مسأله ها و مسأله نُماها

محمدباقر تاج الدین

shutterstock

در هر جامعه ای برخی مسائل و مشکلات واقعی، عینی و بیرونی وجود دارند که بیشتر مردم درباره آن ها سخن می گویند و اظهار ناراحتی و درد و رنج می کنند. این درد و رنج ها همگی ناشی از کنش ها و واکنش های انسان ها و نظام های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بوده و صد البته راه حل هایی هم دارند. اما همواره در هر جامعه ای کانون های قدرت و ثروت برای منحرف ساختن اذهان عمومی مسأله نُماها را به جای مسأله ها به اصطلاح جا می زنند و این گونه القا می کنند که این مسأله نُماها مشکلات اصلی جامعه هستند، این در حالی است که مسائل و مشکلات واقعی همچنان به قوت خود باقی بوده و خودنمایی می کنند و هر روز بر درد و رنج مردمان می افزایند و گویی سرِ آن ندارند که دامن خویش از جامعه بر چینند و مردمان را به حال خود رها سازند.

مثالی بسیار ساده ابعاد بحث را روشن تر خواهد نمود: فرض کنید که به کسی تیری شلیک شده باشد و فرد تیر خورده در حال جان دادن باشد و پزشکی که بر بالین او حاضر شده است به جای کوشش برای نجات جان او درباره جنس تیر و یا چگونگی تیرخوردن آن فرد توضیح بدهد و مشکل اصلی را در خودِ تیر و نحوه تیر خوردن بداند. این دقیقا یعنی شبه مسأله را به جای مسأله جا زدن. اکنون مسأله اصلی در مثال یاد شده نجات جان بیمار است و نه بحث و جدل درباره جنس تیر و یا نحوه تیر خوردن او. شاید خواننده گرامی بگوید که این کاملا واضح و مبرهن است و نیازی به توضیح چندانی ندارد اما باور بفرمایید که همیشه این گونه نیست چرا که در بسیاری مواقع شبه مسأله ها به جای مسأله ها جا خوش کرده اند و بسیاری گمان برده اند که مسأله و مشکل همین مسأله نُماها یا شبه مسأله ها هستند و در تفکیک و جدایی گزینی مسأله از مسأله نُماها حقیقتاً دچار مشکل شده اند. البته این را نیز باید بگوییم که کسانی که مسأله نُماها و یا شبه مسأله ها را به جای مسائل اصلی و واقعی جا می زنند با صدها ترفند و یا به اصطلاح معروف لطایف الحیل چنین می کنند و با تبلیغات کاذب شب و روز در گوش مردمان جامعه می خوانند که ایهاالناس مسائل و مشکلات واقعی شما مواردی است که ما می گوییم و این ها را برگیرید و بقیه را فرو بنهید!!!

مسأله ها(Problems) بنا به تعریفی جامعه شناختی عبارتند از: مجموعه ای از مشکلات و معضلات فردی و اجتماعی که واقعیت عینی و بیرونی داشته، عمدتاً ناشی از فعالیت ها و عملکرد انسان ها و جوامع بوده، آن قدر گسترده و بسط یافته اند که تقریباً همگان از آن ها سخن می گویند و البته راه حل هم دارند. تقریباً هیچ جامعه و یا انسانی نیست که در طول زندگی خود دچار مسأله و مشکل نشده باشد و گویی هیچ گریزی و گزیری از آن نیست. همان گونه که در تعریف آمده است مسائل انسانی و اجتماعی عمدتاً محصول کنش های انسانی و اجتماعی بوده و بر این اساس انسان ها با تکیه بر عقل و هوش خود می توانند راه حل هایی نیز برای آن ها پیدا کنند. مهم ترین ویژگی «مسأله» این است که واقعیتی بیرونی و عینی است که قابلیت بررسی و مطالعه همه جانبه را دارد. همچنین دیگر ویژگی مهم «مسأله» این است که بیشتر افراد یک جامعه را درگیر کرده و تقریباً همگان درباره آن سخن می گویند و اظهار ناراحتی و درد و رنج می کنند. به عنوان مثال اکنون “بیکاری” یکی از مشکلات جدی و اساسی جامعه ایران است که تمامی جامعه را در بر گرفته است، همگان درباره آن دادِ سخن می دهند و اظهار ناراحتی و درد و رنج می کنند و صد البته که راه حل هایی هم دارد.

اما «مسأله نُما ها(Pseudo-problems)» شِبه مسأله هایی اَند که ساخته و پرداخته کانون های قدرت و ثروت بوده؛ واقعیت بیرونی و عینی چندانی ندارند؛ از همه مهم تر این که مشکلات و مسائل واقعی مردمان جامعه نبوده و افراد جامعه اظهار درد و رنجی درباره آن ها نمی کنند. شِبه مسأله ها برساخته های قدرتمندان جامعه هستند برای انحراف اذهان عمومی از مسائل و مشکلات واقعی به دلایلی چون: نداشتن اراده و توان کافی برای حل این مشکلات، بی اهمیت بودن مشکلات مورد نظر، عدم اولویت مشکلات مزبور، مسأله ندانستن چنین مشکلاتی و دلایل دیگر.

اکنون همه سخن بر سر این است که در جامعه ایران با تأسف فراوان بسیاری از مشکلات اصلی و اساسی مردمان جامعه گویی به دست فراموشی سپرده شدند و مسأله نُماهای بسیاری جای آنان را گرفته اند و رفته رفته مشکلات و معضلات واقعی مردم به درد و رنج های مزمن و کهنه ای بدل شده اند که دیگر راه برون رفت از چنین شرایطی بسیار سخت و دور از ذهن شده است. بسیاری از نهادها و سازمان های رسمی به صورت شبانه روزی در حال القای مسأله نُماها هستند و در ذهن و ضمیر مردمان این سرزمین بذر انحراف از مسائل و مشکلات اصلی را می کارند. اینان گویی نمی دانند و یا نمی خواهند بدانند که باد می کارند و باید در انتظار روزی باشند که طوفان درو کنند!!!!

بر همه متفکران و به ویژه روشنفکران جامعه فرض است که مسأله ها را از مسأله نُماها تفکیک کنند و همواره در این باره دادِ سخن دهند و به همگان بگویند و بیاموزند که مسائل و مشکلات واقعی و عینی شان چیست و چگونه باید به دنبال جستجوی راه حل های عقلانی و منطقی برای برون رفت از این مشکلات باشند.

پاسخی بگذارید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد