محبوبیت سیگار!

زهير باقری نوع پرست

0 ۲۸

«جهل شناسی»، به عنوان شاخه ای از فلسفه رواج این پدیده را چگونه تبیین می کند؟

شاخه ای به نام «جهل شناسی» Agnotology در فلسفه وجود دارد که کمتر از «معرفت شناسی» شناخته شده است. در «جهل شناسی» به جای بررسی اینکه چه چیزی «دانش» محسوب می شود و معیار تمایز «دانش» از «باورهای غلط» چیست، به بررسی جهل، انواع آن و چگونگی گسترش آنها پرداخته می شود.

«رابرت پروکتور»، استاد دانشگاه استنفورد، کتابی در همین زمینه دارد و برای تبیین اینکه «چرا سیگار می کشیم؟» از جهل شناسی بهره می گیرد. او که در زمینه تاریخ علم و معرفت شناسی تخصص دارد در این کتاب آمار و ارقامی ارائه می کند که بسیار قابل توجه است و تحلیلش را بر این آمار استوار می کند؛

سیگار سالانه به مرگ حدود نیم میلیون نفر در امریکا می انجامد؛ یعنی تقریباً از هر پنج مرگ، یکی با سیگار کشیدن مرتبط است که بیش از مرگ ومیر ناشی از اچ.آی.وی، سوء مصرف مواد، سوء مصرف الکل و تصادف های رانندگی است! تعداد شهروندان امریکایی که بواسطه سیگار کشیدن از دنیا رفته اند ۱۰ برابر افرادی است که در تاریخ جنگ های این کشور کشته شده اند! سیگار علت بروز حدود ۹۰ درصد سرطان های ریه است و سالانه ۳۴ هزار نفر به دلیل بیماری های قلبی، ناشی از در معرض دود سیگار بودن، فوت می کنند.
با وجود چنین یافته هایی اما باز آمارها می گویند حدود یک میلیارد نفر در جهان سیگار می کشند. ضرر بسیار زیاد سیگار از یک سو و مصرف بسیار بالای آن از سوی دیگر، می تواند ما را به این نتیجه برساند که «ضعف اراده» در انسان ها بسیار رایج است.

«رابرت پروکتور» در کتاب «هولوکاست طلایی» به بررسی این پرسش پرداخته است که چرا سیگار با وجود این میزان از آسیب برای سلامتی، از چنین مقبولیتی در سطح جهان برخوردار است؟ او در این کتاب بررسی می کند که چگونه کمپانی های قدرتمند و ثروتمند سیگار به روش های مختلف از آسیب رسیدن به منافع شان جلوگیری می کنند. یکی از مشهورترین این موارد، فراخوان «هنوز ثابت نشده» در میانه سده بیستم بود. مکانیسم این فراخوان، مکانیسمی متعارف و مقبول نزد محافظه کاران است.

زیان های سیگار، همانند گرمایش زمین، پارازیت امواج ماهواره ای، یا آلودگی را نمی توان با قطعیت اثبات کرد. این ماهیت «امور تجربی» است، ولی محافظه کاران به جای در نظر گرفتن این خصیصه امور تجربی، در چنین مواردی مطالبه «اثبات» یا «یقین» می کنند. در فراخوان نامبرده، کمپانی ها با تاکید بر اینکه ضرر سیگار اثبات نشده است یا اینکه نمی توان اثبات کرد که سیگار عامل مرگ و میر است از تبلیغ علیه سیگار جلوگیری کردند.

این کتاب، همچنین به روش هایی که کمپانی های سیگار به جذب زنان، اقلیت های نژادی و نوجوانان دست زدند، اشاره می کند. کمپانی ها با معرفی سیگارهایی که نیکوتین و قیر کمتری داشتند نوید آسیب کمتر به سلامتی را می دادند در حالی که در واقع این سیگارها کشنده تر بودند. در این کتاب، نویسنده به ما می گوید که تلاشی فراگیر و سیستماتیک در جریان است که هدف نهایی آن «توزیع جهل» در مورد سیگار بین مصرف کنندگان این محصول است.

اینچنین پدیده هایی را در فلسفه در شاخه ای به نام «جهل شناسی» Agnotology بررسی می کنند. برخی نهادهای تجاری-سیاسی از «جهل عمومی» منفعت کسب می کنند. دو مثالی که پروکتور در اثر دیگر خود می زند «بنگاه های مالی» و «نهادهای نظامی» هستند. به عنوان مثال پروکتور با بررسی های خود نشان می دهد که گرمایش زمین چندین دهه است که به عنوان خطری جدی شناسایی شده است ولی از معرفی این پدیده به عنوان یک خطر جدی به عموم مردم سر باز زده می شود چرا که در آن صورت، قواعد و مقرراتی که کمپانی ها برای محافظت از محیط زیست باید به آنها ملزم شوند مانعی برای سودشان می شود.
پروکتور از «قوانین سری طبیعی» سخن می گوید. منظور او از چنین قوانینی این است که امکان دارد برخی نهادها و مراکز قدرت از وجود قوانین طبیعی جدیدی آگاه شده باشند ولی آنها را با عموم مردم در میان نگذارند چرا که ممکن است برای منافع مالی و روش های درآمدزایی شان اشکال ایجاد کند.
توجه به مکانیسم های گسترش و توزیع جهل بین عموم مردم می تواند به ما کمک کند متوجه شویم که چرا مصرف کالایی که این میزان ضرر و زیان دارد بین عموم مردم رایج است. شاید به سختی بتوان مصرف کننده سیگاری را یافت که دقیقاً از تمامی ضرر و زیان های سیگار کشیدن آگاه باشد. اغلب افراد باورهایی کلی در مورد سیگار دارند مانند اینکه «سیگار کشیدن برای سلامت مضر است»؛ این در حالی است که این روزها این سخن را تقریباً در مورد همه چیز می شنویم، بنابراین، «باورهای کلی» نمی توانند مانع خوبی برای مصرف سیگار باشند.

پاسخی بگذارید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد