• ورود
  • آدرس‌های جدید دسترسی به Sci-hub ، Libgen، Zlib و Anna’s Archive
  • نویسندگان
  • نویسنده مهمان
  • درباره ما
  • تماس با ما
نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی و سیاستگذاری اجتماعی
  • تحلیل
    • جامعه
    • سیاست‌گذاری اجتماعی
  • رویداد
  • مدرسه
    • سیاستگذاری اجتماعی
    • جامعه شناسی
    • مددکاری اجتماعی
    • فرهنگ نامه
  • کتابخانه
    • مقاله
    • کتاب
    • ژورنال
    • مجله
  • رسانه
    • فیلم
    • عکس اجتماعی
    • اینفوگرافیک
    • صوتی
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی و سیاستگذاری اجتماعی
  • تحلیل
    • جامعه
    • سیاست‌گذاری اجتماعی
  • رویداد
  • مدرسه
    • سیاستگذاری اجتماعی
    • جامعه شناسی
    • مددکاری اجتماعی
    • فرهنگ نامه
  • کتابخانه
    • مقاله
    • کتاب
    • ژورنال
    • مجله
  • رسانه
    • فیلم
    • عکس اجتماعی
    • اینفوگرافیک
    • صوتی
نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی و سیاستگذاری اجتماعی
نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج

مقصر جعلی: تحلیل جامعه‌شناختی ساخت دشمن از مهاجران افغانستانی

به‌دست سارا نوری
۲۰ تیر ۱۴۰۴
در جامعه, ویژه
خانه تحلیل جامعه
انتشار در توییترانتشار در تلگرامانتشار در واتساپانتشار در لینکدینChatGPT

نظریه «شیاطین شهری و هراس اخلاقی» (Folk Devils and Moral Panics) استنلی کوهن، چارچوبی قدرتمند برای تحلیل واکنش‌های اجتماعی به گروه‌های خاص و ساخت پدیده‌های «مشکل‌زا» در جامعه ارائه می‌دهد. این نظریه که ابتدا برای توضیح واکنش عمومی به خرده‌فرهنگ‌های جوانان در بریتانیا تدوین شد، به خوبی می‌تواند برای بررسی وضعیت مهاجران افغانستانی در ایران به کار گرفته شود.

کوهن معتقد است که رسانه‌ها و نهادهای اجتماعی، با برجسته‌سازی و بزرگ‌نمایی رفتارهای اقلیتی از یک گروه، تصویری کلیشه‌ای و منفی از آن گروه می‌سازند و آن‌ها را به عنوان «شیاطین شهری» معرفی می‌کنند. این فرایند منجر به ایجاد «هراس اخلاقی» در جامعه می‌شود که در نهایت به سرکوب و کنترل بیشتر آن گروه می‌انجامد. همانطور که استوارت هال و همکارانش نیز نشان دادند، هراس‌های اخلاقی اغلب ابعاد ایدئولوژیک دارند و به جای پرداختن به علل ریشه‌ای مشکلات اجتماعی و اقتصادی، آن‌ها را به گروهی خاص (شیاطین شهری) فرافکنی می‌کنند.

جوامع هر از گاهی در معرض دوره هایی از هراس اخلاقی قرار می گیرند. اوضاع، دوره، فرد یا گروهی از افراد به عنوان تهدیدی برای ارزش ها و منافع اجتماعی معرفی می شوند. کنش گران هراس اخلاقی ازنظر کوهن می‌توانند رسانه‌ها، مردم، نهادهای مجری قانون، سیاست‌مداران، قانون‌گذاران و فعالان اجتماعی‌ باشند که بنا بر انگیزه‌های مادی همچون قدرت، منزلت و ثروت و یا‌ عوامل ایدئولوژیک تولید شود. اما به‌طورکلی به نظر می‌رسد نقش اصلی در ایجاد هراس‌های اخلاقی بر عهده رسانه‌هاست. رسانه‌ها با گزینش مسائلی که با اهداف و زمینه‌ی کاریشان مطابق است، برجسته کردن آن‌ها و معرفی آن‌ها به‌عنوان یک تهدید این هراس را در جامعه ایجاد می‌کنند و با جنجال‌آفرینی و شایعه‌پراکنی به آن‌ها دامن می‌زنند و نگرانی در جامعه ایجاد می‌کنند. ممکن است گـاه رسانه‌ها در بازنمایی بحران به‌ وجود‌ آمده دروغ نگویند امـا بازهم تمام حقیقت را بیان نمی‌کنند. حتی گاهی در ارائه اعداد و ارقام در مورد فراوانی یک رخداد مجرمانه اغراق می‌کنند که سبب نگرانی بیشتری در جامعه بشود. رسانه ها آن قدر دور این مصداق ها موج درست می کنند که هر امکانی برای درست دیدن و درست شنیدن تلف می شود. ازیک‌طرف رسانه‌ها با تأکید بر یک موضوع خاص از توجه و صحبت درباره موضوع مهم‌تری که آسیب‌های بیشتری به جامعه وارد می‌کند شانه خالی می‌کنند.

خفاش شب مقصر جعلی: تحلیل جامعه‌شناختی ساخت دشمن از مهاجران افغانستانی

نمونه‌ای بارز از ایجاد هراس اخلاقی در ایران، غلامرضا خوش‌رو معروف به خفاش شب است. او از معروف‌ترین قاتلان زنجیره‌ای ایران، قتل‌های زنجیره‌ای خود را که همراه با سرقت و تجاوز جنسی‌ بود‌ از‌ سـال ۱۳۷۱ در تـهران آغاز کرد. یک‌بار در سال ۱۳۷۱ دستگیر شد ولی فرار کرد و دوباره در سال ۱۳۷۶ دستگیر و به اتهام ۹ قتل‌ اعدام‌ شد. در آن زمان بااینکه هویت او مشخص نبود و مدرکی موجود نبود. رئیس وقت پلیس‌ تهران‌ در‌ شبکه­ی تلویزیونی تهران او را از اتباع افغانستان معرفی کرد. پس‌ازاین ماجرا موجی جدید از افغانستانی ستیزی به وجود آمد و مـردم خشمگین اقدام به حمله به دیگر افغانستانی‌های‌ مقیم ایران نمودند، حتی موارد‌ متعددی‌ از ضرب‌وجرح، قتل و بریدن سر‌ سه نفر از افغانستانی‌ها در پاسخ به‌ این‌ اقدام انجام شد. اما بعداً‌ با‌ چاپ‌ تصاویر شناسنامه وی در روزنامه‌ی ایران هویت‌ اصلی‌ او فاش شد و او ایرانی بود. گرچه با مشخص شدن هویت او این‌ هراس‌ اخلاقی فروکش کرد؛ اما می‌توان گفت این هراس اخلاقی نسبت به مهاجرین افغانستانی در ایران همچنان پا برجاست.

شکل‌گیری «شیاطین شهری» در مورد مهاجران افغانستانی

در بستر جامعه ایران، مهاجران افغانستانی به دلایل مختلفی مستعد تبدیل شدن به «شیاطین شهری» بوده‌اند. عوامل متعددی در این زمینه نقش داشته‌اند:

در مقاطع مختلف، برخی رسانه‌ها (چه رسمی و چه غیررسمی) با تمرکز بر موارد تخلف و جرم و نسبت آن ها به مهاجران افغانستانی و تعمیم این رفتارها به کل جامعه مهاجران افغانستانی این هراس اخلاقی را در جامعه تشدید کرده اند. همچنین در دوره‌هایی که ایران با مشکلات اقتصادی (مانند بیکاری) مواجه بوده، مهاجران به عنوان «قربانیان مقصر» یا scapegoat معرفی شده‌اند. در دوره‌های رکود اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری، این گفتمان در میان برخی اقشار جامعه و حتی گاهی مسئولین تقویت شده که حضور مهاجران (به ویژه در مشاغل کم‌درآمد و ساختمانی) عامل اصلی بیکاری کارگران ایرانی است. این در حالی است که مهاجران افغانستانی اغلب در بخش‌هایی از بازار کار فعالیت می‌کنند که نیروی کار ایرانی تمایل کمتری به آن دارد. همچنین گاهی اوقات، گفتمان‌های ملی‌گرایانه افراطی یا تمرکز بر جنبه‌های امنیتی، به تشدید حس «دیگری‌سازی»  در مورد مهاجران افغانستانی منجر شده است. این گفتمان‌ها به جای پرداختن به ابعاد انسانی و حقوقی مسئله، بر تهدیدات فرضی تأکید می‌کنند. بحث‌هایی در مورد هویت ملی به گونه‌ای مطرح می‌شود که حضور مهاجران افغانستانی را تهدیدی برای این مفاهیم قلمداد می‌کند. همچنین، در مقاطعی، نگرانی‌های امنیتی (چه واقعی و چه بزرگ‌نمایی شده) به بهانه‌ای برای اعمال محدودیت‌های بیشتر بر تردد و اقامت مهاجران تبدیل شده است.

پیامدهای هراس اخلاقی بر مهاجران

ایجاد هراس اخلاقی در مورد مهاجران افغانستانی پیامدهای عمیقی برای زندگی آن‌ها در ایران داشته است:

افزایش تبعیض و طرد اجتماعی: کلیشه‌سازی‌ها و تصویر منفی منجر به افزایش تبعیض در زمینه‌های مختلف مانند اشتغال، مسکن، آموزش و خدمات اجتماعی شده است. این تبعیض‌ها می‌تواند به صورت آشکار یا پنهان اعمال شود و حتی به طرد اجتماعی منجر شود. به طور مثال مهاجران افغانستانی اغلب با محدودیت‌های قانونی و غیرقانونی در دسترسی به مسکن مناسب، فرصت‌های شغلی برابر و حتی ثبت‌نام در مدارس دولتی مواجه هستند. این تبعیض‌ها، حتی برای نسل‌های دوم و سوم مهاجران که در ایران متولد شده‌اند و هیچ تجربه زیسته ای در افغانستان ندارند، نیز ادامه دارد.

تشدید نظارت و کنترل اجتماعی: در پی هراس اخلاقی، شاهد افزایش تدابیر نظارتی و کنترلی بر مهاجران بوده‌ایم. این امر شامل محدودیت‌های تردد، طرح‌های شناسایی، و حتی در مواردی بازگرداندن اجباری مهاجران می‌شود. به طور مثال طرح‌های «ساماندهی اتباع خارجی» که گاهی با رویکردهای امنیتی و نه اجتماعی همراه بوده‌اند، منجر به بازداشت و اخراج گسترده مهاجران شده است. همچنین، محدودیت‌هایی در تردد بین‌شهری یا حتی ورود به برخی پارک‌ها و اماکن عمومی برای اتباع افغانستانی در برخی شهرها اعمال شده است.

بازتولید نابرابری‌های ساختاری: هراس اخلاقی به بازتولید و تشدید نابرابری‌های ساختاری میان شهروندان ایرانی و مهاجران افغانستانی کمک می‌کند. این نابرابری‌ها می‌تواند در دسترسی به حقوق اولیه و فرصت‌های اجتماعی و اقتصادی نمود پیدا کند. به طور مثال عدم دسترسی کامل به بیمه‌های اجتماعی، خدمات درمانی مناسب و حمایت‌های قانونی برابر، مهاجران افغانستانی را در موقعیت آسیب‌پذیرتری قرار می‌دهد و نابرابری‌های موجود را تشدید می‌کند.

فروپاشی اعتماد متقابل: مهم‌تر از همه، هراس اخلاقی می‌تواند به فروپاشی اعتماد متقابل میان جامعه میزبان و مهاجران منجر شود و حس همبستگی اجتماعی را تضعیف کند. این امر می‌تواند منجر به افزایش اضطراب و استرس در میان مهاجران شود.

نتیجه‌گیری

در هر سرزمینی، اقلیت‌ها گاهی به عنوان «دیگری» تعریف می‌شوند و هدف گسترش هراس قرار می‌گیرند. این گروه‌ها اغلب مناسب‌ترین گزینه برای معرفی به عنوان دشمن هستند. درک تشدید بحران‌ها، به ویژه در گفتمان‌های عوام‌گرایانه و انتخاباتی حول موضوعاتی مانند ترس از جرم، ناامنی شهری و مجرم‌سازی، به طور طبیعی به ایجاد هراس دامن می‌زند. در حال حاضر، ما با یک موضع اخلاقی و هراس اخلاقی دائمی مواجه هستیم که بر پایه شبکه‌ای از اضطراب‌های اجتماعی بنا شده است. این وضعیت باعث شده که بحران‌های سیاسی دولت جای خود را به اهداف “نرم‌تری” مانند خصومت با گروه‌های حاشیه‌ای و انحرافات فرهنگی بدهد. حتی آشکارترین اشکال هراس اخلاقی نیز منافع نخبگان سیاسی و رسانه‌ای را بازتاب می‌دهند و به الگوهایی مانند سیاست‌های قانون و نظم، نژادپرستی و زندان‌های عمومی مشروعیت می‌بخشند و از آنها دفاع می‌کنند. اهمیت رسانه‌ها نه تنها در انتقال هراس اخلاقی یا ایجاد پویش، بلکه در بازتولید و حفظ ایدئولوژی غالب نهفته است.

در نهایت، تحلیل وضعیت مهاجران افغانستانی در ایران از منظر نظریه «شیاطین شهری و هراس اخلاقی» استنلی کوهن نشان می‌دهد که بسیاری از مشکلات و چالش‌های موجود، نه صرفاً ناشی از واقعیت‌های عینی، بلکه محصول فرایندهای اجتماعی و رسانه‌ای هستند که به «ساخت» این واقعیت‌ها و تقویت کلیشه‌ها می‌انجامند. این رسانه ها توجه مردم را از مشکلات بزرگ تری در جامعه منحرف می‌کنند؛ و از این هراس های اخلاقی برای توجیه ناکارآمدی دولت ها استفاده می کنند. در ایران به جای اینکه دولت سیاست ها و قوانینی درست در مقابل مهاجران داشته باشد از وظیفه اش سر باز می زند و هراس اخلاقی در جامعه راه می اندازد و در نتیجه این حمایت ها می تواند افراد را با حقوقی کم استخدام کند، بیمه نکند، حق تحصیل رایگان ندهد و … هیچ گونه مسئولیتی در برابر این افراد نداشته باشد و با موج افغانستانی ستیزی ناکارآمدی‌های خودش را پنهان کند. می توان گفت شناخت این فرایندها گامی اساسی در جهت بهبود وضعیت مهاجران و ساخت جامعه‌ای عادلانه‌تر است و در نهایت می‌توان با این سوال مواجهه شد که این هراس‌های اخلاقی به نفع چه کسانی است؟

در این باره بیشتر بخوانید:

مجله دقیقه: مهاجرستیزی آنلاین؛ نگاهی به جریان‌‌های حامی اخراج افغانستانی‌های ساکن ایران در فضای مجازی فارسی‌زبان

توییت80اشتراکفرستادناشتراک22SummarizeSummarize

بیشتر بخوانید

ناهید حقیقت
جامعه

هراس اخلاقی و انزواطلبی سیاسی در ایران امروز

به‌دست محمدرضا کلاهی

منازعه بر سر اخلاق از صدوپنجاه سال پیش در ایران مطرح بوده. این منازعه که پیش از مشروطه آغاز شده...

بیشتر بخوانید Details
یادداشت بعدی
middle east wall map physical ct00799 تداوم تا تسخیر

تداوم تا تسخیر

دیدگاه ۴

  1. گرجی says:
    10 ماه قبل

    اینطور نیست که همه طرفداران اخراج خارجی ها از کشور افغانی ها را مجرم می دانند یا شیطان بسیاری از آنان برای کمبود آب انرژی یا مصرف چندرغاز یارانه نان توسط آنان و کمبود منابع و امکانات کشور برای مردم نگرانن آنان معتقدند ما برای مردم خود امکانات کافی نداریم چه برسد به میلیون ها افغانی این دیگر تیوری جامعه شناسی و روانشناسی نیاز ندارد عوام هم می دانند هنگامی که در خانه چیزی ندارند مهمان دعوت نکنند یا با برخورد سرد مهمان را مجبور کنند برود کسی خانه خواهر یا برادرش هم برود اگر بیش از اندازه بماند حتی با وجود امکانات روزی به او گفته خواهد شد آن خانه را ترک کند این ها دیگر تیوری اقتصادی اجتماعی فرهنگی نمی خواهد این برای مهاجران عادیست چه برسد به ورود دسته ای و قبیله ای و هجوم مانند میلیون ها نفر بدون هیچ مدرک هویتی تصور کنید میلیون ها نفر ناشناس بدون هر گونه پروتکل و تشریفات بصورت پیاده روی و راهپیمایی وارد کشوری شوند کیست که نگوید دولت بیجا کرده و باید هر جور شده برگرداندشان

    پاسخ
    • N says:
      10 ماه قبل

      درک نگرانی درباره منابع محدود مثل آب، انرژی یا اشتغال قابل فهمه؛ اما باید دقت کرد که این نگرانی‌ها به چه کسانی نسبت داده می‌شن و آیا واقعاً اون‌ها عامل اصلی کمبودن یا نه.

      اول، مسأله کمبود منابع در ایران ریشه در سیاست‌گذاری‌های نادرست، فساد ساختاری، و مدیریت ناکارآمد داره، نه حضور چند میلیون مهاجر که خودشون هم معمولاً در پایین‌ترین سطح دسترسی به همین منابع هستن. مهاجر افغانستانی نه مقصر کمبود آب‌اند، نه تورم، نه بیکاری، نه تخریب محیط زیست.

      دوم، مثال “مهمان ناخوانده” به‌ظاهر ساده و ملموسه، اما از پایه غلطه. این افراد مهمان نیستن؛ بخشی از نیروی کار ارزان‌قیمت و بهره‌کشی‌شده‌ی همین سیستم‌ هستن که دولت‌ها سال‌ها بدون برنامه‌ریزی ازش استفاده کردن و الان که بحران‌ها بالا زده، به‌جای پاسخ‌گویی، این نیروی کار رو قربانی می‌کنن.

      سوم، گفتن اینکه “میلیون‌ها نفر بدون مدرک وارد شدن” هم یا ناشی از اطلاعات نادقیق رسانه‌هاست یا از نگاه امنیتی‌ای که دنبال ساده‌سازی ماجراست. بخش زیادی از این مهاجران یا متولد ایران هستن یا دهه‌هاست اینجا زندگی می‌کنن. اینکه سیستم رسمی ایران هیچ‌وقت روند شفاف، کارآمد و عادلانه‌ای برای ثبت، پذیرش یا رسیدگی به وضعیت این مهاجران ارائه نکرده، برمی‌گرده به دولت، نه خود مهاجر.

      و نهایتاً، همون‌طور که مقاله هم نشون می‌ده، وقتی مشکلات واقعی (مثل فقر، فساد، نابرابری) به گروهی خاص فرافکنی می‌شن، فقط باعث انحراف ذهن جامعه از ریشه‌ها می‌شن و در نهایت به نفع همون سیستمی تموم می‌شن که این شرایط رو ایجاد کرده. سؤال مهم اینه: واقعاً اگر همه مهاجران فردا از ایران برن، مشکل اقتصادی، بیکاری یا بی‌آبی حل می‌شه؟ پاسخ روشنه: نه.

      پاسخ
      • Tirdad says:
        10 ماه قبل

        درود بر شما
        هم رای شما هستم
        البته جناب گرجی ایراد را دیده ولی به اندازه یک شاخه از کل درختی را
        آنچه جناب یا سرکار N میفرمایند کاملا حساب،
        و جمعیتی به اندازه یک کشور بصورت مهاجر در هر کشوری با هر میزان امکاناتی ک ورود کند چالشهای اجتماعی و اقتصادی ویژه خو‌دش را خواهد داشت،ایرادها و خوبی‌های خودش را دارد
        ولی هر کشوری در هر سطحی از پیشرفت اگر بستر و زمینه‌ی چنین هجرتی را از پیش مدیریت نکرده باشد یا در حین حال به ساماندهی اورژانسی و ملی مطلب نپردازد بلاشک نمیتواند از خسارت‌های این پتانسیل بزرگ از چالش در امان بماند.
        در کشور ما و در مواجهه با آوارگان افغانستان ملت ایران با واژه آواره بسیار محترمانه مواجه شد و آوارگان را در کمال احترام و در اوج خویشتن‌داری مای پذیرش کرد
        تا اینجای مطلب خیلی خوب بوده
        و فرهنگ پذیرش این جریان از سوی ملت ایران بسیار ستودنی است
        ولی ایراد آنجا بود که به اندازه‌ای مردم کارشان را درست انجام دادند مسئولین در مواجه با این سوژه کوتاهی کلانی مرتکب شدند و سبب خسارت به هر دو طرف شد
        خسارت به ایران اینکه انرژی بزرگ را بی افسار رها کرد تا دشمن بر آن طمع کند و از ان بهره‌برداری کند
        و خسارت به افغان ازین جهت تقریبا همه‌ی آنها بی‌چاره هستند و اگر نیازمند نبودند هرگز از خانه خویش آواره نمیشد

        افغانستان بیگانه از ما نیست
        ما باید دایره نفوذ خود را گسترده‌تر و مستحکم‌تر کنیم و این واجب جز با رواداری صورت نگیرد
        ولی مسوولین هر بخش هم موظف‌اند چالش‌های مرتبط با سوژه را بصورت تخصصی و دقیق و بی‌تعارف بررسی و رفع و رجوع کنند .

        پاسخ
  2. محمد حسین says:
    9 ماه قبل

    ممنون ازینکه به این موضوع پرداختید اما یک نکته مغفول موند. صرف نظر از مساله مهاجر ستیزی بصورت عمومی، سیاسیون پیرو مکتب “متفرق کن و حکومت کن” که عموما همه غرب گرا هستند از مطلبتون مغفول موند. سیاسیونی که تا مغز استخوانشان فاسد و نفوذی هست برای فرافکنی و اینکه اتهامات رو از سمت و سوی خودشون بردارند اومدند دامن زدند به اینکه افغانستانی ها تروریستند و غیره انگار که افغانستان به ما حمله کرده نه رژیم صهیونیستی! عده زیادی از مردم هم بدون اینکه راست و درست رو بشناسند همینطوری عین موجود چهار پا با این اخبار همراهی میکنند.خلاصه که اردوغات راه میفته هر جا دو نف ترک زبان پیدا بکنه همه رو با هم متحد میکنه اما ما متاسفانه بدلیل فقدان طرح استراتژیک در زمینه فرهنگی و فقدان وجود امت به معنای واقعی وضعمون این هست یکروز افغانستانی ها رو بعنوان دشمن علم میکنند یکروز عراقی ها یکروز …..

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • تحلیل
  • رویداد
  • مدرسه
  • کتابخانه
  • رسانه
تماس با ما

© از ۱۳۹۷ تا الان | Engare.net - انتشار محتوای انگاره آزاد است. در صورت امکان، به منبع پیوند دهید.

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج
  • تحلیل
    • جامعه
    • سیاست‌گذاری اجتماعی
  • رویداد
  • مدرسه
    • سیاستگذاری اجتماعی
    • جامعه شناسی
    • مددکاری اجتماعی
    • فرهنگ نامه
  • کتابخانه
    • مقاله
    • کتاب
    • ژورنال
    • مجله
  • رسانه
    • فیلم
    • عکس اجتماعی
    • اینفوگرافیک
    • صوتی

© از ۱۳۹۷ تا الان | Engare.net - انتشار محتوای انگاره آزاد است. در صورت امکان، به منبع پیوند دهید.

-
00:00
00:00

Queue

Update Required Flash plugin
-
00:00
00:00