیست؛ یعنی تفاوت نباید مبنای فرودستی، محرومیت یا خشونت شود. همچنین فمینیسم صرفاً «مسئله زنان» نیست، زیرا قواعد جنسیتی خانواده، اقتصاد، سیاست و صمیمیت را برای همه شکل می‌دهند. بااین‌حال، گفتن اینکه «مردسالاری به مردان هم آسیب می‌زند» نباید واقعیت نامتقارن قدرت و خشونت علیه زنان را بی‌اهمیت جلوه دهد.

فمینیسم همچنین نسخه‌ای آماده برای صدور از غرب به سایر جوامع نیست. اندیشه و کنش زنان در هر جامعه باید تاریخ دولت، دین، استعمار، طبقه، قومیت و اقتصاد سیاسی همان جامعه را جدی بگیرد. اما نقد مرکزگرایی غربی نیز نباید به بهانه‌ای برای نسبی‌گرایی فرهنگی و توجیه تبعیض بدل شود. معیار انتقادی همچنان روشن است: آیا افراد می‌توانند بدون سلطه، اجبار و محرومیت جنسیتی درباره زندگی خود تصمیم بگیرند و در ساختن قواعد مشترک مشارکت برابر داشته باشند؟

یک تعریف عملی

در نهایت، فمینیسم پروژه‌ای برای فهم و دگرگونی روابط قدرت جنسیتی است؛ پروژه‌ای که آزادی فردی را به عدالت اجتماعی پیوند می‌دهد. فمینیست‌بودن فقط اعلام هویت یا باور ذهنی نیست؛ مستلزم سنجش انتقادی قانون، خانواده، بازار، فرهنگ و حتی روابط روزمره است. پرسش تعیین‌کننده این نیست که چه کسی برچسب «فمینیست» دارد، بلکه این است که یک فکر، سیاست یا کنش تا چه اندازه تبعیض جنسیتی را کاهش می‌دهد، امکان مشارکت برابر را گسترش می‌دهد و منابع، امنیت، مراقبت و صدا را عادلانه‌تر توزیع می‌کند.

برای یک تعریف عملی این گونه می‌توان گفت که «فمینیسم مبارزه‌ای فکری، اخلاقی و سیاسی برای پایان‌دادن به ستم جنسیتی و ساختن جامعه‌ای است که در آن جنسیت سرنوشت اجتماعی انسان را تعیین نکند.» این پروژه نه کامل است و نه مصون از نقد؛ قدرت آن دقیقاً در توانایی‌اش برای نقد کردن خود، شنیدن تجربه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده و پیوندزدن آزادی با برابری و عدالت نهفته است.

منابع:

  1. Feminist Philosophy – Stanford Encyclopedia of Philosophy
  2. Feminism | Definition, History, Types, Waves, Examples, & Facts – Feminism is the belief in social, economic, and political equality of the sexes. At its core, femini…
  3. Feminism is for Everybody bell hooks – Pluto Press – “Feminism is a movement to end sexism, sexist exploitation, and oppression.” that the movement is no…
  4. Unpaid care work prevents 708 million women from participating in … – An estimated 708 million women worldwide are outside the labour force because of unpaid care respons…
  5. [PDF] The BIG Thinkers – Sylvia Walby. Page 4. 4. The Six Structures of Patriarchy. Walby defines patriarchy as a ‘system of …
  6. Critical Overview of Patriarchy, Its Interferences With Psychological … – According to Sylvia Walby, patriarchy is “a system of social structures, and practices in which men …
  7. Feminism – Equality, Women's Rights, Activism | Britannica – White feminists defined gender as the principal source of their exclusion from full participation in…
  8. [PDF] INTERSECTIONALITY RESOURCE GUIDE AND TOOLKIT – Applying an intersectional lens helps to connect human rights instruments to address the multiple fo…
  9. Intersectionality Explained | Our Work – UN Women Australia – It recognises that people's lives are shaped by their identities, relationships and social factors. …
  10. [PDF] Demarginalizing the Intersection of Race and Sex: A Black Feminist … – One of the very few Black women's studies books is entitled. All the Women Are White; All the Blacks…
  11. “Demarginalizing the Intersection of Race and Sex: A Black Feminist … – Crenshaw, Kimberle (1989) “Demarginalizing the Intersection of Race and Sex: A Black Feminist Critiq…
برچسب‌ها: feministآزادیبرابریبل هوکسجنسیتزنانسیاسیطرفدار برابرى زنانفمینیستفمینیست چیستفمینیست یعنی چیفمینیسمفمینیسم برای همهفمینیسم چیست
توییتاشتراکفرستادناشتراکSummarizeSummarize
یادداشت قبلی

در آغوش گرفتنِ ازخودبیگانگی

یادداشت بعدی

آیا روشنفکر حق دارد در لحظه‌ای که همه یک چیز را می‌خواهند بشنوند، چیز دیگری بگوید؟

یادداشت بعدی
The Death of Socrates ‌By Jacques-Louis David (1787)

آیا روشنفکر حق دارد در لحظه‌ای که همه یک چیز را می‌خواهند بشنوند، چیز دیگری بگوید؟

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آیا قرص جلوگیری از بارداری، ابزار آزادی زنان است؟

آیا قرص جلوگیری از بارداری، ابزار آزادی زنان است؟

۱۲ مهر ۱۴۰۵
The Parable of the Blind Leading the Blind- Pieter Bruegel the Elder (1568)

منطق اجتماعی صیانت از جهان ایدئولوژیک فردی

۹ مهر ۱۴۰۵
بازگشت به عصر قرارداد

بازگشت به عصر قرارداد

۴ مهر ۱۴۰۵
ماشین خشم و دیگری

ماشین خشم و دیگری

۲۶ شهریور ۱۴۰۵
ایالات متحده - ۲۶ اوت: جنبش آزادی زنان در واشنگتن، ایالات متحده، در تاریخ ۲۶ اوت ۱۹۷۰. دان کارل استفن — گاما-راپو، از طریق گتی ایمیجز

به حساب آوردنِ چه کسی؟

۱ شهریور ۱۴۰۵
  • یادداشت‌ها
  • مدرسه علوم اجتماعی
  • کتابخانه
  • رسانه
تماس با ما

© از ۱۳۹۷ تا الان | Engare.net - انتشار محتوای انگاره آزاد است. در صورت امکان، به منبع پیوند دهید.

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج
  • یادداشت‌ها
    • جامعه
    • سیاست‌گذاری اجتماعی
    • اقتصاد سیاسی
    • اندیشه
    • فناوری
    • نقد
  • مدرسه علوم اجتماعی
    • روش‌شناسی
    • ابزار
    • فرهنگ
  • کتابخانه
    • کتاب
    • مقاله
    • مجله
  • رسانه
    • فیلم
    • عکس اجتماعی
    • اینفوگرافیک
    • صوتی

© از ۱۳۹۷ تا الان | Engare.net - انتشار محتوای انگاره آزاد است. در صورت امکان، به منبع پیوند دهید.