• ورود
  • آدرس‌های جدید دسترسی به Sci-hub ، Libgen، Zlib و Anna’s Archive
  • نویسندگان
  • نویسنده مهمان
  • درباره ما
  • تماس با ما
نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی و سیاستگذاری اجتماعی
  • تحلیل
    • جامعه
    • سیاست‌گذاری اجتماعی
  • رویداد
  • مدرسه
    • سیاستگذاری اجتماعی
    • جامعه شناسی
    • مددکاری اجتماعی
    • فرهنگ نامه
  • کتابخانه
    • مقاله
    • کتاب
    • ژورنال
    • مجله
  • رسانه
    • فیلم
    • عکس اجتماعی
    • اینفوگرافیک
    • صوتی
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی و سیاستگذاری اجتماعی
  • تحلیل
    • جامعه
    • سیاست‌گذاری اجتماعی
  • رویداد
  • مدرسه
    • سیاستگذاری اجتماعی
    • جامعه شناسی
    • مددکاری اجتماعی
    • فرهنگ نامه
  • کتابخانه
    • مقاله
    • کتاب
    • ژورنال
    • مجله
  • رسانه
    • فیلم
    • عکس اجتماعی
    • اینفوگرافیک
    • صوتی
نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی و سیاستگذاری اجتماعی
نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج
خانه تحلیل جامعه

مقاومت فانتزی! (در نقدِ خلاقیت‌کُشیِ دوران ابتدایی)

آرزو رضایی مُجاز

به‌دست آرزو رضایی مجاز
۲۸ فروردین ۱۳۹۸
kill our creativity 1 مقاومت فانتزی! (در نقدِ خلاقیت‌کُشیِ دوران ابتدایی)
0
اشتراک
0
بازدید
انتشار در توییترانتشار در تلگرامانتشار در واتساپانتشار در لینکدینChatGPT

سیستم آموزشی ایران در یک فرآیند یکپارچه‌ساز، تخیل کودکان را می‌کُشد و میل‌اش به همسانی را رفته‌رفته، در میل کودک به این همسانی فرو می‌نشاند. دیگریِ بزرگ در این ساخت همگون، تربیت تابعی اخته را به جریان آموزش محول کرده و اولین قدم‌های تربیتی نیز با قتل فانتزی‌های ذهنی بچه‌ها در دوران ابتدایی شکل می‌گیرد. ساخت خانواده نیز در این پروسه همراه ساختار آموزشی‌ست!
این دو نهاد، بچه‌ها را به دنیایی هُل می‌دهند که قصه‌های یک‌خطی دارند؛ روایتی را از زندگی برای آنها می‌سازند که در خانه- مدرسه- مشق‌شب- مدرسه محدود می‌شود. زنجیره‌ی دلالتی هم که جهان کودکانه را در خود می‌گیرد، منکوب از همین روایت خطی‌ست. “آنها” از آینده‌ای برای کودکان می‌گویند که معطوف به تن‌دادن به این شکل زیست است؛ تجربه‌ای تک‌بعدی که درنهایت تمام گستره و امکان‌های “آینده” را به یک رابطه‌ی عِلیتیِ سرراست فرو می‌کاهد، همواره فردای روشن را معلول درست انجام دادن تکالیف می‌داند و تکامل را “حیات طیبه”، پس از طی‌کردن “صراط بخشنامه‌ای” می‌فهماند!

 ابزارهای این یکسان‌سازی را هم، در دو رویکرد می‌توان پی گرفت؛ نگاهی که “آنها” به هنر دارند و محتوایی که در کتاب فارسی گنجانده‌اند؛ درواقع از همین دو فضای تخت که تمامی روزنه‌های تخیل را می‌بندد، و راه را بر خلاقیت مسدود می‌کند، صدای دیگریِ بزرگ با میل مهارناپذیرش به یک‌دستی، شنیده می‌شود.
“ژیژک” در توصیف نقش دیگری در باورهای ما، حکایت مردی را نقل می‌کند که فکر می‌کند یک دانه‌ی گندم است و به یک مرکز روان‌درمانی معرفی می‌شود تا روان‌پزشک قانعش کند که دانه‌ی گندم نیست! وی پس از گذراندن دوره‌ی درمان، به محض بیرون رفتن، سرآسیمه برمی‌گردد و می‌گوید که یک مرغ جلوی درب ساختمان است. دکتر به او می‌گوید: تو خوب می‌دانی که یک دانه‌ی گندم نیستی و یک آدم هستی. مرد پاسخ می‌دهد: بله، من کاملا به این نکته آگاه هستم، اما آیا مرغ هم این را می‌داند؟!

 اکثر معلمین در این سیستم آموزشی، درست در مقام آن مرد با تردید اساسی‌اش قرار دارند؛ آنها می‌دانند دانه‌ی گندم نیستند، آنها برای دانه‌ی گندم شدنِ بچه‌ها دل می‌سوزانند، اما سایه‌ی هول سیستم با نُک گزینش کننده‌اش طوری احاطه‌شان کرده، که با عجله برمی‌گردند و می‌گویند: “ما یک دانه‌ی گندمیم”، تا تکلیف ذهنی خود را در این مواجهه روشن کرده باشند. آنها “انتخاب” می‌کنند تسلیم شوند و خود را از عواقب سریالیِ سرپیچی مصون نگه می‌دارند.
این تمایلِ به‌ظاهر انتخابی، درواقع تمکین به میل دیگری‌ست و ماهیتی متکی به “او”ی رسمی دارد؛ دیگری‌ای با تکثیر محتوای یک‌دست‌اش در کتاب‌ها و روش‌های تدریس؛ دیگری‌ای که لب بزرگ سخنران‌اش بی‌وقفه حرف می‌زند و بدون معطلی، حرف‌شنوی می‌خواهد.

اما راه نجات در میانه‌ی این صدای هولناک چه سویی‌ست؟

در کتاب “تاریخ ایران” با ترجمه‌ی میرزا اسماعیل حیرت از “ملکم” نقلی آمده؛ وی گفته است: «اهالی ایران خوش دارند به قصه‌خوانی و افسانه‌گویی و ذکر امثال بسیار و سبب این معنی به‌نظر واضح می‌نماید؛ زیرا در مملکتی که خبر از آزادی ندارند اقتدار در هر صورت، قهار است. سمعِ قهر و غلبه، از شنیدن حقِ صرف و صدقِ محض، بیزار؛ لهذا عقل و شعور باید در این لباس جلوه کند؛ مگر در این شکل، بازاری از خویش گرم و آهنی از دیگران نرم سازد». و هنوز قصه‌ها صدایمان می‌کنند…
شاید جهان داستان با دامن زدن به تخیل بتواند بچه‌ها را مقابل محتوای تحمیلی و تکلیف بالادستی صیانت کند؛ و شاید اگر معلم‌ها به نقش ادبیات در ساختن جهانی عاصی و مشکوک به “بسته‌های فکریِ ابلاغی” واقف شوند و در ۶سال دوران ابتدایی، داستان‌خوانی را در بچه‌ها به یک عادت‌واره تبدیل نمایند، آنها روزی بتوانند از دانه‌ی گندم بودن پوست بیندازند!

برچسب‌ها: آموزش و پرورشآموزش و پرورش ایرانخلاقیت کشی آموزشیژیژکسیستم آموزشیسیستم آموزشی ایران
یادداشت قبلی

منبع اصلی تولید بی‌اخلاقی و فساد چیست؟

یادداشت بعدی

حلقه رفاه یازدهم؛ کنارگذاری در نظام آموزشی عالی

یادداشت بعدی
حلقه رفاه یازدهم؛  کنارگذاری در نظام آموزشی عالی

حلقه رفاه یازدهم؛ کنارگذاری در نظام آموزشی عالی

آدرس‌های جدید دسترسی به Sci-hub ، Libgen، Zlib و Annas Archive

آدرس‌های جدید دسترسی به Sci-hub ، Libgen، Zlib و Annas Archive

تصویرگر: ثنا نصیر (Sana Nasir)

سفیدشویی تکنولوژیک و سیاست فاشیستی

آرشیو کامل کتاب جمعه

آرشیو کامل نشریه کتاب جمعه به سردبیری احمد شاملو

ژیل دُلوز (به فرانسوی: Gilles Deleuze ) (زادهٔ ۱۸ ژانویهٔ ۱۹۲۵ – درگذشتهٔ ۴ نوامبرِ ۱۹۹۵)

انسان و درون‌ماندگاری

حاشیه‌های تهران

یادداشتی علیه «میدان»

  • تحلیل
  • رویداد
  • مدرسه
  • کتابخانه
  • رسانه
تماس با ما

© از ۱۳۹۷ تا الان | Engare.net - انتشار محتوای انگاره آزاد است. در صورت امکان، به منبع پیوند دهید.

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

نتیجه‌ای یافت نشد.
مشاهده تمام نتایج
  • تحلیل
    • جامعه
    • سیاست‌گذاری اجتماعی
  • رویداد
  • مدرسه
    • سیاستگذاری اجتماعی
    • جامعه شناسی
    • مددکاری اجتماعی
    • فرهنگ نامه
  • کتابخانه
    • مقاله
    • کتاب
    • ژورنال
    • مجله
  • رسانه
    • فیلم
    • عکس اجتماعی
    • اینفوگرافیک
    • صوتی

© از ۱۳۹۷ تا الان | Engare.net - انتشار محتوای انگاره آزاد است. در صورت امکان، به منبع پیوند دهید.