بر اساس آمار فدرال رزرو، ۴۰درصد از افراد شاغل ۵۵ تا ۶۴ ساله آمریکایی هیچ پشتوانه مالی برای بازنشستگی ندارند.
از میان افرادی که حسابی برای بازنشستگیشان دارند، میانگین پسانداز حدود صدهزار دلار است، میزانی که کفاف زندگی برای یک دهه یا بیشتر را نمیدهد. سوال این است که چه اتفاقی برای سیستم بازنشستگی آمریکا افتاده؟ چرا شرایط نسبت به نسل قبلی بدتر شده است؟
سیستم بازنشستگی آمریکا در دهههای گذشته به شکل دیگری بوده و افراد در دوران پیری، زندگی بسیار راحتی داشتند. اما امروزه با قانون۴۰۱ (کی) (در این برنامه پول پسانداز شده برای بازنشستگی از سوی کارفرما پرداخت شده و از پرداختی به کارمند پیش از اخذ مالیات کم میشود) که جایگزین قانونهای قبلی شده، مسئولیت پسانداز بازنشستگی به دوش خود کارگران افتاده است.
مسئله دیگری که بازنشستگان آمریکایی با آن دستوپنجه نرم میکنند، میزان بدهی بانکیشان است. تحقیقات نشان میدهد، کارگران بین ۵۵ تا ۶۴ سال حدود ۲۲درصد از درآمدشان را صرف بدهی بانکی میکنند. این یعنی ۶۹درصد افزایش در کمتر از بیست سال. این بدهیها باعث میشود کارگران نتوانند پساندازی برای دوره بازنشستگیشان داشته باشند. با توجه به اینکه درصد زیادی از درآمد، صرف بدهیها و پرداخت قبضها میشود امکان پسانداز سختتر شده است. برای افرادی که در سالهای آینده بازنشسته میشوند، چالش دیگری هم وجود دارد؛ هزینههای درمان. آمار نشان میدهد افراد در این گروه سنی به حدود پنجاههزار دلار برای مراقبتهای درمانیشان نیاز دارند. بر اساس آمار، یک زوج ۶۵ساله برای بازنشستگی حدود ۲۲۰۰۰۰ دلار میگیرند که این میزان جوابگوی کارهای درمانی این افراد نیست، در حالی که حداقل ۷۰درصدشان به خدمات درمانی نیاز دارند. کارگران در آمریکا آرزو میکنند روزی با داشتن بیمه و حقوق، بازنشسته شوند. البته ۴۸درصد از زوجهای متاهل سالمند و ۷۱درصد از مجردها از درآمد بازنشستگی در آمریکا بهره میبرند، اما آمار میگوید، درآمد بازنشستگی حدود ۴۰درصد درآمد قبلیشان میشود. به دلایلی که گفته شد، آمریکاییها تلاش زیادی میکنند که برای دوران بازنشستگیشان پساندازی داشته باشند. اما با تمام این تفاسیر، بازنشستگان آمریکایی هنوز اوضاع بدی ندارند و در میان کشورهای خوششانس دنیا هستند، اما روندی که پیش رو است، نشان میدهد تا چند سال آینده اوضاع مثل امروز نخواهد بود و به مراتب سختتر میشود. اما داستان در همه کشورهای دنیا اینطور نیست. در بسیاری از کشورها امنیت نسبی برای افراد بازنشسته فراهم شده است. در ادامه با سیستم بازنشستگی چند کشور بیشتر آشنا میشویم که بینقص نیستند، اما آمریکاییها اعتقاد دارند این کشورهامیتوانند در مواردی، الگوی آمریکا باشند تا سیاستهای بازنشستگی را مانند آنها تغییر دهند.
ایسلند
سیستم بازنشستگی ایسلند بر دو پایه استوار است؛ خدمات همیشه بر اساس میزان وسع است و کارفرماها موظف به پرداخت حق بیمه بازنشستگی هستند. وقتی سیستم بر اساس میزان وسع افراد تعریف میشود، فردی که تمکن مالی دارد از دریافت حقوق بازنشستگی محروم میشود. سیستمی که در آمریکا وجود ندارد و اگر فردی به بیمه پول پرداخت کند با هر توان مالی، مشمول حقوق و مزایای بازنشستگی میشود. بهعلاوه خدماتی که دولت تامین میکند، ایسلند وکالتنامه حقوق بازنشستگی شغلی هم دارد که کارفرما و کارگر در آن سهیم هستند. حداقل ۱۲درصد از درآمد سالیانه فرد برای بازنشستگی ذخیره میشود؛ ۴درصد توسط کارگر و ۸درصد از طرف کارفرما. این قانون در صورتی اجرا میشود که در بسیاری از کشورها از جمله آمریکا، کارفرما سهمی برای حقوق بازنشستگی کارگر پرداخت نمیکند.
کانادا
تفاوت عمده کانادا با کشورهای دیگر این است که در سیستم بازنشستگی این کشور، بخشی از خدمات براساس درآمد فرد و بخش دیگر برحسب استانداردهای زندگی در کانادا تعیین میشود. برای بازنشستهشدن در کانادا فرد باید حداقل ۶۵سال سن داشته باشد و شرایط اقامت در کانادا را هم دارا باشد. برای بیشتر مردم، ۴۰سال زندگیِ کامل در کانادا بعد از ۱۸سالگی مزایای بازنشستگی را تکمیل میکند. البته وقتی زمان دریافت حقوق بازنشستگی رسید، میزان مزایا بر اساس سابقه کار هر فرد است. بهعلاوه، شروط دیگری هم هست که برای بازنشستگی به کمک فرد میآید. اول اینکه اگر فرد در دورهای درآمد نداشته باشد تا ۱۷درصد مشمول تخفیف میشود و قانون دیگری هم هست که برای سالهای نگهداری از فرزندان و نداشتن درآمد، شامل بخشودگی میشود. این قانون در کشورهای دیگر کمتر دیده میشود. مثلا اگر در آمریکا ۳۰سال سابقه کار داشته باشید و پنج سال بین این دوره بیکار بوده باشید در میانگین کلی، درآمد صفر درصد ماهیانه برای آن پنج سال محاسبه میشود.
نروژ
نروژ و دیگر کشورهای اسکاندیناوی حقوق بازنشستگی و همین طور مالیاتهای بیشتری دارند. سیستم بازنشستگی نروژ مزایا را بر اساس ۲۰سال کار و بالاتر محاسبه میکند. برای داشتن مزایای کامل، هر فرد باید ۴۰سال تمام کار کند. همچنین افراد مختار هستند فقط قسمتی از مزایا را دریافت کنند و هیچ محدودیتی برای کسب درآمد در زمان گرفتن حقوق بازنشستگی وجود ندارد. نروژ ۱/۱۸درصد از دستمزد فرد را برای کسورات بازنشستگی مقرر کرده است. علاوه بر این، در نروژ همه کارفرماها موظف هستند برای کارکنانشان حق بیمه بازنشستگی کنار بگذارند. همچنین هر فرد تا ۷۵سالگی میتواند با کارکردن، مزایای بازنشستگیاش را بیشتر کند. اتفاقی که در آمریکا نمیافتد و سقف کارکردن فرد تا ۶۵سالگی است.
استرالیا
در استرالیا مزایای بازنشستگی بر اساس دو عامل تعریف میشود؛ سکونت در این کشور و همکاری کارفرما در روند بازنشستگی. در استرالیا برای واجد شرایط بازنشستگی بودن، حداقل باید ۱۰سال در این کشور زندگی کرد که پنج سالش میبایست مداوم باشد. میزان حقوق بازنشستگی بر اساس حقوق دریافتی یک سال فرد نیست، بلکه دولت در صورت بالابودن حقوق یک فرد از حقوق بازنشستگیاش کم میکند. همچنین در قانون استرالیا کارفرما باید ۵/۹درصد از دستمزد فرد را برای «سالخوردگی» کنار بگذارد که راهی برای ذخیره پول برای بازنشستههاست. این درصد قرار است در چند سال آینده به ۱۲درصد برسد. این پول ذخیره میشود و فرد میتواند بین ۵۵ تا ۶۰سالگی از آن استفاده کند.
فرانسه
فرانسه قانونی برای بازنشستگی اقشار کمدرآمد جامعه دارد که همه باید در این برنامه شرکت داشته باشند.در فرانسه تمام افراد، چه آنهایی که اهل کشور یا حتی اتحادیه اروپا نیستند هم شامل قانون بازنشستگی میشوند و تنها قاعده برای بازنشستگی این است؛ سنِ بالای ۶۵ سال یا ۶۰ سالههایی که توان کار کردن ندارند. همچنین قانون فرانسه تمام کارفرماها، همچنین افرادی که خویشفرما هستند را موظف میکند در برنامه بازنشستگی شرکت داشته باشند.
اسپانیا
در اسپانیا، کارفرماها موظفاند مبلغی به میزان ۶/۲۳درصد از دریافتی کارکنانشان را برای بیمه تامیناجتماعی فرد بپردازند. در قانون اسپانیا خود فرد هم باید ۷/۴درصد از درآمدش را برای تامیناجتماعی بپردازد. این قانون برای افرادی که در صنعت، تجارت و خدمات مشغول کار هستند، همچنین برای کارهای کشاورزی اجرا میشود. این پرداختیها مزایای دیگری هم دارد، از جمله در زمان بیماری، زایمان و نگهداری از فرزند، همچنین برای پرداخت هزینههای درمان ناشی از آسیب فرد در حین کار.در اسپانیا افراد خویشفرما از داشتن این امکانات محروماند. بهعلاوه، اسپانیا برنامههایی هم برای کمک به افراد نیازمند، سالخورده و ناتوان جسمی دارد، اما منبع این کمکها از درآمدهای خود دولت تامین میشود، نه از مالیات این افراد.






