معرفی ۴ جریان اقتصادی فعال در ایران

از بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ۴ دیدگاه در اقتصاد ایران نمایان شد که قصد داشت بر اقتصاد ایران حاکم شود. هریک از این دیدگاه ها در ایران تئورسين ها، پایگاه ها و رسانه هایی دارند .

اقتصاد بازار

اقتصاد بازار یا اقتصاد آزاد یا اقتصاد لیبرالی یا نئوکلاسيک در سال ۱۷۷۶ با انتشار کتاب ثروت ملل آدام اسمیت رسمیت پیدا کرد این مکتب هر چند در طی دو قرن اخیر با فراز و فرودهای فراوانی روبرو بوده است ودستخوش بازنگری و تغییرات فراوان شده اما بدون شک از پر آوازه ترین مکاتب اقتصادی است.
این دیدگاه بر اساس مبانی واصول ليبرالي شکل گرفت و معتقد به : مالکیت مطلق خصوصی ،آزادی اقتصادی ، دولت حداقلی رفاه ، و بر اساس حداکثر کردن منافع و اصالت سود و رشد وتوسعه اقتصادی آزاد است
از سردمداران این دیدگاه در ایران می توان به موسی غنی نژاد ، مسعود نیلی ، محمد طبیبیان اشاره کرد. بسیاری از رسانه های اقتصادی از جمله روزنامه دنیای اقتصاد و هفته نامه تجارت فردا از پایگاه های این دیدگاه هستند

اقتصاد اسلامی

اقتصاد اسلامی با انتشار کتاب اقتصاد نا علامه محمد باقر صدر در جهان مطرح شد . با انتشار دیدگاه های افرادی چون مطهری، بهشتی، تسخیری دارای شکل بندی شد. این اقتصاد بر اساس مبانی و اصول اسلامی درحال زایش است
در این دیدگاه مالکیت به سه مالکیت خصوصی، عمومی و دولتی تقسیم می شود. آزادی مالکیت مشروع مورد تایید قرار می گيرد. سرمایه داری و سرمایه دار و سرمایه در چارچوب شرع مورد حمایت قرار می گیرد .
از سردمداران این دیدگاه می توان به : مسعود درخشان،حسن سبحانی، یدالله دادگر، ایرج توتونچیان و اشاره کرد. پایگاه این دیدگاه در دانشگاه امام صادق ع، دانشگاه مفید قم، دانشگاه تهران، موسسه سمت، موسسه امام خمینی ره قرار دارد.

اقتصاد چپ نو

دیدگاه سوسیال و مارکس در اقتصاد بعد از انقلاب دارای هواداران فراوانی بود . افکار بعضی از افراد از جمله بنی صدر، پیمان، توانایی فرد از عقاید این دیدگاه تأثیر پذیرفته بود.
اقتصاد چپ بر اساس مبانی واصول مارکسیسم شکل گرفت و معتقد به نفي مالکیت خصوصی، مالکیت اشتراکی، حمایت مطلق از کارگر و برابری بودند .
سردمداران این دیدگاه در ایران: امروز محمد مالجو ، فریبرز رئیس دانا و پایگاه های آنها : نشر اختران ، مجله گفتگو و … است و طرفداراني در بین کارگران و روشنفکران چپ دارند.

اقتصاد نهادگرا

اقتصاد نهاد گرا از نقد تورستن وبلن، از اقتصاد مارکسیسم و اقتصاد نئو کلاسیک شکل گرفت. وی بدنبال کنار گذاشتن نقاط ضعف این دو مکتب و سود جستن از نقاط قوت آنها بود. چنین اقتصادی باید به‌عنوان یک سازمان یا مجموعه کامل و واحد تشکیلات که تمام اجزای آن با یکدیگر ارتباط دارند، مورد بررسی قرار گیرد. در این مورد، مطالعه یک دوره کامل از زمان را نمی‌توان صرفا با بررسی اجزای آن به‌صورت قسمت‌های مجزا و منفصل از یکدیگر مورد بررسی قرار داد.مکتب نهادی نقش نهادها را در زندگی اقتصادی مورد تأکید قرار می‌دهد.
تکامل در تجزیه و تحلیل اقتصادی باید مورد استفاده قرار گیرد؛ زیرا جامعه و نهادهای آن، دائما در حال تغییرند. به‌جای وجود تعادل، همواره حرکت و تغییر وجود دارد. بیشتر مکاتب اقتصادی در نظام سرمایه‌داری بر پایه فرضیه‌های مورد استفاده در نظریه خود، وجود هماهنگی در منافع افراد جامعه را استنتاج می‌کنند؛ در حالی‌که مکتب نهادی، معتقد به وجود تضاد منافع است و انسان را موجودی اجتماعی و تعاونی می‌داند؛ که برای حفظ منافع مشترک و متقابل خود با دیگران اقدام به تشکیلات گروهی می‌کند. مکتب نهادی از برنامه اصلاحات اجتماعی به‌منظور توزیع عادلانه ثروت و درآمد حمایت می‌کند. از ‌نظر روش‌شناختی، مکتب نهادی روش استقراء را بر روش قیاس ترجیح داده و بر این عقیده است که برای بهتر کردن نظام اقتصادی باید مطالعات دقیق‌تری از طرز کار آن عمل، به‌دست آورد.
سرمداران این دیدگاه : فرشاد مومنی، محسن رنانی، حسین راغفر، ستاری فر و … هستند. موسسه دین و اقتصاد و موسسه پژوهشهای اقتصاد و مدیریت از پایگاه های این دیدگاه هستند. / چشم‌انداز

پاسخی بگذارید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد