• نویسندگان
  • نویسنده مهمان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • آدرس‌های جدید دسترسی به Sci-hub ، Libgen، Zlib و Anna’s Archive
سه شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی و سیاستگذاری اجتماعی
  • تحلیل
    • جامعه
    • سیاست‌گذاری اجتماعی
  • رویداد
  • مدرسه
    • سیاستگذاری اجتماعی
    • جامعه شناسی
    • مددکاری اجتماعی
    • فرهنگ نامه
  • کتابخانه
    • مقاله
    • کتاب
    • ژورنال
    • مجله
  • رسانه
    • فیلم
    • عکس اجتماعی
    • اینفوگرافیک
    • صوتی
  • ورود
نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی و سیاستگذاری اجتماعی
  • تحلیل
    • جامعه
    • سیاست‌گذاری اجتماعی
  • رویداد
  • مدرسه
    • سیاستگذاری اجتماعی
    • جامعه شناسی
    • مددکاری اجتماعی
    • فرهنگ نامه
  • کتابخانه
    • مقاله
    • کتاب
    • ژورنال
    • مجله
  • رسانه
    • فیلم
    • عکس اجتماعی
    • اینفوگرافیک
    • صوتی
نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی و سیاستگذاری اجتماعی
نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج
صفحه اصلی مدرسه جامعه شناسی

خلاصه کتاب روش تحقیق کیفی، نظریه مبنایی

تألیف آن‍س‍ل‍م‌ اس‍ت‍راس‌، ج‍ول‍ی‍ت‌ ک‍ورب‍ی‍ن‌؛ ت‍رج‍م‍ه‌ ب‍ی‍وک‌ م‍ح‍م‍دی‌ | خلاصه شده توسط: مریم خانعلی‌زاده

به‌دست انگاره
۱ شهریور ۱۳۹۷
در جامعه شناسی
4
111 e1534975993667 خلاصه کتاب روش تحقیق کیفی، نظریه مبنایی
321
اشتراک
1.8k
بازدید
انتشار در توییترانتشار در تلگرامانتشار در واتساپانتشار در لینکدینChatGPT

تعریف :

منظور از تحقیق کیفی عبارت است از هر نوع تحقیقی که یافته‌­هایی را به دست می­‌دهد که با شیوه‌­های غیر از روش‌­های آماری یا هرگونه کمی کردن کسب شده‌­اند. مهارت­‌های لازم برای انجام تحقیق کیفی : فاصله گرفتن از موضوع و تجزیه و تحلیل انتقادی شرایط، تشخیص پیش‌داوری‌­ها و اجتناب از آنها ، کسب اطلاعات معتبر و قابل اعتماد، تفکر انتزاعی.

 طبق تعریف دیگر ، نظریه مبنایی عبارت است از آنچه که به طور استقرایی از مطالعه‌­ی پدیده­ای به دست می­‌آید و نمایانگر آن پدیده است . به عبارت دیگر آن را باید کشف کرد، کامل نمود، به طور آزمایشی از طریق گردآوری منظم اطلاعات و تجزیه و تحلیل داده­‌هایی که از آن پدیده نشأت گرفته، اثبات نمود. بنابراین، گردآوری و اطلاعات ، تجزیه و تحلیل در یک رابطه متقابل با یکدیگر قراردارند. تحقیق را هرگز از یک نظریه شروع نمی­کنند و بعد آن را به اثبات برسانند، بلکه تحقیق از یک حوزه­‌ی مطالعاتی شروع می­شود و فرصت داده می­شود تا آنچه که متناسب و مربوط بدان است خود را نشان دهد.

شروع به کار : 

شیوه طرح سئوال تحقیق بی­اندازه مهم است زیرا به میزان معتنابهی نوع روش تحقیقی که باید به کارگرفته شود تعیین می­کند.

سئوال تحقیق: هدف اصلی از به کارگیری روش نظریه­ی مبنایی، ساختن نظریه است . برای انجام این کار به سئوال یا تحقیقی نیاز داریم تا انعطاف‌­پذیری و آزادی لازم را برای پدیده­ای به دست آوریم.

گذشته از این گرایش به تحقیق کیفی متضمن یک فرضیه اصلی است مبنی براینکه همه مفاهیم مربوط به پدیده‌­ی موردنظر هنوز مشخص نشده­اند یا دست کم در این جامعه یا مکان مورد مطالعه خاص مشخص نیستند یا اگر مشخص شده­اند هنوز روابط بین مفاهیم یا به خوبی درک نشده­اند یا از نظر مفهومی رشد کافی نیافته­‌اند. این استدلال نیاز به مطرح ساختن نوعی از پرسش دارد تا ما قادر شویم برای مسائلی که مهم به نظر می­رسند اما هنوز برایشان جوابی داده نشده است جوابی بیابیم.

در حالی که سئوال اولیه وسیع است ا ما به تدریج در ضمن تحقیق محدودتر و متمرکزتر می­شود و این موقعی صورت می­‌گیرد که مفاهیم و روابط مربوط و نامربوط به آنها کشف شوند. این اقدام متضمن ارائه اخطاراتی درباره روابط بین متغیر مستقل و وابسته ( آنگونه که در مطالعات کمی است) نمی­باشد . زیرا که قصد ما آزمون فرضیه نیست. در مطالعات مبنایی قصد ارائه بیانی است که پدیده­ای را که باید مطالعه شود مشخص کند و مشخصاً به شما بگوید که روی چه تمرکز کنید و شما از موضوع چه می‌خواهید بدانید. همچنین سئوال­‌های نظریه مبنایی توجه را به سوی عمل و روند سوق می­‌دهد.

سئوال تحقیقی اصلی، راهنمایی است که محقق را فوراً به بررسی اعمال خاص، شرایطی که حوادث در آن رخ می­دهند، اسناد، افرادی که به اعمالی مشغولند، یا اطلاع‌­رسان­‌هایی برای مصاحبه، رهبری می­کند. سئوال تحقیق به محقق کمک می­کند کارش را شروع کند و در سراسر طرح تحقیقاتی‌­اش تمرکز داشته باشد.

حساسیت نظری :

حساسیت نظری به کیفیت شخصی محقق بستگی دارد و نشانگر آگاهی از ظرافت‌­ها و معنی داده‌­هاست. کسی می­تواند به کار تحقیقاتی بپردازد که واجد درجه‌­های گوناگونی از حساسیت نظری باشد که این امر به تجربیات و مطالعات قبلی او بستگی دارد. همچنین می­تواند در خود تحقیق ایجادشود. حساسیت نظری به این خصوصیات اطلاق می­شود: بصیرت داشتن، مهارت داشتن در معنی دار نمودن داده­ها، استعداد درک ، قدرت تجزیه کردن عناصر مربوط از عناصر نامربوط.

همه اینها در معنا و درسطح مفهومی صورت می­گیرد نه در سطح واقعیت­‌های ملموس.

حساسیت نظری از چند منبع نشأت می­گیرد:

  • متون و مطالب نوشته شده
  • تجارب حرفه‌­ای : فرد در طی سال­های تجربه و عمل در میدان تحقیق به درک اینکه اتفاقات در میدان تحقیق چگونه رخ می‌دهند و چرا و اینکه در شرایط خاص چه اتفاقی می­افتد، دست می­‌یابد.
  • تجارب شخصی
  • روند تحلیل: بصیرت و درک بیشتر پدیده براثر کارکردن با داده‌­ها افزایش می‌­یابد. این امر بر اثر گردآوری اطلاعات، سئوال کردن درباره آنها، انجام مقایسه ، فکر کردن درباره دیده­ها و شنیده­‌ها، ساختن فرضیه و ایجاد چهارچوب­‌های نظری کوچک صورت می­گیرد. آنگاه محقق از این‌ها استفاده می‌­کند و نگاهی دوباره به داده ­ها می­افکند.

از این روست که به هم آمیختن مراحل گردآوری و تجزیه و تحلیل داده آن قدر مهم است. هر کدام دیگری را تقویت می­کند و پدیده ترتیب بصیرت­‌ها و شناخت پارامترهای نظریه­‌ای را که ظهور می­‌کند، افزایش می­دهد.

توازن بین خلاقیت و علم: حساسیت نظری جنبه‌­ی مهمی از خلاقیت در نظریه مبنایی به شمار می­رود. چنین حساسیتی نشانگر این است که فرد می­تواند نه تنها از تجربه­‌های شخصی و حرفه­ای بلکه از متون نیز به طور خلاق استفاده کند. این امر تحلیل­گر را قادر می­‌سازد تا شرایط تحقیقی و داده­‌های مربوط بدان را از دید جدیدی بنگرد و توانایی بالقوه داده‌­ها را جهت پرداختن نظریه‌‌ای جدید بکاود.

حساسیت نظری توانایی تشخیص این است که چه چیزی در داده­‌ها مهم است و قدرت معنی‌­داربودن بدان را می‌­دهد. حساسیت نظری کمک می­کند تا نظریه‌­ای تنظیم کنیم که با واقعیت پدیده مورد مطالعه مطابقت کند.

رویه‌­های کدگذاری‌­ها:

کدگذاری نشانگر عملیاتی است که طی آن داده‌­ها خرد می­شوند، مفهوم پردازی می­شوند و آنگاه به روش‌­های جدید دوباره به یکدیگر وصل می­شوند. کدگذاری روند اصلی ساختن و پرداختن نظریه از داده­‌هاست. حدفاصل میان انواع کدگذاری تصنعی و غیرواقعی است . هرکدام از آنها الزاماً در مراحل جداگانه‌­ای صورت نمی­گیرند.

گردآوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل در روند با هم پیوسته و تنگاتنگ هستند و چون تجزیه و تحلیل روند نمونه­‌گیری را تعیین می­‌کند باید آن دو به طور متناوب صورت گیرد.

روشی کلی که در کدگذاری امری محوری به شمار می­‌رود و به کمک می­‌کند تا رویه­‌ها انعطاف‌­پذیرباشند، سئوال کردن است.

کدگذاری باز بخشی از تجزیه و تحلیل است که به صورت مشخص به نام‌گذاری و مقوله­‌بندی پدیده‌­ها از راه بررسی دقیق داده­‌ها می­پردازد. بدون این قدم تحلیلی اساسی اولیه، بقیه تجزیه و تحلیل و ارتباطات که به دنبال آن می­آیند ،صورت نمی­گیرد. در ضمن کدگذاری باز داده‌­ها به بخش‌های مجزا خرد می­شوند ، برای به دست آوردن مشابهت‌­ها و تفاوت­‌ها با دقت بررسی می­شوند و سئوالاتی درباره پدیده‌­ها که داده‌­ها حاکی از آنند مطرح می­گردند. بدین ترتیب، پیش­فرض‌­های خود محقق و دیگران یا زیر سئوال می‌­رود یا بررسی می­شود و راه را برای کشف کردن می­گشاید.

رویه‌­ها:دو رویه تحلیل در روند کدگذاری اصولی به شمار می­‌روند، اگرچه چگونگی آن با هر نوع کدگذاری تغییر می­کند. { انجام مقایسه­‌ها، پرسش سئوالات }

در حقیقت در متون اغلب به نظریه‌­ی مبنایی به عنوان روش « روش تجزیه و تحلیل مقایسه­‌ای مدام» ارجاع می­شود. این دو روش کمک می­کند تا مفاهیم در نظریه‌­ی مبنایی دقیق و مشخص شوند.

برچسب زدن­ به پدیده‌­ها: شمارش داده‌­های خام آسان است اما درک و اظهارنظر درباره‌­ی آنها کارآسانی نیست . بنابراین مفهوم پردازی از داده‌­ها اولین قدم در تجزیه و تحلیل به شمار می­‌رود. منظور ما از خرد کردن و مفهوم پردازی کردن این است که مورد مشاهده‌­ای، جمله‌­ای یا پارگرافی را برداریم ، به اجزایی تقسیم کنیم به هرکدام از حوادث، ایده‌­ها یا رخدادها نامی می‌­دهیم ، برچسبی که با نشانه‌­ی آن پدیده  است یا به جای آن می‌­نشیند. ما حوادث را ضمن کار مقایسه می­کنیم به آنهایی که مشابه‌­اند یک اسم می‌­دهیم.

کشف مقوله­‌ها: ضمن کار ممکن است به ده­ها یا صدها برچسب مفهومی دست یابیم ، این مفاهیم باید مبنایی باشند یعنی پدیده‌های مشابه با یکدیگر طبقه شوند.

وقتی که در داده­‌ها پدیده­‌های خاص را مشخص کردیم آنگاه می­توانیم مفاهیم را به محور آنها گروه‌­بندی کنیم . این کار تعداد واحدهایی را که باید با آنها کار کنیم کاهش می­دهد. روند طبقه­‌بندی مفاهیم را که به نظر می­رسد به پدیده­‌های مشابه ربط پیدا می‌کند مقوله‌پردازی می­نامند.

به مقوله‌­ای که پدیده­ای را شامل می­شود باید یک اسم مفهومی بدهیم اما این اسم باید انتزاعی­‌تر از اسامی مفاهیمی باشد که مجموعه­‌‌ی آنها مقوله را تشکیل داده­اند. مقولات دارای قدرت مفهومی‌­اند زیرا که آنها قادرند دیگر مفاهیم و خرده مقولات را بر محور خود جمع کنند.

نام‌گذاری مقولات: نامی که انتخاب می­کنند نامی است که از نظر منطقی بیشترین ارتباط را با داده­‌هایی که مقوله نمایانگر آن است، دارد .

گسترش مقولات با توجه به خصوصیات و ابعاد آنها :

وقتی که شما مقوله­ای را ساخته و پرداخته می­کنید این کار را با توجه به خصوصیات آن انجام می­دهید که بعداً می­تواند بعد پردازی شود. در کل ماهیت ، خصوصیات وابعاد و رابطه آنها پیش­نیاز رسیدن به درک همه­ی رویه­های تحلیلی برای ایجاد نظریه مبنایی است .هر مقوله خصوصیاتی کلی دارد و میزان هر خصیصه در طول طیفی متغیر است . در حقیقت این امر به هر موردی از مقوله­های سیما بعدی dimensional profite جداگانه­ می­بخشد. چندین تصویر از این قبیل می­توانند در کنار یکدیگر قراربگیرند  و الگویی تشکیل دهند. سیما ی بعدی نمایانگر خصوصیات خاصی از پدیده با شرایط معین است.

تنوع در روش‌­های انجام کدگذاری باز :

۱- بررسی و تجزیه و تحلیل سطر به سطر اولین مشاهده یا مصاحبه : این کار مستلزم بررسی دقیق عبارت به عبارت و حتی بعضی اوقات کلمه به کلمه است . این روش شاید ریزترین نوع تجزیه و تحلیل باشد اما در عین حال روشی است که بیشترین تولید کننده ایده­های نو است. ایجاد مقولات از طریق تجزیه و تحلیل خط به خط امری مهم است زیرا مقولات مبدا اساس نمونه­گیری نظری شما را تشکیل می­دهد. آنها به شما می­گویند که در مصاحبه­ها و مشاهدات بعدی روی چه موضوع­هایی تمرکز کنید و همچنین شما را برای پیداکردن مواردی از پدیده که مقولات بدانها اشاره دارند راهنمایی می­کنند.

۲- کدگذاری جمله­ها یا پاراگراف‌­ها :  ایده‌­ی مهمی  در پاراگراف یا جمله است برگزیده می شود .این کار به ویژه وقتی که چندین مقوله را تعریف و مشخص کرده­اید و می­خواهید در حول و حوش آن کدگذاری کنید سودمند است

۳- تجزیه و تحلیل تمای سند، مشاهده یا مصاحبه : سئوال { در اینجا چه می­گذرد }، این سند با سند های دیگر چه تفاوت­ها و شباهت­هایی دارد.

خلاصه: مفاهیم پایه­‌های اساسی ساختن نظریه است کدگذاری­ باز در روش نظریه مبنایی روندی است که در آن مفاهیم شناسایی می­شوند برحسب خصوصیات و ابعادشان گسترش می­یابند. روش­های تحلیلی اساسی که بدان وسیله این کار انجام می­شود عبارت است : سئوال کردن درباره داده­ها، مقایسه موارد حوادث و دیگر حالت­های پدیده­ها برای کسب مشابهت­ها و تفاوت­ها. حوادث و موارد مشابه طبقه­بندی می­شوند و برچسبی می­گیرند تا مقولات را بسازند.

۲– کدگذاری محوری:

کدگذاری محوری: عبارت است از سلسله رویه­هایی که با آنها پس از کدگذاری باز با برقراری پیوند بین مقولات، به شیوه­های جدیدی اطلاعات با یکدیگر ربط می­یابند. این کار با استفاده از یک پارادایم که متضمن شرایط، محتوا و راهبردهای کنش / کنش متقابل و پیامدهاست صورت می­گیرد.

شرایط علی: حوادث وقایع و اتفاق­هایی که به وقوع یا گسترش پدیده­ای می­انجامد.

پدیده: ایده و فکر محوری، حادثه، اتفاق یا واقعه­ای که سلسله کنش / کنش متقابل به سوی آنها رهنمون می­شوند تا آنها را اداره یا با آنها به صورتی برخوردکنند، یا اینکه سلسله رفتارها بدان­ها مرتبط­اند.

زمینه: سلسله خصوصیات ویژه­ای که به پدیده­ای دلالت می­کند. یعنی محل حوادث و وقایع متعلق به پدیده­ای در طول طیف بعدی زمینه نشانگر یک سلسله شرایط خاصی است که در آن راهبردهای کنش / کنش متقال action/ intenactionصورت می­گیرد.

شرایط میانجیintervening conditions: شرایط ساختاری که به پدیده­ای تعلق دارند برراهبردهای کنش / کنش متقابل اثر می­گذارند. آنها راهبردها را در درون زمینه­ی خاصی سهولت می­بخشند و یا آنها را محدود و مقدی می­کنند.

کنش / کنش متقابل: راهبردهای ایجادشده برای کنترل، اداره و برخورد با پدیده­ای، تحت شرایط مشاهده شده خاص

پیامد:نتیجه و حاصل کنش / کنش متقابل

کدگذاری محوری داده­های کدگذاری باز را دوباره با ایجاد روابط بین هر مقوله و مقولات فرعی آن، به نوعی جدید به یکدیگر مرتبط می­سازد. در کدگذاری محوری تکیه روی مشخص کردن یک مقوله ( پدیده ) با در نظر گرفتن شرایطی که به ایجاد آن می­انجامد، قراردارد . و آن شرایط عبارت است از زمینه­ای ( خصوصیات ویژه آن ) که مقوله در آن واقع شده است ، راهبردهای کنش/ کنش متقابل که بدن وسیله مقوله اداره و کنترل می­شود وبه انجام می­رسد و پیامدهای آن راهبردها.

الگوی پارادایم :

در نظریه مبنایی مقولات  را در سلسله روابطی به یک مقوله مرتبط می­سازیم که بیانی از شرایط علی، پدیده ، زمینه، شرایط میانجی و راهبرد کنش / کنش متقابل و پیامدهاست.

A) شرایط علی                            ←                      B)پدیده                      ←

C) محتوا                                     ←                       (Dشرایط مداخله­گر     ←

E)راهبردهای کنش / کنش متقابل F           ←         )پیامدها

با استفاده از این الگو می­توانید به طور سیستماتیک درباره داده­ها فکر کنید و آنها را به صورتی پیچیده به یکدیگر مرتبط کنید.

 مثال:وقتی درد آرتروز ( پدیده ) دارم (شرایط ) آسپرین مصرف می­کنم ( راهبرد) پس از مدتی حالم بهتر می­شود ( پیامد )

بسط و گسترش مقولات و به هم پیوستن آنها به وسیله پارادایم :

بسط و گسترش مقولات و به هم پیوستن آنها به وسیله پارادایم به وسیله همان شیوه اصلی تجزیه و تحلیل یعنی طرح پرسش و انجام مقایسه­ها صورت می­گیرد. انجام روند کدگذاری محوری از راه این شیوه­ها بسیار پیچیده است علت پیچیدگی آن این است که در حقیقت چهار عمل تحلیلی مجزا تقریباً هم زمان صورت می­گیرد.

۱- ایجاد ارتباط فرضی بین خرده مقولات با یک مقوله به وسیله اظهاراتی که به نوع روابط بین آنها و پدیده دلالت می­کند یعنی –شرایط علی، زمینه ، شرایط میانجی ، راهبردهای کنش / کنش متقابل ، پیامدها

۲- تأثیر آن فرضیه‌­ها با مراجعه به داده­های واقعی

۳- تلاش مدام برای یافتن خصوصیات مقولات و خرده مقولات و محل داده­ها بر روی طیف ابعادی که نشانگر آنها هستند.

۴- شروع به بررسی وجود تنوع در پدیده به وسیله مقایسه هر مقوله یا خرده مقولات برای همه الگوهای متفاوتی که با مقایسه محل هر مورد از داده­ها بر روی ابعاد به دست می­آید.

در کدگذاری محوری نوع سئوالاتی که پرسیده می­شوند در حقیقت بر نوع روابط دلالت دارند. با در نظر داشتن سئوالاتی که مقولات را به همدیگر مرتبط سازد به داده­ها روی می­آوریم و به جستجوی شواهد و وقایع برای تأکید یا تکذیب پرسش­های خودمان می­پردازیم. اگر داده­ها سئوال را تأکید کردند آنگاه سئوال خود را تغییر میدهیم به اظهاری درباره روابط ، یعنی نوعی فرضیه تبدیل کنیم. درضمن اینکه به دنبال شواهدی در داده­ها برای تأئید اظهارات مبتنی بر روابط می­گردیم ، در جستجوی مواردی نیز هستیم که ممکن است در آنها روابط عنوان شده تأئید نشود. همه این موارد، سئوالات و اظهارات ما را درباره­ی روابط مقید و مشروط می­کند . آنها الزاماً اظهارات و سئوالات ما را نفی یا رد نمی­کنند بلکه به درک آنها تنوع و عمق می­بخشند.  انجام این کار به نظریه­ی ما غنای تحلیلی می­بخشد و کمک می­کند تنوع هرچه بیشتری را کشف کنیم.

متصل کردن مقولات در سطح بعدی: در تجزیه و تحلیل ، با توجه به مکان بعدی حوادث متوجه­ی الگوهایی در داده­هایمان می­شویم حوادثی که به خصوصیات پدیده­ای ربط پیدامی­کنند. تجمع خصوصیات ویژه شرایط ، راهبردها و پیامدهای مربوط به پدیده بر یکدیگر تأثیر می­کنند و باعث بروز تفاوت­های دیگری می­شوند.

سیر بین تفکر استقرایی و قیاسی: ما در ضمن کدگذاری مرتباً بین دو نوع تفکر قیاسی و استقرایی در نوسان و حرکت هستیم . بدین معنی که درباره روابط به طور قیاسی اظهاراتی ارائه می­دهیم( با خصوصیات ممکن) و ابعاد آنها را ضمن کار با داده­ها پیشنهاد می­کنیم . سپس سعی می­کنیم در عمل آنچه را که از داده­ها در ضمن مقایسه موردی با مورد دیگر به دست آورده­ایم، به تأئید برسانیم . این امر نشانگر تأئید دو سویه بین ارائه پیشنهاد و نظارت بر آن است . این حرکت به جلو و عقب همان چیزی است که نظریه ما را مبنایی می­کند.

– کدگذاری انتخابی :

داستان : روایتی توصیفی درباره­ی پدیده اصلی تحقیق

خط اصلی داستان: مفهوم پردازی داستان که مقوله­ی اصلی است.

کدگذاری انتخابی: روند انتخاب مقوله­ی اصلی به طور منظم ( سیستماتیک ) و ارتباط دادن آن با سایر مقوله­ها، اعتبار بخشیدن به روابط ، پرکردن جاهای خالی با مقولاتی که نیاز به اصلاح و گسترش بیشتر دارند.

مقوله اصلی: پدیده اصلی که سایر مقولات برمحور آن گرد می­آیند و کلیتی را تشکیل می­دهند. ادغام عناصر با کدگذاری محوری چندان تفاوتی ندارد فقط در سطحی بالاتر و انتزاعی­تر صورت می­گیرد.

با پیمودن مراحل زیر به نتیجه می­رسیم :

  • توضیح خط اصلی داستان
  • ربط دادن مقولات تکمیلی برگرد مقوله اصلی با استفاده از یک پارادایم
  • مرتبط ساختن مقولات به یکدیگر در سطح بعدی
  • به تأئید رساند آن روابط در قبال داده­ها
  • تکمیل مقولاتی که اصلاح و یا نیاز به بسط و گسترش دارند.

مشخص کردن خط اصلی داستان: برای رسیدن به یکپارچگی موردنظر لازم است محقق خط اصلی موضوع را تنظیم و خود را به آن متعهد کند. این عبارت است از مفهوم پردازی خط اصلی داستان درباره پدیده­ی محوری تحقیق.

تعیین خصوصیات و ابعاد مقوله‌­ی اصلی: مقوله اصلی مثل سایر مقولات باید با درنظرگرفتن خصوصیاتش بسط و گسترش یابد، اگر شما داستان را به درستی تعریف کنید آن داستان علاوه برنشان دادن مقوله­ی اصلی ، باید تعیین کننده خصوصیات آن نیز باشد وقتی که خصوصیات مقوله­ی اصلی مشخص شدند، قدم بعدی ربط دادن سایر مقولات به آن مقوله است و بدین ترتیب آنها به مقولات تکمیلی تبدیل می­شوند.

 ارتباط دادن دیگر مقولات به مقوله اصلی : ارتباط دادن مقولات به مقوله­ی اصلی ( محوری ) به وسیله پارادایم –شرایط ، زمینه راهبردها و پیامدها –صورت می­گیرد.

مقولات را برحسب روابط پارادایمی آنها مرتب می­کنیم و نظم تازه­ای می­دهیم تا به طور مناسبی با خط داستان منطبق باشد. با استفاده از چنین داستانی به عنوان راهنما، تحلیل­گر می­تواند کار مرتب کردن و درباره مرتب کردن مقولات را با توجه به پارادایم تا موقعی که به نظر برسد با داستان منطبق است، شروع کند و شرحی تحلیلی از داستان را فراهم آورد. روایت داستان و ترتیب ترادف آنها کلید طبقه­بندی مقولات به طور وضوح است.

معتبرساختن روابط :حال محقق می­تواند اظهارات فرضیه­ای درباره روابط بین مقولات را بنویسد. وقتی که به چنین بیانی مجهز شدیم می­توانیم با داده­های خود به میدان تحقیق بازگردیم و آن را معتبرسازیم آیا این گفته به معنی وسیع کلمه درباره­ی هر فردی در مطالعه صادق است؟

کشف الگوها: در ضمن کدگذاری محوری، فرد متوجه الگوی خاص ( روابط مکرر بین خصوصیات و ابعاد مقولات ) می­شود. همچنین در ضمن ساختن و پرداختن مقولات در کدگذاری محوری، میزان خاصی از ادغام به طور طبیعی صورت می­گیرد. به عبارت دیگر رشته­های به هم پیوسته­ای یعنی شبکه­ای از روابط مفهومی وجوددارد که محقق در ضمن کدگذاری انتخابی باید آنها را مرتب و روشن سازد . مهم این است که این الگوها شناسایی شود وداده­ها بنا بر آن دسته­بندی شوند، زیرا همین است که به نظریه ویژگی می­بخشد، آن­گاه فرد قادر است بگوید : در این شرایط ( ردیف کردن شرایط ) این اتفاق می­افتد، در حالی که در آن شرایط آن اتفاق رخ می­دهد.

مبنایی کردن نظریه: معتبرساختن نظریه در تقابل با داده­ها، مبنایی کردن آن را تکمیل می­کند. اظهارات مربوط به روابط مقولات با شرایط زمینه­ای متفاوت بسط و گسترش می­یابند و در نهایت در تقابل با داده­ها معتبر می­شوند. روابط را می­توان با داده­ها هم برای تأیید اظهارات و هم برای اثبات تفاوت­های بین زمینه­ها و در سطح بعدی مقابله نمود. اظهارات بر هر موردی آزمایش می­شود تا معلوم شود آیا با موضوع منطبق­اند یا نه . فرد قراراست ببیند آیا آنها به طور کلی و در اکثر موارد با اظهارات منطبق است یا نه و نه الزاماً به طور دقیق در هر مورد مجزا. تغییرات و اصلاحات را در اظهارات آن قدر ادامه می­دهیم تا وحدتی کلی در آنها به وجودآید.

اگر موردی با نظریه منطبق نشد ؟معمولاً انطباق کامل وجودندارد. محقق سعی می­کند با استفاده از معیار بهترین و کامل­ترین موارد را در زمینه مناسب قراردهد. اما همیشه قرار نیست که با تحمیل آنها را جورکند زیرا :

۱- بعضی موارد نشانگر حالتی گذرا ست زیرا شرایط ، اساسی که به پدیده­ی اصلی منتهی می­شود یا تغییر کرده است یا در حال تغییراست . این تغییر شرایط به نوبه­ی خود به ایجاد دگرگونی در خصوصیات در طول ابعادشان و زمینه­ای که به عمل منتج می­گردد، می­انجامد. شرایط وقتی که در حال تغییر و گذارند ممکن است جنبه­های مختلف دو زمینه متفاوت را از خود نشان دهند . آنها در جایی درحد فاصل قراردارند و واقعاً با هیچ­کدام منطبق نیستند، یکی از راه­های توضیح این تفاوت­ها دخالت دادن روند در نظریه است.

۲- گاه شرایط میانجی عمل می­کنند.

موارد مجزا باید به اجزای ترکیب­دهنده­اش خرد شوند. این امر به ویژه در مواردی که در طول زمان انجام می­گیرد صادق است، حتی اگر در میان چند مصاحبه و مشاهده­ی پخش شده باشد.

پرکردن جاهای خالی در مقولات: وقتی که  چهارچوب نظری رضایتبخش به نظر رسید، تحلیل­گر می­تواند به عقب برگردد و جزئیات از قلم افتاده را تکمیل کند . این کار برای بخشیدن غنای مفهومی (conceptual density)به نظریه و همچنین برای افزایش ویژگی مفهومی (conceptual specificity)لازم است.

برچسب‌ها: آن‍س‍ل‍م‌ اس‍ت‍راس‌الگوی پارادایمج‍ول‍ی‍ت‌ ک‍ورب‍ی‍ن‌روش تحقیقکتاب روش تحقیق کیفیکدگذاری انتخابیکدگذاری محوریگراندد تئورینظریه مبنایی
یادداشت قبلی

درد بی‌فلسفگی

یادداشت بعدی

طنین آزادی در مشروطیت

یادداشت بعدی
photo 2018 08 23 02 55 45 طنین آزادی در مشروطیت

طنین آزادی در مشروطیت

ژیل دُلوز (به فرانسوی: Gilles Deleuze ) (زادهٔ ۱۸ ژانویهٔ ۱۹۲۵ – درگذشتهٔ ۴ نوامبرِ ۱۹۹۵)

انسان و درون‌ماندگاری

حاشیه‌های تهران

یادداشتی علیه «میدان»

معرفی و مروری بر کتاب فریبکاری بزرگ

معرفی و مرور کتاب فریبکاری بزرگ

b0gCon کتاب فریبکاری بزرگ

کتاب فریبکاری بزرگ

writing a book نقد روضه اجتماعی؛ تحلیل گرفتار روایت

نقد روضه اجتماعی؛ تحلیل گرفتار روایت

  • تحلیل
  • رویداد
  • مدرسه
  • کتابخانه
  • رسانه
تماس با ما

© از ۱۳۹۷ تا الان | Engare.net - انتشار محتوای انگاره آزاد است. در صورت امکان، به منبع پیوند دهید.

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج
  • تحلیل
    • جامعه
    • سیاست‌گذاری اجتماعی
  • رویداد
  • مدرسه
    • سیاستگذاری اجتماعی
    • جامعه شناسی
    • مددکاری اجتماعی
    • فرهنگ نامه
  • کتابخانه
    • مقاله
    • کتاب
    • ژورنال
    • مجله
  • رسانه
    • فیلم
    • عکس اجتماعی
    • اینفوگرافیک
    • صوتی

© از ۱۳۹۷ تا الان | Engare.net - انتشار محتوای انگاره آزاد است. در صورت امکان، به منبع پیوند دهید.

-
00:00
00:00

Queue

Update Required Flash plugin
-
00:00
00:00