• ورود
  • آدرس‌های جدید دسترسی به Sci-hub ، Libgen، Zlib و Anna’s Archive
  • نویسندگان
  • نویسنده مهمان
  • درباره ما
  • تماس با ما
نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی و سیاستگذاری اجتماعی
  • یادداشت‌ها
    • جامعه
    • سیاست‌گذاری اجتماعی
    • اقتصاد سیاسی
    • اندیشه
    • فناوری
    • نقد
  • مدرسه علوم اجتماعی
    • روش‌شناسی
    • ابزار
    • فرهنگ
  • کتابخانه
    • کتاب
    • مقاله
    • مجله
  • رسانه
    • فیلم
    • عکس اجتماعی
    • اینفوگرافیک
    • صوتی
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی و سیاستگذاری اجتماعی
  • یادداشت‌ها
    • جامعه
    • سیاست‌گذاری اجتماعی
    • اقتصاد سیاسی
    • اندیشه
    • فناوری
    • نقد
  • مدرسه علوم اجتماعی
    • روش‌شناسی
    • ابزار
    • فرهنگ
  • کتابخانه
    • کتاب
    • مقاله
    • مجله
  • رسانه
    • فیلم
    • عکس اجتماعی
    • اینفوگرافیک
    • صوتی
نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی و سیاستگذاری اجتماعی
نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج
خانه یادداشت‌ها جامعه

خانه؛ از حمیرا تا مداح محله ما

به‌دست محدثه الفت‌شایان
۲۱ خرداد ۱۴۰۵
محرم و مداحی
انتشار در توییترانتشار در تلگرامانتشار در واتساپانتشار در لینکدینChatGPT

در ایام فاطمیه برای مشاهده و بررسی، به یکی از هیأت‌های محله‌مان رفتم. ناگهان متوجه شدم که مداحِ جلسه، بخشی از یکی از ترانه‌های حمیرا را با لحنِ سوزناکِ مداحی بازخوانی می‌کند؛ ترانه‌ای که در نسخهٔ خواننده‌اش مضمونِ مرکزی‌اش «خانه»، «غربت» و «دوری از خویشان» بود، و در فرمِ مداحی همان مضمون به دوریِ یک «بچهٔ شیعه» از نجف و کربلا و به اتصالِ دل و ذهن او به اهل‌بیت و اماکنِ زیارتی ارجاع می‌گرفت. وقتی حمیرا همان ترانه را اجرا می‌کند، «خانه» در معنای غالبِ آن به ایران و تجربهٔ دوری از وطن دلالت می‌یابد؛ اما وقتی مداح آن را در متنِ گفتمانیِ آیینی می‌خواند، «خانه» به شبکه‌ای از پیوندهای ایمانی، خویشاوندیِ نمادین و مکان‌های مقدس ارجاع می‌گیرد. با وجود تفاوت‌های آشکار میان این دو فضای اجرایی ــ موسیقایی و آیینی ــ هستهٔ مشترکی قابل مشاهده است: سوگواری برای دوری از «خانهٔ مفروض» و تجربهٔ غربتی که از تعلق خاطر سرچشمه می‌گیرد.

از این منظر پرسشی کلیدی پدید می‌آید: «خانه» چیست؟ در ادبیات علوم اجتماعی، انسان‌شناسی و مطالعات مکانی، خانه دیگر صرفاً محلِ سکونت فیزیکی شمرده نمی‌شود؛ بلکه به‌عنوان یک فضای ذهنی و نمادین فهم می‌شود که در آن هویت شکل می‌گیرد، امکانِ پیش‌بینیِ روابط فراهم می‌آید و تاریخِ مشترکی میان فرد و مکان انباشته می‌شود. این برداشت بر مبنای خوانش انتقادیِ مفهومِ خانه در جغرافیا و مطالعاتِ فرهنگی است که نشان می‌دهد خانه هم «مکان» است و هم «تصورِ مکان»؛ هم تجربهٔ زیستیِ روزمره را شامل می‌شود و هم روایت‌ها، نمادها و حافظهٔ جمعی را و امکان پیش بینی پذیر بودن را و این اجزا در کنار هم خانه را میسازند.روایت و تصوری که غالبا زمانمند و مکانمند نیز هست.

اما خانه را نباید امری ثابت و جامد پنداشت؛ خانه مفهومی سیال و فرایندپذیر است. همان‌گونه که انسان‌ها وارث و بازسازندهٔ فرهنگ‌اند، آن‌ها وارث و سازندگانِ «خانه‌های تازه» نیز هستند؛ به این معنا که هم بر خانه‌های موجود می‌افزایند و هم نسخه‌های نوینی از «خانه بودن» می‌آفرینند. برای نمونه، حمیرا هم‌زمان وارثِ مفهوم ایرانی‌بودن به‌عنوان خانه بوده و با اجرا و روایتِ خود از تجربهٔ ایرانی‌بودن، لایه‌هایی تازه به معنای آن افزود. اگر بپذیریم که «خانه» پیامدِ کنش‌ورزی و آگاهیِ اجتماعی است، می‌توان افراد را خالقِ فعالِ معناهای خانه دانست که این معناها در پیوند با وقایعِ تاریخی دستخوش تغییر می‌شوند.

در تاریخ اجتماعی، رخدادهایی وجود دارند که ساختِ معناییِ خانه را دگرگون می‌کنند؛ یکی از مهم‌ترینِ آن‌ها «تبعید» است. پس از انقلاب ۱۳۵۷ نمونهٔ رانده‌شدن یا ممنوع‌الفعالیت‌شدنِ خوانندگان و ترانه‌سرایانِ پیشاانقلابی، و گسترشِ مهاجرتِ هنرمندان به مراکزِ دیاسپورایی ــ ویژه‌تر از همه لس‌آنجلس ــ به ورودِ گونه‌ای از «غربت‌سرایی» و سوگواریِ فراگیر در موسیقی ایرانی انجامید. هنرمندانِ مهاجر، در واکنش به فقدانِ امکانِ حضور در وطن، ترانه‌هایی برای دوری از ایران می‌سرودند؛ اما پرسش اینجاست که آیا آن «ایران»ی که در این ترانه‌ها سوگواری می‌شود، متناظرِ دقیق با ایرانِ عینی و جغرافیایی است یا نوعی «تصویرِ خیالین»ِ خانه که بر پایهٔ امیالِ تبعیدشدگان و چارچوبِ زمانیِ خاصی شکل گرفته است. در مطالعات مربوط به خانه در شرایط تبعید و دیاسپورا آمده است که اغلب با «تصورِ خانه» روبه‌روییم: خانه‌ای مبتنی بر خاطره، آرزو و بازنماییِ آن وضعیت تاریخی خاص، نه بازتولدی از همان وضعیت عینی که از دست رفته است. این نکته به‌ویژه در مطالعات اخیر در باب خانه و دیاسپورا برجسته شده است.

پیچیدگی بیشتر می‌شود وقتی روشن شود که نسل‌های بعدیِ دیاسپورا، بی‌آن‌که تجربهٔ مستقیمِ زمانهٔ نخستین مهاجرت را داشته باشند، از طریق بازنمایی‌های میان‌نسلی و گفتمان‌های فرهنگی تصویری ذهنی از آن جغرافیا را «خانه» می‌سازند و آن را تقویت می‌کنند. می‌توان نظریه‌ورزانه گفت: ایرانِ تخیلیِ نسل‌های بعدی گاهی از ایرانِ تصورشدهٔ نسلِ اول هم دورتر می‌شود؛ یعنی با زمانِ اجتماعی و روایت‌های جمعی لایه‌لایه، یک «خانهٔ روایی» ساخته می‌شود که ضرورتاً ارتباطِ عینی و محکمی با ایرانِ موجود ندارد.

آیا این «خانهٔ تخیلی» در دیاسپورا شباهتی با «خانه» در تخیلِ شیعی دارد که امکانِ سوگواریِ مشترک (مثلاً به‌واسطهٔ همان آهنگ) را فراهم می‌سازد؟ پاسخ من مثبت است.

تاریخِ شیعی پر است از تجربه‌های تکرارشوندهٔ سرکوب، تبعید و فقدانِ حضوری که در روایت‌ها و مناسک، ساختارِ عاطفیِ جماعت شیعه را شکل داده‌اند. روایت امت شیعی از «دوریِ امامان» و مصائبِ پیش‌آمده برای آنان، حسِ جمعیِ «بازماندگی از خانه» را نهادینه کرده است(شجره شریف،محمد رضا رمزی).

این وضعیت موجب شده است تا انسانِ شیعه ــ ولو در جغرافیای عینی‌اش داخلِ وطن باشد ــ نوعی وارثگیِ رنج و دیاسپوراییِ ایمانی را درونی کند؛ وارثی که بیشتر در سطحِ ایده و اعتقاد عمل می‌کند تا در صرفِ موقعیتِ جغرافیایی. در این چارچوبِ روایی، رجوع به نسبت‌های خویشاوندیِ مقدس ــ که در برخی متون دینی و روایی بازتکرار شده‌اند ــ اهمیت می‌یابد: علی به‌مثابهٔ پدرِ امت، فاطمه به‌مثابه مادر، و ابوالفضل گاه به‌مثابهٔ عمو و سرپرستِ دلسوز در بازنمایی‌های عاشورایی مطرح می‌شوند؛ نمادهایی که پیوند میان هویتِ ایمانی و حسِ خانه را تقویت می‌کنند. و اماکن مقدس شیعی خانه ایمانی برداشت می شوند.(شجره شریف،محمدرضا رمزی)

نکته‌ای مهم این است که «خانهٔ از دست رفته» در روایتِ شیعی را نمی‌توان صرفاً به یک مکانِ جغرافیایی نسبت داد: نه هر گوشه از عراق را خانهٔ شیعیان می‌دانیم و نه حضور در جمعِ هم‌مذهبان الزاماً حسِ غربت را کاهش می‌دهد؛ به‌ویژه وقتی که روایت‌های تاریخی، مناسکی و گفتمان‌های آیینی، خود حسِ فقدان و اغتراب را تداوم می‌بخشند. امام رضا در شهری که امروز یکی از شیعی‌ترین شهرهای جهان است نیز در برخی روایت‌ها «امام غریب» خوانده شده است؛ عبارتی که نشان می‌دهد غربت در این روایت بیش از آن‌که موقعیتی عینی باشد، وضعیتی وجودی و نمادین است.

در نتیجه، حرم‌ها و مقبره‌ها را می‌توان نه تنها به‌عنوان مکان‌های فیزیکی، بلکه به‌عنوان «معناسازها» و «درهایی» برای ورود به تصویرِ دیدار و وصل به خانهٔ مفروض و یک روایت نگریست. به همین‌منوال اگر کسی توان راهی شدن تا کربلا را ندارد، زیارتِ شاه‌عبدالعظیم یا دیگر مقبره‌های محلی می‌تواند از منظرِ نمادین «دری» به همان خانهٔ ایمانی باز کند؛ دریچه‌ای که تجربهٔ حضور و اتصال را در چارچوبِ روایت و خیال ممکن می‌سازد.

به همین دلیل است که هم حمیرا و هم مداحِ محله ما، هر یک در قالبِ روایتِ خود، از خانه‌ای برساخته و ذهنی می‌خوانند؛ آن‌ها هم وارثِ لایه‌های روایت‌شده‌اند و هم به‌عنوان خالقانِ لایه‌های جدیدِ معنایی برای آیندگان عمل می‌کنند. ترانه‌ای که در نسخهٔ خوانندهٔ پاپش سوگواریِ دوری از وطن را می‌سراید، بر لبان مداحِ آیینی می‌تواند سوگواریِ دوریِ ایمانی از امامان را بازآفرینی کند؛ هر دو روایت بر همان هستهٔ عاطفیِ فقدان، تعلق و اشتیاق انگشت می‌گذارند، اگرچه هرکدام تصویری متفاوت از «خانه» عرضه می‌کنند.

منبع:

  1. Blunt, A., & Dowling, R. (2006). Home. Routledge. DOI: https://doi.org/10.4324/9780203401354.
  2. Blunt, Alison; Bonnerjee, Jayani. “Home and diaspora.” در Elgar Encyclopedia / Handbook on Migration and Mobility (Chapter on Home and diaspora). Edward Elgar / Elgar Online, ۲۰۱۹.
  3. National and archival overviews on Iranian exile music and Los Angeles as مرکز پخشِ موسیقیِ دیاسپورایی ایران پس از انقلاب ۱۹۷۹: Library of Congress — “Persian American Song” (overview)؛ و مطالعاتِ هِمّاسی/نفیسی دربارهٔ موسیقیِ تبعید (مطالعات رسانه و موسیقی ایرانی در لس‌آنجلس).
  4. اوحدی، محمدرضا رمزی. شجرهٔ شریف. (گردآور و پژوهشگر: محمدرضا رمزی اوحدی). [مشخصات نشر: انتشارات جمهوری / معرفی و فهرست‌نشر در وب‌کتاب‌ها و فروشگاه‌های کتاب فارسی].

توییتاشتراکفرستادناشتراکSummarizeSummarize

بیشتر بخوانید

اسیر نوستالژی: دیاسپورای ایرانی چه می‌گوید؟
جامعه

اسیر نوستالژی: دیاسپورای ایرانی چه می‌گوید؟

به‌دست فرشاد گودرزی
4 ماه قبل

نوستالژی را اگر فقط دلتنگی بنامیم، به آن بی‌انصافی کرده‌ایم. دلتنگی، نام ساده‌شده‌ی رخدادی پیچیده است؛ رخدادی که در آن...

بیشتر بخوانید Details
همایش بین المللی مطالعات ایرانیان دور از وطن

همایش بین المللی مطالعات ایرانیان دور از وطن

8 سال قبل
فضای وجودی زیسته؛ مهاجرت و فقیر شدن نفس

فضای وجودی زیسته؛ مهاجرت و فقیر شدن نفس

9 سال قبل
یادداشت بعدی
فهم امر عام و مشکل خاص‌گرایی

فهم امر عام و مشکل خاص‌گرایی

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • یادداشت‌ها
  • مدرسه علوم اجتماعی
  • کتابخانه
  • رسانه
تماس با ما

© از ۱۳۹۷ تا الان | Engare.net - انتشار محتوای انگاره آزاد است. در صورت امکان، به منبع پیوند دهید.

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج
  • یادداشت‌ها
    • جامعه
    • سیاست‌گذاری اجتماعی
    • اقتصاد سیاسی
    • اندیشه
    • فناوری
    • نقد
  • مدرسه علوم اجتماعی
    • روش‌شناسی
    • ابزار
    • فرهنگ
  • کتابخانه
    • کتاب
    • مقاله
    • مجله
  • رسانه
    • فیلم
    • عکس اجتماعی
    • اینفوگرافیک
    • صوتی

© از ۱۳۹۷ تا الان | Engare.net - انتشار محتوای انگاره آزاد است. در صورت امکان، به منبع پیوند دهید.