در سنت مملکت‌داری ایران، جامعه به‌عنوان «رمه» یا بعدها «امت» را در مقام استعاری، کلّیتی چون چارچوب بدن انسان در نظر می‌گرفتند. از اعضای بدن، سر به مثابه‌ی جایگاه فکر و مغز، مهم‌تر از همه تلقی می‌شد؛ جایی‌که سرنوشت کلیّت اعضاء در آن تعیین می‌شود و سلامت‌اش با سلامت کلّ بدن برابر است! دور از واقع…
ادامه نوشته
آسیب، جزئی از زندگی همه‌ی ماست. تا قرن بیستم، اغلب انسان‌ها زندگی را به‌صورت یک جهنم‌دره تجربه می‌کردند؛ هرچند به‌مرور، احساس فزاینده‌ی عدالت اجتماعی، ضرب آسیب اجتناب‌ناپذیر را گرفت؛ اما همچنان نمره‌های نومیدکننده‌ای به واقعیت می‌دهیم چرا که هنوز در میان شکاف‌های دنیای مدرن، صدای بمب، بوی باروت و…
ادامه نوشته