در نقد عوام زده شدن انتقاد

عباس کاظمی

بازار انتقاد داغ است و حوزه خصوصی حکومت‌مردان و شخصیتها نیز زیر نگاه انتقادی رفته است. حساسیت مردم را برای زیر ذره بین قرار دادن دولتی ها و مدیران حکومتی و فرزندانشان درک می کنم، با مردم همدلم که فساد به شدت گسترش یافته و رانت خواری به نهایت رسیده است، اما جریان و جنبشی که در شبکه های اجتماعی این روزها شکل گرفته است جریانی مبتذل است که بی شباهت به جریانی که در برهه انقلاب ۵۷ از جریان فساد شکل گرفته نیست. اصف ببات در سیاست خیابانی تصرف هتلها،آپارتمانها و خانه های ویلایی توسط فرودستان شهری را به خوبی نشان داد که بنظر من پیامد عمومی شدن نگاه حسادت بار عامه نسبت به افراد بیشتر برخوردار است. پس از انقلاب هنگامی که گردو غبارها و تسویه حسابهای شخصی تمام شد روشن شد که چقدر حباب توهم، بدبینی و کوته فکری از دزد خطاب کردن بسیاری، افراد بی گناه را از کشور فراری داد یا از آنها سلب مالکیت کرد. اینک،جریان شکل گرفته است که اگرچه از مدیران دولتی و حکومتی شروع شد اما در نهایت به خودمان و همسایگان ما ختم خواهد شد، تخم کینه آمیخته به حسادت است که در کشور می روید و فتنه نفرت آمیخته با خشونت است که درو خواهد شد. این همان جنبشی است که همه را متهم به فساد می کند در حالی که از خود فرد اتهام زننده سلب مسوولیت می کند.
یکی از ابن جریانهای انحرافی نقد معطوف به مدیران حکومتی این است که چرا فرزندانشان خارج از کشور تحصیل می کنند. پاسخ روشن است امروزه بسیاری از خانواده های معمولی طبقه متوسط نیز یکی از فرزندانشان در خارج از کشور تحصیل می کنند. این چه جریان مضحکی است که راه افتادست و مردم را به دنبال خود می کشاند. بیایید اگر قرار است نقد کنیم جریانی از نقد را راه بیندازیم که خودمان را از دایره نقد خارج نکنیم. آنچه من امروز در جامعه می بینم و آنچه که برسرمان آمده است نه محصول عمل صرف این اقازاده یا ان اقاست بلکه محصول عمل همه ماست. ما همه در این آتش فساد مقصریم، جامعه فساد به کنشگر نیاز دارد و ما کنشگران و عاملان جامعه فسادیم. یادمان نرود همیشه آنطرف کسی که رشوه می گیرد، مدح و تملق می شود، و… مردمی هستند که چنین رابطه ای را شکل می دهند.

بیشتر بخوانید

پس پشت نقد جریانی که این روزها راه افتاده است این نیست که عملی عیراخلاقی در حال وقوع است، نقد جنبش به اصطلاح چیزباختگان این است که چرا خودشان از این بازی بهره ای نبرده اند..
غیراخلاقی ترین کار آن است که غیراخلاقی ترینها، موعظه گر اخلاقی ترین چیزها شوند. بیایید صادق باشیم،ما همان مردمی هستیم که نه به دولت بلکه به کل جامعه بدبینیم، ما فکر نمی کنیم که دولت صرفا دزد است بلکه تصور می کنیم همه مشغول چپاول هستند و از این ناراحتیم که ما به اصطلاح چیزباختگان بی بهره از مواهب و مواجب چرا سهمی نداریم.
من اینگونه تصویر سازی از جامعه را دوست ندارم، اینکه یکطرف بهرمندان از فساد و طرف دیگر چیزباختگان قرار دارند و اینکه یکطرف حکومت تماما بد و انسو مردم تماما خوب وجود دارند، به لحاظ جامعه شناسی نمی توانم چنین دوگانه انگاری را بپذیرم. بنطرم هرکس سهمی از مواهب این فساد را برده است اما مساله از اینجا شروع می شود که این تقسیم منافع ‘ عادلانه و شفاف نبوده است.
دوستان! امروز در جامعه فحش دادن به حکومت مد شده است و بد گفتن از وضع خراب اخلاق در جامعه روند غالب شده است، امروز اگر کسی جریان عمومی نقد را مورد سوال قرار دهد به محافظه کاری متهم می شود یا اگر فردی عمل عمومی و اعتراضی مردم را مورد پرسش قرار دهد ترسو یا حکومتی، فرض می شود، اما یک جامعه شناس یا یک روشنفکر نباید به دام جریان اعتراضی عوام زده و سطحی بیفتد، باید مراقب عوام زدگی در اصلاح اجتماعی بود، نباید اشتباهاتی که پدرانمان در انقلاب ۵۷ کردند را مجدد مرتکب شویم.

پاسخی بگذارید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد