چهره معلمان را مخدوش نکنیم

محمدباقر تاج الدین

خبر تجاوز به گروهی از دانش آموزان در شهر تهران خبری بسیار ناگوار و تلخ و تکان دهنده بود. گذشته از بروز برخی احساسات همدلانه بسیاری از هم وطنان با این دانش آموزان و خانواده های آنان و همچنین اعلام انزجار و برائت از فردی که اقدام به چنین عمل غیر اخلاقی و غیر انسانی زده است، که در جای خود مغتنم و ارزشمند است، ضرورت دارد ابعاد قضیه از جنبه های روان شناختی، جامعه شناختی و اخلاقی نیز مورد بررسی قرار گیرد. لذا در این نوشتار کوتاه چند نکته مهم زیر را قلمی می کنم:
۱٫اول از همه این موضوع مهم است که ضرورت آموزش جنسی با روش های علمی و صحیح به دانش آموزان و فرزندان با بروز این اتفاق تکان دهنده و ناگوار و اتفاقاتی مشابه، دو چندان شده است و متولیان امر در آموزش و پرورش باید نسبت به چنین آموزش هایی اقدام کنند. متأسفانه به دلیل تابو بودن امر جنسی در جامعه هنوز که هنوز است آموزش های لازم در این زمینه ارائه نمی شود و لذا آگاهی مناسب هم برای همگان و به ویژه برای کودکان و نوجوانان ایجاد نشده است. این موضوع تا آنجا تابو است که والدین هم نمی توانند بسیاری از امور جنسی را به فرزندان خود آموزش بدهند و این گونه است که نتیجه چنین نا آگاهی ای بروز حوادث تلخی است که همگان را ناراحت و آزرده می کند. هنگامی که والدین و مربیان و معلمان نتوانند آموزش های جنسی را به فرزندان و دانش آموزان ارائه کنند، لذا بروز چنین وقایع تلخ و جبران ناپذیری هم چندان دور از انتظار نخواهد بود. پس برای این که دوباره شاهد چنین حوادث تلخی نباشیم ضرورت دارد که نسبت به ارائه آموزش های مناسب و صحیح جنسی اقدام شود و در این مسبر آموزش و پرورش باید پیشگام باشد.
۲٫همان گونه که گفتم این که همدردی ها و همراهی هایی به واسطه بروز چنین رویدادهای تلخی از سوی هم وطنان گرامی صورت می گیرد در جای خود ارزشمند است اما این گونه نباشد که ورود به چنین مسائلی تنها در قالب احساسات باشد و لذا کاوش در ریشه های بروز شان را به محاق ببرد و مخدوش سازد. همچنین برخی افراد ناوارد اقدام به اظهار نظرهای عجیبی می کنند که فقط حس انتقام جویی در آنها مشاهده می شود و لاغیر. در این که باید عامل بروز این حادثه بر اساس قانون به مجازات برسد تردیدی نیست اما باید بدانیم که اگر برخوردهای ریشه ای و مناسب با چنین حوادثی صورت نگیرد و همچنین اگر اقدام به پیشگیری مناسب نشود باز هم شاهد چنین ماجراهایی خواهیم بود. لذا مهم ترین اقدام در این زمینه پیشگیری است و این که دلایل فردی، اجتماعی و اخلاقی چنین رویدادهایی مورد واکاوی دقیق قرار گیرد تا از تکرار شان جلوگیری شود.
۳٫این که یک فردی نا معلم اقدام به چنین عمل زشت و غیر انسانی ای نموده است نباید دستاویزی باشد برای برخورد غیر حرفه ای با معلمان زحمت کش، با اخلاق و با آبرو که در جای جای این سرزمین با نثار جان و مال خویش در حال آموزش به فرزندان مان هستند. معلمان عزیز و گرانقدر دانش آموزان را فرزندان خود می دانند و کوشش می کنند با روش های انسانی و اخلاقی و با سختی ها و مرارت های بسیار در مسیر تعلیم و تربیت آنان اقدام کنند و شایسته نیست که چنین برخوردهای ناصوابی با آنان صورت گیرد. البته اگر معلمی دچار خطایی بشود در جای خود باید که مجازات شود و این جای هیچ گونه انکار و تردید ندارد اما نباید بهانه ای باشد برای حمله به معلمان که با کمترین حقوق و مزایا و با سختی های بسیار در حال تعلیم و تربیت فرزندان این مرز و بوم هستند. لذا به نظر می رسد که هرگونه برخورد نادرست و غیر منطقی و غیر اخلاقی با معلمان هیچ وجهی نداشته و جز بدتر شدن اوضاع هیچ کمکی به حل و فصل ماجرا نخواهد کرد.
۴٫سخنی هم با متولیان آموزش و پرورش که به رغم تمامی سخت گیری ها در جذب معلمان اکنون جای این پرسش است که بروز چنین رویدادهایی ریشه در کجا دارد؟ و آیا جای آن نیست که متولیان آموزش و پرورش اقدام به خانه تکانی ذهنی و فکری داشته باشند و امر بسیار مهم تعلیم و تربیت را این گونه به بازیچه نگیرند و اساساَ آن را به صاحبان واقعی اش بسپارند. وقتی در جذب معلمان تنها به برخی امور ظاهری و مناسکی بسنده می شود و بسیاری از موضوعات مهم اخلاقی، فکری، تربیتی، علمی و شخصیتی نادیده گرفته می شود، آن وقت آیا نباید انتظار بروز چنین حوادث تلخی را کشید؟ نظام آموزش و پرورش اکنون گرفتار روندی معیوب شده است که خروجی چندان مناسبی به لحاظ آموزشی، تربیتی، فکری و اخلاقی ندارد و طی ۱۲ سال دانش آموزان را گویی به گروگان می گیرد و مشتی مطالب نه چندان مفید برای زندگی شان به آنها می آموزد و پس از آن رهای شان می کند.

پاسخی بگذارید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد