توسعه و رفاه اجتماعی

مصطفی امینی رارانی دانشجوي دکترای سیاست گذاری سلامت - دانشگاه علوم پزشکی تهران

در سال های آغازین هزاره جدید جهان دستخوش تغییرات و چالشهای بسیاری بوده است، در نیمه دوم قرن بیستم پیشرفت های باورنکردنی در علم و تکنولوژی به دست آمده، ارتباطات تسهیل شده و علم پزشکی بسیاری از بیماری های کشنده را کنترل نموده و آنچه روزی برای جامعه بشری آرمان و آرزو بوده در دنیای کنونی به تحقق پیوسته است. اما علی رغم این پیشرفت ها هنوز بیش از یک میلیارد نفر در فقر به سر می برند که تعداد آنها به سرعت در حال افزایش است.

شکاف بین فقیر و غنی به طور چشم گیری هر روز بیشتر و بیشتر می شود و مردم بسیاری مجبورند در جستجوی کار و وضع بهتر، سرپناه و زندگی خود را ترک کنند. در حقیقت شرایط اقتصادی فعلی جهان بی عدالتی را توسعه داده و کمکی به فرآیند توسعه کشورهای در حال توسعه نمی کند. این مسئله توسعه و رفاه اجتماعی را به ضرورتی انکارناپذیر برای کشور های جهان سوم بدل کرده است. هدف نهایی توسعه اجتماعی بهبود وضعیت انسان از لحاظ مادی و معنوی است. توسعه و رشد منصفانه در کره زمین حاصل نمی شود مگر اینکه همه انسان ها به ارزشهای بالاتری متعهد شوندکه این اصول و ارزشها بر فعالیت های اقتصادی ملی و فردی معنا و جهت می دهد. آنچه در حال حاضر جامعه جهانی با آن مواجه است استمرار نابرابری ها، پایداری فقر، بیکاری و بی عدالتی و رشد ناپایدار و ناموزون درکشورهای در حال توسعه است. این شرایط چیزی جز بازتاب نابرابری و عدم تعادل در جامعه جهانی نیست، زیرا بخش قابل توجهی از جمعیت دنیا از منابع جهانی محروم هستند.

چگونگی شکل گیری مفهوم رفاه اجتماعی و توسعه پایدار از آغاز انقلاب صنعتی تا دهه۶۰ قرن بیستم آغاز شد که مفهوم توسعه در قالب برخی از شاخص های رشد اقتصادی نظیر درآمد سرانه و ملی، تولید سرانه و ملی و مانند آن تبیین می شد. تا این زمان عوانل اجتماعی، انسانی و زیست محیطی در فرآیند برنامه ریزی ها و اجرای  طرح های توسعه نادیده گرفته می شد. بر این اساس پیامدهای منفی الگوهای رشد بر شکاف طبقاتی و بروز آسیب های اجتماعی افزود و کیفیت زندگی مردم را خدشه دار کرد. از این رو از اواخر دهه ۷۰ در کشور های در حال توسعه، الگو ها و سیاست های رشد اقتصادی به عنوان هدف اصلی توسعه مورد تردید قرار گرفت.

در طی یک قرن اخیر اکثر جوامع اعم از توسعه یافته و در حال توسعه به سطوح رفاه اجتماعی بالاتری دست یافته اند و در مقایسه با وضعیت موجود در پایان قرن نوزدهم مردم از سطح درآمد بالاتر، استاندارد بالاتر زندگی، زندگی سالمتر و سطح سواد بالاتری برخوردار گشته اند. بر اساس آمار رسمی منتشر شده توسط سازمان ملل و بانک جهانی پیشرفت های اجتماعی مهمی در همه کشورهای اعم از جوامع صنعتی غربی و کشور های جهان سوم اتفاق افتاده است بطوریکه علی رغم وجود چهره هایی از فقر و محرومیت در کشورهای جهان سوم، در بسیاری از کشور ها امید به زندگی افزایش یافته، سطح سواد بالاتر رفته و دسترسی به خدمات بهداشتی و آب آشامیدنی سالم افزایش یافته و برنامه های اجتماعی توسعه یافته اند.علی رغم پیشرفت های اجتماعی در طی قرن اخیر، هدف رسیدن به رفاه اجتماعی برای همه محقق نشده است. گزارشات رسمی نشان می دهند که بسیاری از کشورهای جهان سومی بخصوص آفریقا و آمریکای لاتین در طی دهه۱۹۸۰ بروز فقر افزایش یافته است. در کشور های صنعتی از قبیل انگلستان و ایالات متحده نیز مطالعات مشخص نموده اند که نسبت افرادی که زیر خط فقر رسمی زندگی می کنند در طی دهه اخیر به طور معناداری افزایش یافته است.

پدیده فقر در عین و.جود ثروت اقتصادی هنگفت یکی از موضوعات مشکل آفرین در توسعه امروزی است.در بسیاری از بخش های جهان توسعه اقتصادی با پیشرفت اجتماعی ملازم و هماهنگ نشده است که از این پدیده اغلب به عنوان توسعه تحریف شده(Distorted Development)  یاد می شود. توسعه تحریف شده در جوامعی  وجود دارد که توسعه اقتصادی با توسعه اجتماعی به صورت توامان همراه نگشته است. در این کشور ها مشکل اصلی فقدان توسعه اقتصادی نیست بلکه شکست در هماهنگ نمودن عینیت های توسعه اقتصادی با توسعه اجتماعی و عدم تضمین رسیدن مزایای ناشی از توسعه اقتصادی به دست همه مردم، مشکل اصلی این جوامع را ایجاد می کند.

بنابراین توسعه اجتماعی را می توان به عنوان یک فرایند برنامه ریزی شده تغییر اجتماعی برای ارتقاء رفاه و بهزیستی آحاد مردم در ارتباط نزدیک با فرآیندهای توسعه اقتصادی در نظر گرفت.

حال اگر هدف اصلی توسعه را ارتقاء رفاه اجتماعی همه مردم و بالا بردن کیفیت زندگی آنها بدانیم به طور حتم برای دستیابی به این هدف ارزشمند می بایست توسعه اجتماعی و توسعه اقتصادی را به مثابه دو بال برای رسیدن به رفاه اجتماعی همگانی و مکمل یکدیگر در نظر بگیریم.

 برگرفته از:

James Midgley. Social development: The development perspective in social welfare. sage publication, 1999; p:1-28

پاسخی بگذارید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد