دغدغه صندلی‌های خالی دانشگاه

بیت الله محمودی- عضو هیأت علمی دانشگاه شهرکرد

TIME 002
0

از دغدغه های اصلی چند سال اخیر وزارت علوم، دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی، صندلی های خالی دانشگاه است. صندلی هایی که روزی در فضای تراکم تقاضا برای ورود به دانشگاه، سرمست و غرور آفرین در حال اضافه شدن و امروز در حسرت حداقل دانشجوی ورودی غرق و محصور در غبار. تقاضای عمومی ورود به دانشگاه پس از گذراندن دورانی که هدف صرفا ورود به دانشگاه بوده و نوع رشته و محل تحصیل در اولویت های بعدی قرار داشت، امروزه به حالتی تغییر کرده است که صرف ورود به دانشگاه دیگر در اولویت نیست چرا که در هر صورت با توجه به انبوه صندلی های خالی ورود به دانشگاه امری سهل و بدیهی شده است.

تمرکز اصلی و انبوه تقاضای ورود به رشته های پزشکی که نظام آموزشی آن در اختیار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی است، عملا نشان می دهد دانشگاه در مجموعه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در حالت رکود تقاضا و ورودی دانشجو قرار گرفته است. اگر تعداد داوطلبین واقعی کنکور برای رشته های گروه پزشکی را از سایر رشته ها جدا کنیم و البته محدودیت های انتخاب این گروه رشته را برای داوطلبین مختلف در نظر نگیریم، به نظر می رسد تقاضای واقعی برای ورود به رشته های مجموعه وزارت عتف حتی به کمتر از ۲۰ درصد کل داوطلبین برسد. در واقع از مجموع ۴۶۷ رشته دانشگاهی موجود در فرایند انتخاب رشته در کنکور سراسری، ۴۴۷ رشته (معادل ۹۶ درصد رشته های دانشگاهی) که مربوط به رشته های وزارت عتف است تقاضای بسیار اندکی برای تحصیل در آنها دیده می شود.

اما سوال اساسی این است که دغدغه صندلی های خالی دانشگاه از کجا نشأت می گیرد و چگونه به آن نگاه می شود؟ چالش دانشگاه امروز در خصوص این دغدغه چیست؟ آیا دانشگاه نگران هدر رفت ظرفیت های انسان ساز خود برای تعالی جامعه و برساخت فارغ التحصیلان خلاق و فرهیخته است؟! آیا دانشگاه نگران کاهش فارغ التحصیل متخصص در رشته های مورد نیاز جامعه و بحران نبود متخصص در برخی رشته ها در آینده است؟!

نه! همه می دانیم و تجربه کرده ایم که واقعیت این نیست. دانشگاه نگران هدر رفت و مستهلک شدن زیرساخت‌های عظیم و معطل مانده کلاس‌های درس، آزمایشگاه‌ها، سالن‌های مطالعه، خوابگاه‌ها، خدمات رفاهی و … است. دانشگاه نگران کاهش بودجه خود با کاهش سرانه دانشجوست. دانشگاه نگران پر نشدن واحدهای درسی موطفی اساتید خود است. استاد دانشگاه نگران کاهش حق التدریس، نگران کاهش دانشجویان تحصیلات تکمیلی و برخوردار نشدن از مزایای دانشجوی ارشد و دکتری است. در مجموع باید گفت دانشگاه و ارکان آن نگران منافع خود است و بس!

شکست سیاست شغل محوری نظام آموزش عالی و نبود بازار کار برای بسیاری از رشته‌های دانشگاهی و در نتیجه آن کاهش اقبال عمومی نسبت به آنها، دانشگاه و وزارت عتف را بر آن داشته است تا دست به ابتکاری برای جذب دانشجو و پرکردن صندلی های خالی کلاس های درس بزند و آن هم با تغییر و عامه پسند نمودن عناوین رشته ها و باز نمودن بازار جدید آموزشی با راه اندازی رشته هایی به اصطلاح با ماهیت بین رشته ای، که در راستای همان سیاست غلط و شکست خورده شغل محوری تشکیل شده و در حال گسترش نیز هستند. شکست سیاست شغل محوری وزارت عتف آنجا خود را بخوبی عیان می کند که این وزارت تاکنون ۵۹۶ عنوان رشته را در مقطع کارشناسی و در مجموع در کلیه مقاطع بیش از ۳۵۰۰ رشته را منسوخ اعلام نموده است.

دغدغه صندلی های خالی دانشگاه را باید در بی اعتبار شدن جایگاه دانش و دانشگاه در جامعه دید، در دور شدن دانشگاه از رسالت های اصیل خویش، در بی نیاز جلوه دادن جامعه به دانشگاه، در … .

پاسخی بگذارید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد