خلاصه کتاب نظریه های رفاه جدید اثر تونی فیتزپتریک (فصل چهارم)

صفورا افشارزاده

0 ۲۷
سرچشمه ایمنی ها :
  • طبیعت : بلایای طبیعی
  • طبیعی-اجتماعی : آلودگی هوا-کمبود منابع
  • اجتماعی : نا امنی شغلی

در عین حال بسیاری از نا ایمنی ها واقعی از زیرا بنا به نظر نژتاس وقتی خبری را به عنوان واقعی تعریف می کنیم ، خود به خود به واقعی تبدیل می شود مثلا ترسهایی که درباره ی آسیب پذیری کودکان وجود دارد و پدر مابی افراطی می کشد و کودکان را به مرور آسیب پذیر تر میکند .

چرا نگرانی از نا امنی و خطر و اضطراب در سالیان اخیر اهمیت یافته است ؟ دنیا خطر خیز تر شده است یا ما با به دست آوردن آگاهی از خطرها عصبی تر شده ایم ؟ پاسخ به این سوال با دشواری هایی رو به روست چون ما دنیا را از طریق رشته ای از آینه های منعکس کننده می نگریم که به همان اندازه که روشنگرند چیزها را وارونه جلوه می دهند اما در کل نا ایمنی منجر به عدم اطمینان نسبت به آینده + عدم توانایی کنترل آینده اما مشکل در این است که ما توصیف های بسیاری در باب عدم اطمینان داریم و همچنین راههای متفاوتی برای مقابله با نا ایمنی ها . در این فصل طرحی از توصیفات محافظه کاران ، سوسیال دموکرات ها ،و نو رادیکالیسم تفسیر می شود تا دک کنیم که سیاست های اجتماعی قرن ۲۱ در معرض چه خطرهایی است .

نا ایمنی / وجوه اقتصادی : سرچشمه از نا ایمنی ها می گیرد که شامل انحرافاتی است که از طریق نیروهای استبداد گرا به خطا بر مناسبات بازار عمل شده است ؛ این سخنان بیانگر این است که مناسبات بازار بیانگر طبیعت انسانی است و به همه افراد اجازه می دهد از طریق دست نامریی ترجیحات خود را بر بازار جامه بپوشانند . دولت یکی از آن نیرو هایی است که از طریق برنامه ی دخالتگرانه و رفاه گرا بر انگیخته میشود تا سیاستمداران و دیوانسالاران را معتقد کند که خواهند توانست با به کار بستن فنون مدزیتی ، معمار جامعه ای مساوات طلب باشد . محافظه کاران میگویند تاثیر اجتناب ناپذیر این برنامه ها گرفتن قدرت تصمیم گیری بازیگران بازار مثلا در ارتباط با عرضه کنندگان و مصرف کنندگان کالاهاست زیرا دایره آزادی انتخاب آنها تنگ می شود و بعلاوه به سبب سطوح افراطی مالیتها انگیزه های آنها تنزل میشود . از کسانی که درآمد کافی ندارند یا فاقد کارند دعوت به کار میشود تا به دولت وابسته شوند تا به مدد پرداختهای انتقالی محل مالیت هایی که دیگران میپردازند ، درآمد آنها به طور مصنوعی افزایش می یابد .

اتحادیه های کارگری نیز به سمت تلاش برای افزایش بهای کار به میزانی که کارفرمایان تاب تحمل آن را ندارند ، ازدیگر نبروهای اتبداد برای حاصل این امر = بازارها شفاف نمی مانند ، یعنی کارگران به خود بهایی بیش از شغل هاشون میدهند در نتیجه سطح مطلوب کار آیی سقوط می کند بر این پایه اشتراکی گرایی سرچشمه اصلی نا ایمنی هاست زیرا روندهای پیش بینی ناپذیر و خود سرانه بر بازار تحمیل میکند .

و به این ترتیب دولت رفاه ، بخصوص از لحاظ تلاشی که برای ” آزاد کردن ” مردم از بازار ، تابع کردن مردم نسبت به هوس بازی های سازمانه و مدیران متمرکز و تمرکز گرا و لطمه زدن به مالکیت فردی و خود_کارآیی افراد از طریق اقدامات باز توزیعی صورت میدهد خطا کار است .

نا ایمنی فرهنگی : متضمن به خطر افتادن ثبات نظم و هویت اجتماعی است . غالب دست راستیها به ایمنی های مکانی اعتقاد دارند که با نسبت ، خانواده ، محله و ملت یکسان میپندارندشان ، زیرا همین عوامل محتوای ترجیحات و اقدامات را می سازند و از همین رو معرف بنیان فرهنگی جامعه مبتنی بر بازار محسوب میشوند ؛ غیر از اقلیت سهل انگار اختیار گرایان که افسانه آزادی را رها می کنند .

محافظه کاران : مکان از سوی هصول لیبرالی و سوسیالیستی در معرض تهدید قرار گرفته است . پیوستگی ها به خانواده و همسایگان و محله نیز به سبب دخالت دولت در حوزه ی خصوصی و لطمه زدن به آنها از طریق دیکته کردن مرکزی امور آسیب میبینند.

و نهایتا آنکه غرور هویت ملی هم به واسطه ملی گرایی سست و آشفته بیشتر لیبرالیستها و سوسیالیستها تزلزل میشود .غافل از آنکه آن گروهی که ما به آن تعلق داریم عمدتا گروهی ملی است نه گروه مبتنی بر خصوصیات افقی مثل طبقه و جنسیت .

از نگاه محافظه کاران ملت هم از درون تهدید میشوند (به واسطه آنهایی که به سبب اخلاقیات دولترفاه به بی احترامی به اقتدار ، مالکیت و قانون تشویق می شوند ) و هم از بیرون ( از طریق کسانی که از سنت های ملی مخنلف می آیند و هویت ما را یا از راه ادغام دولتها و تشکیل تشکیل حاکمیت های جدید تنزل می کنند یا از طریق قومیت های چند گانه که بر اثر مهاجرت ها و ادغام های زیاده از حد سریع فرنگهای غریبه ایجاد می شوند . به ط.ر کلی محافظه کاران ” اشتراک لیبرال / سوسیالیست ” را به تکامل نا ایمنی های اقتصادی ، فرهنگی میدانند ، محکوم میکنند .

به نظر آنها ، ایمنی فقط میتواند در صورت به دور افکندن این گونه اشتراک گرایی و جایگزین کردن آن با جامعه ای مبتنی بر بازار و متکی بر حکومت قانون ، تشویق مردم بر خود پسندگی و …… ؛ و از میان برداشتن کم و بیش موانع عملکرد نیروهای بازار است . و در سطح فرهنگی به این معناست که جامعه ، از طریق آموزش و اجتماعی سازی موثر در طریق میراث و سنت های فرهنگی خود به حرکت درآید .

بدین ترتیب از نظر محافظه کاران ایمنی از درآمیختن اقتصاد آزاد+ثبات فرهنگی و ملی به دست می آید .

سوسیال دموکراسی : نابسامانی و عدم انسجام احتمالی آن ناشی از هدف هایی متناقض است که مطرح می کند . انعطاف پذیری در اقتصاد همراه با ثبات فرهنگی ملی ، مقررات زدایی از اولی همراه با مقررات گذاری بر دومی ؛ زیرا مساله این است که نیروهای بازار به مجرد رها شدن نمیتوان به آسانی تحت کنترل گرفت ، و از همین رو ممکن است باعث اختللالهای فرهنگی شوند که بی توسل به سیاست های دخالتگرانه که محافظه کاران مدرن از دست زدن به آنها اکراه دارند نمی توان از عوارض آنها برکنار ماند . سوسیال دموکرات سعی دارد توصیفی جایگزین برای ایمنی ده ایمنی پیشنهاد کند . در این توصیف بازار آزاد است که باعث نا ایمنی است ، زیرا در عالم واقع عرصه و تقاضا نوسان عمده دارد و پیش بینی ناپذیر است .

عبارت ویرانگری خلاق “شومپتر” بیانگر دینامیسم بازارهاست ، بجز آنکه خلاقیت را غالبا فقط می توان در یرداشتهای نظری و تاریخی آنها مشاهده کرده برای بیشتر کسانی که در معرض تجربه کردن توفان های ویرانگرانه و ابداعات اقتصادی ویرانگرانه قرار می گیرند احساس ایمنی کمتری وجود دارد بنابراین به بازارها باید نوعی ثبات داد که خود نمی توانند تامین کننده ان باشند و به مردم باید نوعی ضمانت درآمدی داد که وقتی بازارها فرو میریزند بر آن متکی باشند ، در همین جا جاذبه دولت رفاه کنیزی می رسیم می رسیم که از یک طرف بازار را تثبیت می کند و از طرف دیگر تامین کننده حقوق اجتماعی در خارج از محدوده بازار است .

 پس برای سویال دموکراتها ، نا ایمنی از گزارش ذاتی سرمایه داری برای برنده شدن کامل – دست اندازی ببر چیزها سر چشمه میگیرد ، گرایشی که همه را نابود می کند مگر آنکه از طریق قشر بندی های سیاسی که ضمانت کننده ی نمایی ان دولت دموکراتیک خنثی می شود . بر عکس در جامعه ای که خیر عمومی و آزادی فردی توازن باشد یعنی برای بخش عمومی نقشی نیرومند فراهم باشد ، یعنی بیمه اجتماعی مقامی برتر از بیمه خصوصی داشته باشد و تمایز بین اقتصاد و فرهنگ کمتر از وجودی پنداشتن محافظه کاران مدرن باشد ایمنی در حال مداوم است با این جزییات سنت سوسیال دموکراسی از دول خود این سنت در معرض حمله قرار گرفته است .

سوسیال دموکراسی (NDS) ، چون دولت رفاه کینزی تا فراخنای امکانات خود رفته پس دخالت اقتصادی از تقاضا به عرضه و دخالت رفاهی از حقوق متصل به به تکالیف           معطوف شود . بر همین پایه برخی از وجوه محافظه کارانه چون استقلال پذیرفته شده است . اما به جای آنکه این پذیرش به معنای ترک مساعدتهای دولت یا تامین اعتبارات در قالب پدر مابی جدید باشد مفهومی از ” توانا سازی ” از طریق دولت مطرح شده است . به این معنا که مردم را باید قادر ساخت تا مهارتهای خود را با اقتصاد جدید و جهانی محور همساز کنند .

گفتمان خطرها :

اصطلاحی که به مثابه بدیلی برای دو گانگی های متفاوت مثل ماتریالیست/ایده آلیست ، سوژه/  ابژه به کار می رود عبارت گفتمان است در حوزه خطر و نا ایمنی این نوع رهیافت را وان لون تیبن کرده است .

 ردیابی و امنیت به مثابه منشا و خاستگاه ، نه فقط غیر ممکن ، بلکه غیر لازم است . این ردیابی فی نفسه نوعی جعل واقعیت است . در جامعه خطر پذیر آنچه ما داریم کلا اثرهای واقعیت است که به اندازه ی کافی واقعی از .

بنابراین گرچه می توانیم از واقعیت خطرها صحبت کنیم ، همواره باید به یاد داشته باشیم که واقعیت خود ، یک گفتمان اجتماعی است و و ضعیتی مقدم بر جامعه یا مستقل از آن نیست قدرت این استقلال از این اندیشه سرچشمه می گیرد که هیچ چیزی نمی تواند از تماس اجتماع بر کنار باشد . حتی بارزترین خطراتی که ظاهرا به نظر میرسد از مکانی خارج از جامعه می آید مثل زلزله ها بسته به میزان تطببیق اجتماعات انسانی به آنها خطرناک یا بی خطرند !

طبیعت تابع روندهایی است موجد اثراتی خارق العاده اند اما این که آیا این اثرات خطرناکند یا نه بستگی دارد به اقدامات جمعی ما و دریافتی که از خود به عنوان موجوداتی اجتماعی داریم .

نظام زیستی به سبب چندین قرن فعالیت صنعتی ما دیگر در وضعی خالص واقع نیست برخی تا آنجا می روند که بگویند طبیعت دیگر وجود ندارد و این یک سازه فرهنگی است که درست در لحظه ناپدید شدن طبیعت کشف شده است .

برای دسترسی به خلاصه کتاب، خلاصه نظریه رفاه جدید را باز کنید.

پاسخی بگذارید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد