مناسکی شدن آموزش در ایران

نعمت‌الله فاضلی

0

آقای دکتر محرم آقازاده کارشناس برنامه درسی و آموزش نقدی بر یادداشت من درباره نسل کلیک نوشتند و از منظر علوم تربیتی یادآور شدند که من براساس ابزارها و مفاهیم استاندارد شده علوم تربیتی تدریس نکرده ام. در نتیجه نقص در روش تدریس باعث ناکامی در یادگیری این دانشجویان شده است. این بحث ابعاد زیادی در گروه استادان برنامه درسی پیدا کرد. جمعی از همکاران این رشته مباحثه را گسترش دادند و دو رویکرد انضباط بخش و رهایی بخش در این زمینه شکل گرفت. در نهایت مانیفست زیر را نوشتم تا شاید زمینه ای برای بازاندیشی در این حوزه ایجاد شود.

دوست و همکار دیرینم آقای دکتر محمدرضا سرکار آرانی درس پژوه بلندآوازه می گوید در نظام آموزشی ایران، آموزش به «مناسک آموزش» فروکاسته شده است. «مناسکی شدن آموزش » ابعاد گسترده ای دارد.

یکی از این منسک ها، «منسک فرمول بندی» یا به قول دکتر ملکان «پکیج آموزشی استاندارد شده» است که امروزه «صنعت پولساز» برای حرفه ای های علوم تربیتی در سراسر جهان شده است. این صنعت شریف تکنولوژی فوق پیشرفته ای خود را نشان می دهد که تخطی از آن عواقب سختی برای بازار و سرمایه داری و به قول اپل «دانش رسمی» دارد.

منادیان این صنعت، منطق بازار را چنان منطق معرفت و آموزش به خورد خلق الله داده اند که انسان های هوشمند هم بسادگی فریب آن را می‌خورند . اینان چنان آسمان و ریسمان را به هم می بافند که مو لای درزش نرود.

سرکوب خلاقیت ها، طرد و حاشیه راندن گروه های فرودست، تبعیض های جنسیتی، نژادی، قومی، زبانی و دینی دستاورد پنهان این صنعت شریف پولساز است.

این صنعت شریف به ذائقه «مدیریت گرایی» هم شیرین آمده است و حمایت بی چون و چرای نظام های رسمی را پشتبان خود کرده است. تخطی از این صنعت شریف کمتر از کفرگویی و بدعت از کتاب مقدس نیست.

سرکوب خلاقیت ها، طرد و حاشیه راندن گروه های فرودست، تبعیض های جنسیتی، نژادی، قومی، زبانی و دینی دستاورد پنهان این صنعت شریف پولساز است. لفاظی با مفاهیم علمی، استناد به مفاهیم عینیت گرایی، شفافیت، استاندارد، روش، نظام مندی، و حتی مفهوم مهم «مسئولیت پذیری» از جمله حربه های این صنعت شریف است.

ورشکستگی علوم تربیتی و مطالعات آموزشی در ایران هم با روکش همین لفاظی های پرطمطراق پنهان می شود. اما این صنعت شریف چندین سال است که دستش رو شده و رسوا گردیده است.

سخن بر سر این نیست که تنها عیب و نقص های معرفتی این صنعت شریف چیست، بلکه سخن بر سر ظلم ها، بی عدالتی ها و بحران ها و بلاهایی است که این صنعت شریف یکی از عوامل آن بوده و همچنان هست.

نگاه کهنه و جاافتاده این صنعت شریف گفتمانی را شکل داده است که با تمام «روابط سلطه » عجین شده است. این صنعت شریف بخشی از «گفتمان انضباط بخش» و تکنولوزی قدرت/دانش مدرن است.

اما «گفتمان رهایی بخش» هم در این سال ها موفق شده است دست پنهان بازار و ایدئولوژی های رنگارنگ این صنعت را رسوا کند و زبان و مفهوم خود را بیافریند.

امانوئل کانت می نویسد انسان مناسک دینی را بر «اخلاق» ترجیح می دهد، زیرا ایفای اصیل «مسوولیت اخلاقی » برای انسان دشوار است و باید تهذیب نفس و ریاضت کشی کند. اما شرکت در مناسک دینی نه تنها زحمتی ندارد، بلکه هیجان انگیز و لذت بخش است.

صنعت شریف استاندارد سازی و فرمول بندی و انضباط بخشی آموزش هم حُکم مناسک را دارد؛ بدون این که «تجربه یادگیری» رخ دهد، ظاهرا برنامه آموزش اجرا می شود.

چالش ما در این زمینه تنها مناسکی شدن نیست بلکه «تورم مناسک» هم هست. نظام آموزشی ما مانند دیگر زمینه ها و قلمروهای زندگی اجتماعی و فرهنگی با فشار انبوهی از آئین ها و مناسک روبر شده است.

سیاست فرهنگی اقتدارگرا و تمامیت طلب حاکم هر سال آئین ها و مناسک جدید برای جامعه وضع می کند تا بتواند مردم را از طریق این آئین ها کنترل کرده و نظم و انضباط ببخشد.

اما این تنها سیاست فرهنگی نیست که «میدان مناسکی شدن» را هر روز فراخ تر می کند، بلکه رشته های دانشگاهی نیز مطابق ابزارها و رویکردها و فهم های شان برای دانشگاه و مدرسه سال هاست دست اندکار خلق مناسک تازه هستند. از آئین های ارتقا استادان گرفته تا تمرین ها و مشق های دانش آموزان، در مجموعه بی نهایتی از آئین و مناسک غرق شده اند.

ما باید برای سبک کردن جامعه و نظام آموزشی چاره ای بیندیشیم و نه تنها به فکر »آئین زدایی از آئین نامه ارتقاء» بلکه چاره ای برای مناسک زدایی از اقسام بی شمار آئین ها کنیم.)

منبع تلگرام دكتر نعمت الله فاضلي

پاسخی بگذارید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد