مسیر تمدن به‌سوی آسان‌گیری است

فردین علیخواه | جامعه شناس

شاید شما هم در فیلم‌ها یا در دنیای واقعی با زوج‌های پا به سن گذاشته‌ای مواجه شده باشید که نام خانوادگی همدیگر را صدا می‌زنند/ کودکان را در عکس‌های قدیمی دیده باشید که علاوه بر آنکه دقیقاً مانند پدرانشان کت‌وشلوار پوشیده‌اند شق‌ورق ایستاده‌اند و مستقیم به دوربین نگاه می‌کنند/ جوانانی را دیده باشید که در مقابل بزرگ‌ترها از گفتن نام فرزند خود پرهیز می‌کنند و اگر هم بگویند از « بی‌ادبی» خود عذرخواهی می‌کنند/ مردمانی که وقتی حاکمانشان از خیابان‌های شهر عبور می‌کنند می‌ایستند، سرشان را پایین می‌اندازند و تعظیم می‌کنند/ افرادی که وقتی همدیگر را می‌بینند به نشانه احترام کلاه ازسرشان برمی‌دارند/ اعضای خانواده با آداب و نزاکت خاصی دور میز غذاخوری یا سفره می‌نشینند و موقع صرف غذا فقط به بشقاب نگاه می‌کنند/ لباس‌های کاملاً پوشیده به تن می‌کنند و در مقابل دیگران با پرنسیب ظاهر می‌شوند، والدین هیچ رفتاری که بیانگر عشق و احساس باشد در مقابل کودکان بروز نمی‌دهند.

نوربرت الیاس، جامعه‌شناس آلمانی با انجام مطالعات تاریخی درباره تحولات جوامع غربی به بررسی فرایندِ به تعبیر او؛ متمدن شدنِ این جوامع پرداخت. او معتقد بود که یکی از ویژگی‌های این فرایند«رسمی شدن» formalization است. منظور از این فرایند؛ تطبیق یافتن با آداب و هنجارهای بیرونی رفتار و از نگاهی دیگر، درونی کردن استانداردهای موجود رفتار و کردار است. «رسمی بودن» کم‌وبیش یکی از ویژگی‌های جوامع گذشته بود؛ به این معنا که جامعه اصول سخت‌گیرانه‌ای برای هر موقعیت تعریف کرده بود و با اعمال فشارهای اجتماعی، انتظار داشت تا افراد طبق آن اصول عمل کنند. اصول خوردن، خوابیدن، نشستن، سکس و حتی رفتار کوچکی مانند پاک کردن بینی از آن جمله است. افراد همیشه باید تصور می‌کردند که در موقعیتی رسمی حضور دارند و چشمان جامعه در حال تماشای آن‌هاست. الیاس، درونی شدن انتظارات اجتماعی و معیارهای پذیرفته‌شده جامعه را برای فرایند متمدن شدن انسان لازم می‌دانست. او البته معتقد است که موازی فرایند متمدن شدن، فرایندهای ضد متمدن شدن نیز همواره وجود داشته است ولی کمتر مجال رشد پیداکرده بود.

برخی از محققان معتقدند که از قرن نوزدهم به این‌سو جوامع به‌تدریج آسان‌گیر شده‌اند. درواقع هنجارهای اجتماعی سخت‌گیرانه قرون قبل، به‌تدریج با افراد مدارا می‌کنند. مثلاً زوج‌ها اسم کوچک همدیگر را صدا می‌زنند و احساسات خود را در مقابل کودکان بروز می‌دهند، کودکان نام والدینشان را صدا می‌زنند، مقامات سیاسی در کنار ساختمان ریاست جمهوری با شهروندان دست می‌دهند یا آنان را در آغوش می‌گیرند، لباس‌ها بسیار راحت، خودمانی و بازشده‌اند، افراد راحت‌تر و بدون مقدمه باهم خوش‌وبش می‌کنند و درمجموع، شکلی از راحتی در همه رفتارهای اجتماعی دیده می‌شود.

«کاش ووتر» یکی از محققانی است که با تحقیق در کشورهای آلمان، هلند، انگلیس و امریکا از نرم شدن فرهنگ سخن گفته است. ازنظر او در این جوامع تشریفات در رفتار و سختگیری‌ها در همه عرصه‌ها کم شده است. او از گسترش « فرایند غیررسمی شدن» informalization در جامعه صحبت می‌کند، به این معنی که شکلی از راحتی در روابط اجتماعی در حال گسترش است. ازنظر این گروه از محققان جوامع با رفتارهایی که زمانی در مکان‌های عمومی و خانوادگی بسیار زشت تلقی می‌شدند با مدارا برخورد می‌کنند. نوربرت الیاس دموکراتیک شدن فرهنگ را در این زمینه مؤثر می‌داند، به این معنی که در همه عرصه‌ها شاهد کاهش شیب قدرت و کاهش فاصله اجتماعی هستیم. روابط پست‌تر و برتر و همچنین سلسله‌مراتب خشک بین افراد کم‌رنگ شده است. مثلاً به دلیل توزیع قدرت در خانواده، زنان یا مردان نام همسرشان را صدا به می‌زنند و یا به دلیل دموکراتیک شدن فضای مدرسه، معلم‌ها با شاگردان خود پینگ‌پونگ بازی می‌کنند. همچنین، دلیل گسترش حقوق شهروندی، مقامات یک کشور با طرفدارانشان دست می‌دهند چون روابط پست‌تر و برتر بین آن‌ها رو به افول نهاده است. مسیر تمدن ازنظر اینان به سمت غیررسمی شدن می‌رود.

موضوع این مطلب، به‌طور خاص درباره ایران نیست و بیشتر بیانگر مسیر تمدن بشری است که برخی از اندیشمندان نظیر الیاس و ووتر درباره آن بحث کرده‌اند. ازنظر آنان ما شاهد حرکت تمدن از « رسمی شدن» به‌سوی « غیررسمی شدن» هستیم.
شاید آشنایی با چنین تحلیل‌ها و نظراتی، باعث شود تا با تنوعات و تفاوت‌های رفتاری در جامعه امروز ایران با تساهل و مدارا برخورد کنیم. مسیر تمدن بشری به سمت آسان‌گیری است.▫️

پاسخی بگذارید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد