کلنگی شدن جامعه ناشکیبا

علی اصغر سعیدی

اگر مردم کم‌شکیب باشند، سیاستگذاران هم باید برای راضی کردن مردم تولید آینده را فدای مصرف حال کنند. البته بسیاری از سیاستگذاران نیز از این ناشکیبایی سوءاستفاده می‌کنند چون ناشکیبایی مردم تا اندازه زیادی با شعارهای پوپولیستی هماهنگ است و در انتخابات این نوع شعارها مورد توجه مردم ناشکیبا قرار می‌گیرند. افراد ناشکیبا به جای تمایل به برنامه‌های بلندمدت‌تر که نیاز به صبر بیشتری دارد جذب سیاستگذارانی می‌شوند که شعارشان این است که شما را زودتر به اهداف می‌رسانیم.

جامعه کوتاه‌مدت در مقابل جامعه درازمدت، نمی‌تواند دستاوردهای خودش را حفظ کند چه این دستاوردها ثروت باشند چه دانش. در نتیجه توسعه پیدا نمی‌کند و اوضاع سیاسی و اجتماعی‌اش هر از چند گاهی به هرج‌ومرج می‌کشد. در چنین جامعه‌ای قوانین زودگذر و کوتاه‌مدت هستند و برنامه‌ها به سرانجام نمی‌رسند. می‌توان گفت جامعه‌ای که با تعریف آقای کاتوزیان کوتاه‌مدت است،‌ ناشکیباتر هم هست چون هر برنامه‌ای تا بخواهد به اهدافش برسد، با بی‌صبری مردم و سیاستگذاران «کلنگی» می‌شود. در واقع جامعه کوتاه‌مدت می‌تواند نتیجه ناشکیبایی هم باشد که می‌خواهد تغییرات زودتر انجام شود و تحمل برنامه‌های طولانی‌مدت را ندارد.

بیشتر خانواده‌های کارآفرین که اموالشان مصادره شد، وقتی از ایران خارج شدند و کارشان را از صفر در محیطی که خیلی رقابتی‌تر است شروع کردند با صبر و شکیبایی دوباره موفق شدند. به نظر من باز هم علت تمام اینها به همان آموزه‌هایی برمی‌گردد که از طریق خانواده در این افراد درونی شده است. اگر هم خانواده‌ای وجود داشته باشد که شکست‌خورده باشد مشکلش در درونی کردن همین آموزه‌هاست.

ممکن است یکی از دلایل مساله بی‌اعتمادی به طور کلی این باشد که امکان برقراری رابطه قوی بین افراد بر اثر شناخت وجود ندارد. در رابطه مردم با سیاستمداران باید توجه کرد سیاستمدارانی که به طور ناگهانی ظهور می‌کنند کمتر مورد اعتماد مردم واقع می‌شوند به همین علت معمولاً در حکومت‌های دموکراتیک برای اینکه این اعتماد پایدار باشد، خیلی تلاش می‌شود که افراد از طریق احزاب خودشان را در یک فرآیند نشان بدهند؛ در واقع معمولاً پیش از ورود به عرصه انتخابات افراد دولت سایه هستند یا به طریقی دائماً در صحنه هستند و یکدفعه وارد نمی‌شوند.

 به طور کلی برای تغییر دادن هر رفتاری که ناشی از ناشکیبایی مردم باشد، بهترین و معمول‌ترین راه این است که اطلاعات دقیق به مردم بدهیم. وقتی مردم بدانند اگر در کاری بی‌صبرتر باشند بیشتر ضرر می‌کنند رفتارشان تغییر می‌کند؛ یعنی کافی است مردم بدانند کار یا رفتاری به نفع خودشان نیست، حتماً تغییر رویه می‌دهند. بنابراین، داشتن اطلاعات و شناخت خیلی مهم است.

در شرایط اقتصادی امروز همه انتظار دارند مردم مقاومت کنند و صبر و شکیبایی آنها در مقابل مشکلات بیشتر باشد. امکان ندارد چنین مقاومت و شکیبایی اتفاق بیفتد مگر اینکه مردم از طریق گسترش حوزه عمومی متقاعد شوند که صبر کردن به نفع خودشان است و اگر ناشکیبا باشند ممکن است با بی‌ثباتی بیشتری مواجه شوند، ولی اگر شکیبا باشند ممکن است این دوره هم بگذرد. این مساله تنها از طریق گسترش حوزه عمومی حل می‌شود؛ یعنی مردم باید بتوانند درباره مسائل خود بحث کنند.

پاسخی بگذارید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد