بازاری شدن جهان زیست انسان معاصر: روایت سندل

مختار نوری (پژوهشگر فلسفه سیاسی و اخلاق)

مایکل سندل از مشاهیر فلسفه سیاسی معاصر غرب و از چهره های مطرح اندیشه جماعت گرایی است. شهرت و اهمیت سندل بیش از هر چیز متاثر از کتاب تاثیرگذارش «لیبرالیسم و محدودیت های عدالت» است که در سال ۱۹۸۲ و در نقد اثر برجسته ی جان راولز یعنی نظریه عدالت، و لیبرالیسم وظیفه گرای او نگارش نمود. سندل همچنین به جهت ایراد سخنرانی های پرمخاطب در کلانشهرهای مطرح دنیا نظیر واشنگتن دی. سی، لندن، نیوکاسل و … در باره مسائل عینی زندگی عمومی در بین مردم عادی نیز شهرت زیادی کسب نموده است.

هدف یادداشت حاضر پردازش به مباحث فلسفی موجود در اندیشه سندل (مانند مواجهه جماعت گرایانه او با اندیشه لیبرال های معاصر) نیست، بر عکس تلاش این است تا به جنبه ای از اندیشه این متفکر جماعت گرا (خود سندل از برچسب جماعت گرایی راضی نیست) اشاره شود که می توان آن را پولی شدن و بازاری شدن جهان زیست انسان معاصر دانست … در روایت سندل و آن گونه که در کتاب «آنچه با پول نمی توان خرید» تشریح می کند، بازاری شدن به همه حوزه های زندگی انسان معاصر از جمله عشق، هدیه، تبریک گویی، کسب افتخار ،آموزش، طرح ترافیک، تفریحات و … سرایت کرده است،به گونه ای که هیچ پدیده ای نیست که نتوان آنرا با پول خرید. افسوس!

از این رو سندل می گوید باید از خودمان بپرسیم آیا چیزهایی هست که نشود با پول خرید؟ پاسخ منفی است، زیرا با پول می توان همه چیز را خرید! سندل این وضعیت را «فخر فروشی بازار» می نامد که در آن راه بهروزی مردم از بازار و از دریچه پول می گذرد!

پس از تشریح این وضعیت نابسامان در زندگی انسان معاصر، سندل این پرسش جدی را مطرح می کند که این حرکت به سوی پولی شدن جامعه ای که در آن همه چیزش قابل خرید و فروش است چرا باید ما را نگران کند؟ سندل پاسخ می دهد به دو علت یعنی نابرابری و فساد عمیقا باید نگران وضعیت موجود بود!

 به نابرابری فکر کنید،در جامعه ای که همه چیزش قابل فروش باشد،زندگی برای افراد بی بضاعت سخت می شود، البته اگر با پول فقط بتوان قایق شخصی و تعطیلات آنچنانی خرید، نابرابری خیلی اهمیت ندارد، اما اگر بتوان با پول مراقبت پزشکی، خانه در محله ای امن، تغذیه مناسب، امکان تحصیل در مدارس نخبه پرور به جای مدارس ورشکسته را خرید، زمین تا آسمان فرق می کند که پول داشته باشی یا نداشته باشی!

سندل در ادامه می گوید قیمت گذاشتن روی همه چیز مایه فساد نیز خواهد بود، به این صورت که بازار فقط کالا پخش نمی کند، بلکه نوع نگاه به کالا را هم نشان می دهد و تبلیغ می کند. برای مثال به مزایده گذاشتن صندلی های و اموال یک دانشگاه ممکن است به بودجه دانشگاه کمک کند، اما شرافت و ارزش مدرکش را نیز همزمان زیر سوال می برد، یا استخدام نیروهای خارجی برای جنگیدن به جای ما ممکن است جان شهروندان ما را حفظ کند، ولی معنای شهروندی را خراب می کند، چون معتقدیم که تکالیف مدنی را نباید ملک خصوصی به شمار آورد، باید مسئولیت اجتماعی برشمرد …

در دستگاه فکری سندل چنین وضعیتی را می توان دست اندازی بازار و فرهنگ پولی بر جنبه هایی از زندگی دانست که از قدیم هنجارهای غیربازاری بر آنها حاکم بوده اند، این وضعیت از مهمترین تحولات زمانه معاصر ماست!

نتیجه چنین وضعیتی را می توان بازاری شدن و پولی جهان زیست انسان نگون بخت معاصر دانست. افسوس!

پاسخی بگذارید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد