امر تقلب و کمیت گرایی در نظام آموزشی

ولی بهرامی (دانشجوی دکترای جامعه شناسی)

تصور سازمان، نهاد و جامعه ی بدون افراد متقلب محال است، منتهی صورت تقلب تغییرمی کند و در همه جا یکسان نیست. در وهله اول، تقلب بهنجار است زیرا تصور وجود نهاد و جامعه ای عاری از آن محال است. تقلب بهنجار است به شرط آنکه تقلب کردن برای هر نمونه اجتماعی به میزانی برسد و از این میزان تجاوز نکند. همانند سایر مسائل اجتماعی میزان کمی از تقلب در مدارس محتمل است و نشانه پویایی دانش آموز ان و مدرسه است و بیانگر آن است که وجود افراد به یکدیگر بستگی دارد و مانند سوپاپ اطمینانی عمل میکند که میتواند به تخلیه روانی دانش آموز کمک کند و نشانه تجلی نارضایتی آنها از وضع موجود باشد. همچنین اعتراض به وضعیت تقلب در مدارس و جامعه نشان دهنده تلاش برای شناسایی آسیب ها و پیامدها برای رفع آنها است. عمل تقلب یک امر عام و صورت استثنایی است که بررسی آن به ما کمک می کند که شرایط حالت عادی و بهنجار امر آموزش مطلوب در مدرسه را بهتر درک کنیم. تقلب پدیده اجتماعی است که علل اجتماعی در آن دخیل هستند و میزان آن در وضعیت های مختلف اجتماعی  مانند؛ اعتقادات دینی، نوع مدرسه محل تحصیل، وضعیت خانوادگی، وضعیت تحصیلی، تغییر در رویه های نظام آموزشی و سبک های تدریس متفاوت است. صورت نابهنجار تقلب میتواند نظم اجتماعی مدرسه، حس اعتماد، اطمینان عمومی و ارزشها و باورهای اخلاقی در مورد نظام آموزشی و جامعه را مخدوش سازد و با تبدیل شدن به یک هنجار و یادگیری آن خصوصاً تحت اثر گروه همسالان هزینه های بسیار زیادی در آینده از قبیل؛ رانت، رشوه و فساد اداری و کاهش سرمایه اجتماعی در جامعه را به دنبال داشته باشد. تمایل به تقلب تنها از طریق تقلب فردی که مظهر آن است قابل مشاهده است. دلیل اینکه تقلب به بیش از یک علت مربوط است این است که چندین نوع تقلب وجود دارد. هر چه ما بیشتر انواع مشخص تقلب را شناسایی کنیم، به همان اندازه نیز جریان تقلب را بهتر خواهیم شناخت و به علت شناسی امر تقلب بر حسب اهمیت نسبی شان بهتر و بیشتر پی خواهیم برد. بنابراین برای واکاوی امر تقلب و علل اجتماعی آن ابتدا به سنخ شناسی تقلب بر اساس زمینه ها و نی روهای اجتماعی می پردازیم.

۱ .تقلب معلم محور

در این نوع تقلب عدهای از معلمان برای نشان دادن موفقیت در رویکرد تدریس و کلاس داری خود، برآورده کردن انتظارات نظام آموزشی، محبوبیت در بین دانش آموزان، مخفی کردن ضعف تدریس، حفظ اقتدار و کسب پرستیژ اجتماعی، ترحم و دلسوزی، پی بردن به ضعف علمی دانش آموزان، پایان دادن به مسایل اتفاق افتاده در کلاس درس، رفع و رهایی از مزاحمت ها و دردسرهای بعد از امتحان از قبیل مشاجره با والدین دانش آموز، سعی می کنند سوألات امتحانی درس تدریس شده خود را در اختیار دانش آموزان قرار دهند و این موجب نخواندن محتوای کتاب و حفظ کردن سوألات گفته شده و یا ترغیب دانش آموزان به نوشتن این سوألات به صورت تقلب در امتحان می شود.

۲ .تقلب مدیر محور

هرچند مدیریت می تواند به عنوان یک اندام تنظیم کننده در مدرسه در جهت هماهنگی کم و بیش وظایف و نقش ها در مدرسه عمل کند، اما مدیریت به تنهایی کافی نیست، بلکه چگونگی اعمال مدیریت مهم است. نقص در نحوه مدیریت و چگونگی اعمال آن می تواند منجر به بازتولید تقلب و فراگیرشدن آن شود. همبستگی بین مدیر و معلمان و استمرار آن می تواند موجب شود که هرکس کار و نقش خود را به درستی انجام دهد. در هرجایی که اندامهای همبسته تماس لازم و به حد کافی مداوم با یکدیگر داشته باشند کمتر شاهد حالت نابسامانی از قبیل امر تقلب خواهیم بود. تقلب می تواند نتیجه نحوه مدیریت غلط و چگونگی اعمال بد آن باشد. مدیریت دموکراتیک و استفاده از تمام ظرفیت نیروهای آموزشی می تواند زمینه اعتماد و وحدت مجموعه را فراهم کند و توافق جمعی به جای تضارب آراء ریشه هرگونه تقلب را بخشکاند. زمانی که معلم در برگزاری امتحانات مستمر سال تحصیلی جدی است و مدیریت در زمان برگزای امتحان پایان ترم امهال کاری میکند و دانش آموز این تصور را دارد که چه درس بخواند و چه درس نخواند مدیر مدرسه همه کاره است و او را قبول میکند، دانش آموزان تنبل تقلب را یک ابزار و ارزش تصور می کنند و دانش آموزان زرنگ دلسرد از تلاش و کوشش می شوند و در این صورت تقلب از ساحت فردی به یک ساحت اجتماعی تبدیل خواهد شد.

۳ .تقلب دانش آموز محور

این دانش آموزان به چندین دسته تقسیم می شوند: الف- دانش آموزانی که تقلب را یک زرنگی و افتخار می دانند و در بین گروه همسالان جایگاه و منزلتی پیدا می کنند و می خواهند هنر خود را به رخ دیگران بکشند. ب- دانش آموزانی که تقلب را برای جلو افتادن در رقابت با دیگران مفید می دانند. تقلب می کنند تا شاگرد اول شوند و آن را به رخ همکلاسی ها بکشند) دانش آموزان شاگرد اولی(. پ- دانش آموزانی که تقلب را برای قبول شدن و کسب نمره ۱۰ لازم می دانند و حاضر نیستند شکست و رد شدن را حتی یکبار تجربه کنند) دانش آموزان تنبل(. ت- دانش آموزانی که تقلب میکنند که با سرزنش و تحقیر معلم، پدر و مادر و دوستان خود مواجه نشوند. ث- دانش آموزانی که تقلب میکنند تا فقط دیپلمی بگیرند چون خانواده اهداف بلند مدتی را برای آنها ترسیم نمی کند.

۴ .تقلب نهادی

نخستین و مهمترین نهاد اجتماعی که کودکان فرآیند اجتماعی شدن را یاد می گیرند، نهاد خانواده است. کودکان با مشاهده رفتار والدین آن را درونی می کنند و سپس این رفتارها را در سنین بالاتر عملی می کنند. در واقع والدین آینه تمام نمایی هستند که رفتار و کنش فرزندان تصویر و بازخورد رفتار آنها هستند. کودکی که در رفتار و گفتار والدینش تناقض و تضاد را می بیند، در شخصیت فردی و اجتماعی دچار دوگانگی ارزشی خواهد شد. تقلب قبل از اینکه در مدرسه و اجتماع به وقوع بپیوندد در نهاد خانواده با دروغ، نیرنگ و خیانت والدین و تحت تاثیر رسانه ها، فیلم ها و اخبارهای کذب آموزش داده می شود و در دوران کودکی مانند بذری کاشته می شود و نتیجه آن در سنین بالاتر بروز پیدا می کند. همچنین می توان گفت بسیاری از کنشگران نظام آموزشی چون تقلب، فساد و رانت ها در سایر نهادها و جامعه را می بینند و در این نهادها و سازمانها افراد بر اساس شایستگی و توانمندی در جایگاه مناسب قرار نمی گیرند) عدم قشربندی(، در این صورت افراد متقلب تر و بی سوادتر در جایگاه و سمت های اداری قرار می گیرند که این جایگاه ها حق افراد نخبه، باسواد، درس خوان و شاگرد اول مدرسه بوده است. بنابراین کنشگران نظام آموزشی هم به تبعیت از فضای حاکم بر جامعه نسبت به دانش آموزان متقلب حساسیت چندانی نشان نمیدهند و در این صورت ساحت نهادی تقلب در کالبد و شریان جامعه اشاعه پیدا می کند، بدون آنکه شاهد مقاومت و مکافاتی باشیم.

با توجه به سنخ شناسی تقلب در بالا می توان علت انواع تقلب را به شرح ذیل تبیین نمود.

الف.کالایی شدن آموزش

بررسی ابعاد مختلف آموزش نشان میدهد که امر کیفیت در آموزش تابع امر کمیت و کمی گرایی است. کمیت گرایی و کا لایی شدن آموزش در نظام آموزشی، نهاد خانواده، نهادهای خصوصی غالب است. در نهاد خانواده با فشاری که به فرزندان از طرف مادران در سنین ابتدایی وارد می شود. چرا به فرزندمان مشق نمی دید؟ چرا کتاب کمک درسی معرفی نمی کنید؟ چرا کلاس تقویتی و معلم خصوصی برای کنکور نمی گذارید؟ نشان می دهد که ملاک اولیا در پیشرفت تحصیلی فرزندان نمرات و معدل بالاتر و قبولی در دانشگاه است. از همان سنین ابتدایی دغدغه قبولی در کنکور سراسری را دارند. کنکور سراسری عینیت و نمود واقعی مسئله کمی گرایی در نظام آموزش عالی است. این کمی گرایی و کا لایی شدن امر آموزش هم در موسسات خصوصی و هم در نظام آموزشی مشهود است. ملاک ادارات آموزش و پرورش در رتبه بندی مدارس، مدیران و معلمان درصد قبولی بالاتر و میانگین نمرات بالاتر است. این نگاه کمی گرایانه در معلمان به عنوان مهمترین رکن نظام آموزشی در همان ابتدای سال تحصیلی از قبیل امضای تفاهم نامه آموزشی برای مشخص نمودن میزان درصد قبولی و هم در تنظیم برنامه تدریس شان دیده می شود. تجمیع برنامه تدریس در دو یا حداکثر سه روز و اصرار معلمان به این کار نشان می دهد که نگاه کمی گرایانه در تمام اجزای نظام آموزشی دیده می شود، چرا که وقت بیشتر داشتن یعنی تدریس خصوصی، شغل و درآمد دومی برای تامین معاش و امورات زندگی است. مطالعات نشان می دهد که اگر زمانی معلمان جزء طبقه متوسط جامعه بودند، اکنون شاهد تنزل شدید طبقه اجتماعی آنها هستیم و بی دلیل نیست که بسیاری از آنها دوست ندارند فرزندشان در آینده معلم شود. بنابراین کا لایی شدن امر آموزش می تواند ریشه در جایگاه نظام آموزشی و کنشگران آن و کاهش طبقه اجتماعی معلمان نسبت به سایر نهادها داشته باشد. در مجموع این عوامل می تواند امر آموزش را به کا لایی اقتصادی تبدیل کند. بنابراین می توان تقلب را نتیجه تطابق نداشتن فرد با ساختار اجتماعی که کا لایی شده است دانست.

ب. قضاوت ارزشی کنشگران نظام آموزشی در قیاس با سایر نهادها

مشاهدات و مصاحبه های و توجه به حرفها، رفتارها و افکار معلمان نشان میدهد که آنها بر اساس وجدان، نگرش شخصی خود، ارزشهای موجود در نظام آموزشی و جامعه را معنا و بازتعریف میکنند. آنها وقتی وضعیت موجود خود را با کارمندان سایر نهادها و حتی همسالان و دوستان دیرینه خود مقایسه میکنند و میسنجند، احساس میکنند منزلت و شأن و اقتدار حرفهایشان حفظ نمیشود. در بعضی مواقع احساس میکنند که از زندگی عقب افتادهاند و کاش شغل دیگری را انتخاب میکردند. بنابراین آنها در میان انبوهی از این ارزشها و اهداف دست به انتخاب می زنند و در هاله‌ای از قضاوتهای ارزشی ناشی از دیگران، سای رنهادها و جامعه قرار دارند که نگاه آنها به معلمان، ارزشها و باورهای معلمان در مورد خود و جایگاهشان در جامعه را شکل میدهد. بسیاری از این معلمان دلزده از نقش معلمی هستند و شغل معلمی را در کنار مشاغل دیگر دارند. نتیجه و برآیند اثرات متقابل این امر فاصله گیری معلم از نقش خود در کلاس درس و تقلب کردن دانش آموزان راهی برای قبول شدن در درسی است که به خوبی آموزش داده نشده است.

پ.تضعیف نهاد خانواده و تغییر آن به خانوار

خانواده نهادی است انسجام بخش، پیوند دهنده و دارای روابط خویشاوندی است که در اجتماعی کردن فرزندان و برآورده شدن نیازهای بنیادی نقش دارد. تغییر در نهاد خانواده تحت دگرگونی اجتماعی جدید موجب شده شکل و کارکرد آن تغییر یابد. در گذر از خانواده سنتی به خانوده جدید شاهد آزادی و فردیت بیشتر اعضای خانواده هستیم و ارتباط موزائیکی که در آن افراد کنار هم می نشینند، بدون آنکه باهم کنش متقابل داشته باشند، باعث تغییر در روابط خانوادگی شده است. همچنین خانواده ابعاد کوچکتری پیدا کرده است و شاهد گرایش خانواده به تکه تکه شدن هستیم و عملکرد خانواده در اثر کاهش میزان تراکم آن تغییر کرده است. در اثر این تغییرات انتقال تفاهمات به یکدیگر ناپیوسته شده است و واحدهای اجتماعی کمتر در تماس با یکدیگر هستند و مصونیت بخشی و نگهداری اعضا توسط نهاد خانواده تحت اثر کاهش تراکم خانواده و کوچکتر شدن ابعاد خانواده و تکه تکه شدن آن با مشکل مواجه شده است. علاوه بر این تغییرات خانواده بسیاری از کارکردهای خود را به نهادهای دیگری از قبیل مدرسه، دولت و رسانه ها منتقل کرده است که این نهادها نتوانسته اند وظایف خود را به خوبی ایفا کنند. بنابراین کوچک شدن ابعاد خانواده، تکه تکه شدن و انتقال کارکردهای خانواده به سایر نهادها در مجموع سبب تضعیف نقش نهاد خانواده در امر تربیت و اخلاق شده است که یک نتیجه آن می تواند تقلب و بی تفاوتی خانواده نسبت به امر تقلب باشد.

پاسخی بگذارید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد