مسیر متفاوت مردم و دولت در ماجرای کرونا؛ چرا از این چالش عبور نمی‌کنیم؟

امیر جعفری آزاد (پژوهشگر)

0

«بحران» با تمام مصائب و سختی‌هایش، فرصتی برای دولت‌هاست. زمان بحران، تمام حاشیه‌ها رنگ می‌بازد و مردم، چشم‌انتظار مدیریت و ابتکار عمل از سوی دولت‌های خود هستند تا امیدی در دلشان جوانه بزند و بدانند سیستم و تشکیلاتی وجود دارد تا دستگیرشان باشد.

اینگونه است که در تمام جهان و به هنگام مصیبت‌هایی مثل سیل و زلزله، عالی‌ترین مقام کشورها وارد ماجرا می‌شوند و با وعده و برنامه و بسیج تمامی نیروها، مرهمی بر دردهای مردم‌ می‌شوند. این فرصتی طلایی برای هر دولت و حکومت است تا حداقل در منطقه بروز بحران، نتایج ملموس و عمل‌گرایانه‌ای از خود به نمایش بگذارد و بتواند بخشی از کاستی‌های گذشته مدیریت خود را جبران کند. این فرصتی است برای بازسازی سرمایه اجتماعی دولت و رویش دوباره اعتماد و امید در دل مردم.

بحران در بحران

کرونا وارد دهمین ماه خود شد. بحرانی که سوار بر دوش چند بحران بزرگ دیگر همچون تحریم و تورم و فقر عمومی به صف مردم زد و وضعیت زندگی و معیشت آنها را آشفته و پریشان کرد. مردم از همان آغاز مصیبت و حیران از بلا و خسارتی که بر هستی‌شان وارد شده، منتظر بودند تا دولت به‌عنوان مرجع تصمیم‌ساز و منبع قدرت، کنترل اوضاع را در دست بگیرد و راهکاری برای شرایط جدید بیندیشد.

شاید اولین انتظار مردم این بود که تصویر درست و واقعی از بحران برایشان ترسیم شود و نقشه راه دولت را برای کنترل وضعیت در روزهای پیش رو بدانند و خود را با آن هماهنگ کنند.

اما تجربه این ۱۰ ماه جور دیگری برای ما رقم خورد. در ابتدا که از راه انکار برآمدیم و گفتیم که این مشکل برای کشورهای دیگر است و دامن‌گیر ما نخواهد شد. از زمانی هم که شیوع کرونا را پذیرفتیم، استراتژی مشخصی برای مدیریت شرایط اعلام نشد، روش قرنطینه را قرون وسطایی نامیدیم و موضوع رها کردن شرایط برای ایمنی جمعی را هم انکار کردیم.

ستاد ملی برای مدیریت بحران تشکیل دادیم تا حرف اول و آخر را آن ستاد بزند، ولی این تشکیلات هم مرجع اساسی و نهایی برای تصمیم‌گیری و کنترل شرایط نشد و باید مصوباتش را به صورت درخواست و پیشنهاد و خواهش مطرح می‌کرد.

اعتماد از دست رفته مردم

در این میان آنچه بیشتر از همه تحت هجوم و آسیب بوده، «اعتماد» مردم است. اعتماد، مهم‌ترین شاخص سرمایه اجتماعی است و مانند امانتی است که مردم به دولت‌هایشان می‌دهند تا دولت با قدرت و مشروعیت حاصل از آن بتواند تصمیم بگیرد و عمل کند، اما این اعتماد و امانت تا زمانی برقرار است که مردم بدانند دولت در راستای منافع جمعی آنها عمل می‌کند تا کم‌ترین زیان و آسیب به کار و خانواده و سلامت و اقتصاد آنها وارد شود.

پشتوانه این دولت نیز اعتماد ۵۷ درصدی در صندوق‌های رای اردیبهشت ۹۶ بود، اما تصمیم‌های کم‌توان و کم‌اثر دولت از یک طرف و عمق گرفتن فشار اقتصادی و گرانی بیش از حد در اثر تحریم‌های بین‌المللی و تاثیر کرونا از طرف دیگر، عرصه را بر زندگی روزمره مردم تنگ کرده و اعتماد اجتماعی آنها را در سراشیب تندی انداخت.

شهروندان و به‌ویژه قشر دانشگاه‌رفته می‌دانند که این بحران، معضلی جهانی و همه‌گیر بوده و تمام اقتصادهای دنیا را تحت تاثیر قرار داده است و به تبع آن دولت و کشور ما نیز درگیر آن است، اما شهروندان ایرانی برخلاف دیگر کشورها، خروجی عملی و موفق از کار دولت را کمتر در زندگی خود احساس می‌کنند.

بحران کرونا یا بحران پیاز؟

طبقه پایین جامعه در اثر این شرایط، شدیدترین فشارها را تحمل کرده و در بحران‌های پیاپی مرغ و پیاز و برنج و گوشت، بسیاری از خانوارها توان تامین حداقل‌های اساسی زندگی را ندارند. هر چه زمان بیشتر می‌گذرد، دهک‌های بیشتری از طبقه متوسط به جمعیت طبقه پایین اضافه می‌شود و به تدریج بحران “فقر” از خود کرونا بزرگ‌تر و وخیم‌تر می‌شود.

حتما در اطراف خود بسیار مردمی را دیده‌اید که بی‌توجه به کرونا و سلامت، سر کارهای خود حاضرمی‌شوند تا لقمه‌ای نان سر سفره خانواده ببرند. در این شرایط، ضعف سرمایه اجتماعی به معنای گسست همه ارکان اجتماعی از همدیگر و عملکرد مستقل اجزا خواهد بود و به اصطلاح هر کس هر طور که بخواهد و هر طور که صلاح زندگی خود را در آن تشخیص دهد، عمل خواهد کرد.

در این شرایط است که وقتی تعطیلی دو روزه اعلام می‌شود، همه بار سفر به شمال می‌بندند و یا در گروه‌های دوستی و اجتماعی خود، شرایط و پروتکل‌های کرونایی دیگری برای خود تعریف می‌کنند.

راه جدای مردم و دولت

این توصیف شرایط بود از دیدگاه شاخصی به نام ” سرمایه اجتماعی” و اینکه در این ۱۰ ماه گذشته در پاندمی کرونا چه مسیری را در کشور پیموده‌ایم. همین دیدگاه می‌گوید راه‌حل و مسیر اصلاح نیز از تمرکز و توجه به سرمایه اجتماعی، بازسازی اعتماد مردم و دعوت آنها به عمل مشترک و گروهی برای نفع همگانی می‌گذرد.

بازسازی سرمایه‌ اجتماعی از قدرت بسیار موثر و بزرگی برای تسریع بهبود شرایط بحران کرونا و کند شدن زنجیره شیوع بیماری دارد. به قول بوردیو، جامعه‌شناس فرانسوی، سرمایه اجتماعی، شبکه‌ای از مردم است که هر یک از اعضای خود را از پشتیبانی سرمایه جمعی برخوردار می‌کند و آنان را مستحق «اعتبار اجتماعی» می‌سازد. این بیماری، بیشتر از همه نیازمند اقدام هماهنگ دولت و مردم و مشارکت شهروندان در کنترل و بهبود شرایط است و این تنها و تنها از مسیر تصمیم‌گیری قاطع، اطلاع‌رسانی معتبر و آگاهی بیشتر شهروندان از شرایط موجود و وظایفشان در بهبود شرایط و در یک کلمه بازیابی اعتماد از دست رفته می‌گذرد.

 

بیشتر بخوانید

کرونا افسانه دولت کوچک را باطل کرد

کرونا جوامع را هم‌سرنوشت کرد

دوره گذار را جدی بگیریم (خطر تعمیق فاصله‌های اجتماعی)

پاسخی بگذارید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد