هنجار

NORM

مفهوم هنجار در کلی ترین معنای به وجود یک الگو اشاره می کند. در نظریه اجتماعی که بر هنجارهای اجتماعی متمرکز می‌شود، این مفهوم به دو شیوه اصلی پرورانده شده است. اول، مفهوم هنجار به منزله الگوی بالفعل رفتار و چیزی که “بهنجار” باشد به این معنا که اعضای جمعیت آن را به صورت مکرر یا به صورت استاندارد و همشکل انجام دهند ( عناوین عادت های اجتماعی و کاربرد درباره بعضی از این الگو ها به کار می رود ).دوم، مفهوم هنجار به منزله الگوی تجویزی: چیزی که در جمعیت معینی انتظار می‌رود انجام گیرد (عناوین:رسم، قاعده اجتماعی و قانون درباره بعضی از الگوهای این مقوله به کار می‌روند).

هنجارهای اجتماعی غالبا به چشمداشت ها و انتظارات مربوط می‌شوند . دو نوع چشمداشت مختلف را باید از هم تمیز دهیم: چشمداشت های پیش بینی درباره آن چه اعضای یک جمعیت انجام خواهد داد ،و چشمداشت های هنجاری یا مربوط به وظایف.
اصطلاح “هنجار” نسبت به تازگی وارد کاربرد های استاندارد نظریه اجتماعی شده است. اصطلاحات جا افتاده تری مثل رسم ،سنت، عرف، قانون و از این قبیل را معمولاً برای انواع خاص هنجارها به کار می برند.

دورکیم در خودکشی اصطلاح بی هنجاری / آنومی را برای توصیف حالتی از جامعه به کار می‌برد که در آن هنجارهای واضح و صریح نسبتاً اندک است. از نظر او، چنین وضعیتی می‌تواند به افزایش نرخ خودکشی در جامعه بینجامد.
هنجارها ممکن است در طول زمان تغییر کنند و تغییر می کنند یا ممکن است از بین بروند. نظریه‌های تغییر اجتماعی باید تبیین کنند که چگونه چنین چیزی رخ می‌دهد. گاهی ممکن است نیازهای مهم یک گروه را در جامعه، در هنجارهای موجود نادیده گرفته باشند( مثل بعضی هنجارهای حاکم بر نقش های جنسیتی). / فرهنگ علوم اجتماعی قرن بیستم

پاسخی بگذارید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد