بدن، زیبایی شناسی و قدرت

علی طایفی

بحث بدن از منظر جامعه شناختی باتوجه به نوپدید بودن آن ناگفته های زیادی بهمراه دارد. از مایکل فوکو تا برایان ترنر و دیگران مقوله بدن موضوع ساده ای نیست که بتوان فقط از یک منظر بدان نگریست.

بدن دیگر فقط یک مقوله زیست شناختی نیست و یا فقط یک مقوله پزشکی. البته این کشف جدیدی نیست. بدن در تاریخ رویکردهای مربوط بدان همواره از منظر سیاسی با نقشنگاری، از بعد نظامی با انتخاب بدن های نیرومند در نمایش قدرت، از نگاه حقوقی وکیفری با مجازات بدن و مثله یا اعدام بدن و حتی شکنجه، از منظر اقتصادی با شیوع روش برده داری نژادی و جنسی، از بعد شغلی با گروهبندی شغلی مبتنی برآن، از بعد فرهنگی با نمایش جنسی و پوشش های متناسب بدان، از چشم انداز اجتماعی با تبیین بدن طبقاتی، و حتی از زاویه هنری با تاتو و آویزان سازی و اتصال اشیا و فلزات و نقش نگاری و … مورد توجه بشر بوده و هست.

به تعبیر فوکو نگاه به بدن در تبیین و اعمال خشونت و مجازات یکی از مهمترین رویکردهای قضایی و کیفری بوده که امروزه دربسیاری از ممالک مدرن تغییر یافته است. نقش نگاری یا تاتو بر روی بدن نیز روزگاری نشانه تمایز طبقاتی بوده ولی امروزه به یک فرهنگ عمومی دربین جوانان مبدل شده است که تظاهر زیبایی گرایی و خاص گرایی است.

دراینجا قصد دارم از منظر قدرت و شهوت به موضوع نگاه کنم. به تعبیر فوکو رابطه قوی بین بدن و قدرت وجود دارد. بنظر می رسد عزم تغییر در فرم و ساختار بدن نشانه های این قدرت زدایی از جامعه و رویکرد بسوی قدرت فردی است. نوعی رویارویی به قدرتی است که ما انتخاب نکرده ایم. به هر دلیلی از تعبیر مورد زشتی یا زیبایی ایرنیان تا تعبیر شهوت در متون نظری دردستکاری بدن می توان به این امر پی برد که این دگرگون سازی بنوعی رویارویی با قدرت طبیعت، قدرت اجتماعی در ساختارهای کلان و زمخت اجتماعی و قدرت سیاسی درجامعه ایران امروز است.

ازسوی دیگر پدیده شهوت و لذت جویی جنسی نیز همواره دغدغه بشر بوده و هست. در طول تاریخ و جغرافیای کره خاکی بنگرید همواره این رویکرد شهوت و قدرت دو بال زندگی انسان بوده و هستند. حس زیبایی شناختی حاصل از همین تغییر فرم و ساختار بدن دربین جوانان، نشانه های جدیدی است در الگوهای شهوت و لذت جنسی. دراین مناسبات جنسی البته جان مایه قدرت نیز نهفته است. بیداری جنسی زنان که در عرصه اجتماعی بدانجا می انجامد که نرخ طلاق و یا معشوقه گزینی دربیرون از نهاد خانواده رو به فزونی می گذارد، در حوزه خصوصی و بدن شناسی نیز بسوی تغییر نمای بیرونی و تقویت عناصر زیبایی شناختی در بدن است.

زیبایی شناسی بدن درحال دگرگونی است. از مرحله پوشاندن بدن تا رونمایی آن در حوزه های عمومی می توان به رشد میل به تغییرات زیبایی شناختی رسید که نمی توان با آن برخورد ارزشی کرده و احیانا آنرا مبتذل برنمود.

از اصلاح موی سر و صورت و ختنه مردان تا اصلاح موی سر و صورت و بدن زنان همواره این حس زیبایی شناختی وجود داشته است و روزبروز نیز تقویت شده است. تغییر نمای بیرونی و کارآمدسازی بدن خواه از تغییر قامت یا سینه و سیما دربین زن و مرد نشانه های مدرنیزمی است که پس از عصر روشنگری رخ نمود و اولین تصاویر برهنه از بدن مسیح توسط نقاشان منتقد و روشنفکر دوران اسکولاستیک بروز کرد.

دراینجا قصد پرداختن به نقش رسانه های جهانی در ترویج فرهنگ زیبایی شناختی به بدن، صنایع بهداشت و زیبایی که از بزرگترین صنایع پرسود در جهان بشمار می رود و پدیده یکسان سازی یا استانداردسازی انسان با مشابه سازی انسان های مصرف کننده را ندارم که درجای خود نیازمند توجه و تحلیل است.

پاسخی بگذارید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد