زیربنا و روبنا

BASE AND SUPERSTRUCTURE

این دواژه استعاره های مارکسیستی است برای توصیف روابط میان اقتصاد (روابط تولید) و حکومت، و نیز سیاست با ایدئولوژی. مارکس و انگلس هرگز رساله جداگانه و مستقلی برای بیان اندیشه های شان درباره زیربنا و روبنا ننوشتند ،ولی می‌توان بر اساس اندیشه های آنها دست‌کم سه ویژگی اساسی را در این باره بر شمرد:
مطابقت، پس خورد، عدم تقلیل گرایی.

۱.جامعه در صورتی امکان وجود خواهد یافت که بین حکومت (سیاست و قانون) افکار و تصورات و ساختارهای اقتصادی آن مطابقتی وجود داشته باشد. هر چیزی که ممکن نیست: اگر اقتصاد دستخوش تغییر شود حکومت و افکار و تصورات نیز ناچار تغییر می کند.

بیشتر بخوانید

عدالت اجتماعی

خانواده هسته‌ ای

۲.اصل پسخورد تبیین کننده تبعیت روبنا از زیربناست .قضیه های مربوط به کارکردهای حکومت یا افکار و تصورات را می‌توان به جمله هایی شرطی تبدیل کرد که در تبیین های علمی مورد پذیرش اند. فرضیه پسورد با هر دو تفسیر قوی و ضعیف از فرضیه مطابقت همخوانی دارد.

همه خواص روبنا به خواص زیربنا وابسته نیست. در حوزه حکومت و افکار و اندیشه‌ها، امور و خواصی وجود دارد که نمی‌توان آن‌ها را با توسل به قضیه هایی درباره زیربنا تبیین کرد( یا توصیف آنها را نمی توان به توصیف زیربنا فروکاست ). هر روبنا از روبنای قبل از خود نضج می گیرد و حاصل انتخاب آزاد یا کنش های تصادفی در چارچوب محدودیت‌های ساختاری ناشی از شرط مطابقت و پس خورد است.

روبنا مولفه ضروری همه جوامع انسانی تلقی می شود و صرفاً خدمتگزار یا برده زیر بنا نیست. اصل پس خورد و عدم تقلیل گرایی تحت عنوان” استقلال نسبی روبنا” یک جا جمع می آیند .به ترتیب مفهوم زیربنا و روبنا مفهومی دال بر شرایط امتناع یا امکان کنش‌ها و فعالیت‌های بشر است.

پاسخی بگذارید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد