چرا در ایران دوباره انقلاب نمی شود؟!

مهران صولتی

در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی شاهد انتشار مطالب بسیاری درباره چرایی و چگونگی پیدایش آن هستیم. عمده تحلیل ها هم از جوانب مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به علل شکل گیری این رویداد سترگ پرداخته اند. اما در کنار همه این مطالب پرسش از اینکه با وجودنارضایتی های موجود چرا انقلاب دیگری را پیش رو نداریم به اندازه کافی مورد مداقه قرار نگرفته است. پرسشی که به ویژه پس از ناآرامی های دیماه ۹۶ به یکی از پربسامدترین سئوالات در میان شهروندان تبدیل شده بود. تبلیغ رسانه های خارجی فارسی زبان درباره نقش احتمالی رضا پهلوی هم با ادعای بازگشت از یک مسیر اشتباه چهل ساله البته تا مدتی توانست قوه تخیل برخی ناراضیان را قلقلک دهد. به پرسش نخست باز می گردیم؛ چرا در ایران امروز انقلاب دیگری نمی شود؟!

فقدان جایگزین: حکومت ها فقط زمانی ممکن است در اثر بروز انقلاب از عرصه خارج شوند که نیروی اپوزیسیون فعال توانسته باشد آلترناتیوی برای آنها معرفی و نوعی باور عمومی نسبت به کارآمدی آن در اذهان ایجاد کرده باشد. واقعیت این است که در طول چهل سال گذشته ما با فقدان یک اپوزیسیون یا نیروی آلترناتیو مواجه بوده ایم که توانسته باشند نوعی اقناع عمومی برای ضرورت یک گذار انقلابی پرهزینه ایجاد کرده باشند!

فقدان اعتماد: انقلاب حاصل نوعی بسیج توده ای برای رهایی از وضعیت موجود و دستیابی به موقعیت مطلوب است. در این میان نقش روشنفکران کاملا بی بدیل به نظر می رسد. در شرایط کنونی ایران جدای از مهجور ماندن تفکر انقلابی با پدیده تکثر مرجعیت های اجتماعی، بی اعتمادی به روشنفکران، ظهور و مقبولیت یافتن سلبریتی ها و کاهش همبستگی اجتماعی مواجه هستیم که همه این ها می تواند از احتمال شکل گیری یک انقلاب دیگر جلوگیری کند!

فقدان گفتمان: انقلاب ایران بیش از همه مرهون حضور هژمونیک یک گفتمان رهایی بخش، انقلابی و مبارزه جویانه در سراسر جهان بود. از امریکا، تا اروپا، افریقا و آسیا، همه مبارزین در عطش تغییرات سریع، ناگهانی، انقلابی و حتی مسلحانه علیه نظم سرمایه داری و حکومت های وابسته بدان می سوختند. اکنون اما سرمایه داری گویا به تقدیر تاریخی همگان تبدیل شده و تمنای توسعه به آن سبک و سیاق ترجیع بند سخنان همه شده است!

فقدان امید: نظر سنجی های معتبر دهه پنجاه نشان می داد که یکی از انگیزه های مهم مردم برای ورود به فرایند انقلاب عبارت از امید به تحقق آینده ای بهتر در ایران بوده است. اکنون اما در کنار ناامیدی به آینده جایگزینی برای حکومت شاهد افزایش واقع بینی شهروندان در قبال بحران های موجود و اذعان به این واقعیت است که تغییرات سیاسی و انقلابی نمی تواند لزوما شرایط ما را بهبود بخشد!

فقدان انحصار: تغییرات انقلابی در گذشته واکنشی به حاکمیت یک قدرت تمامیت خواه بود که همه روزنه های فعالیت سیاسی و اعتراضات اجتماعی را مسدود کرده باشد. در وضعیت موجود اگر چه با رویکردهای اقتدارگرایانه مواجهیم ولی خواست ایجاد انحصار بر فعالیت های شهروندان، دیگر امکان پذیر نیست. دو جناح اصلی حکومت همچنان فعالیت سیاسی دارند و گسترش شبکه های اجتماعی انحصار اطلاعاتی و رسانه ای را بلاموضوع ساخته اند!

نکته پایانی: اگر چه با پررنگ شدن نقش رسانه های نوین اجتماعی در بسیج ناراضیان اکنون با اشکال جدیدتری از جنبش های سیاسی و شورش های اجتماعی در جهان مواجه هستیم ولی همچنان دو عنصر امید به آینده بهتر و اعتماد به روشنفکران نقش مهمی در ایجاد میل به تغییرات در ایران امروز ایفا می کنند. البته روشن است که شنیدن صدای مردم، بهره گیری از تجارب گذشته و عزم جدی برای جلب مشارکت تمام عیار شهروندان در عرصه های تصمیم سازی می تواند راه هایی به مراتب کم هزینه تر برای ایجاد تغییرات از سوی حکومت در ایران باشد!

پاسخی بگذارید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد